فیلم‌های جشنواره عمار، خانه‌ها را فتح خواهد کرد

همچنین در این مراسم، نادر طالب زاده دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار در سخنانی گفت: جشنواره عمار جشنواره هنرمندانی است که فهم و دغدغه انقلاب اسلامی دارند و روی تکنیکشان کار می کنند.

وی با اشاره به ساخت مستند «ساعت 25» در 15 سال پیش، گفت: در آن فیلم از سقوط آمریکا سخن گفتیم و آن زمان نماینده ایران در سازمان ملل ما را نقد می کرد در حالی که مطمئن بودیم که آمریکا با حمایت از عراق روزی سقوط خواهد کرد و امروز جنبش وال استریت آن چیزی است که ما می گفتیم و انتخاب اسلامگرایان در کشورهای عربی همان چیزی است که ما می گفتیم.

طالب زاده افزود: تاثیر انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی و اصیل بودن الگوی آن در کنار فتنه 88 به همراه موج فضای رسانه ای خبری فارسی همه باعث شده است که نیازمند این جشنواره باشیم.

وی با بیان اینکه پایان این جشنواره آغاز جشنواره خواهد بود، گفت: فیلم های رسیده به این جشنواره خانه ها را فتح خواهد کرد و شما دوست دارید که همه را جمع کنید و آن را ببینید.

دبیر جشنوراه عمار افزود: با این جشنواره زمان آن فرارسیده است که تلنگری به رسانه ملی زده شود که مردم چه چیزی دوست دارند ببینند.

وی با تشکر از وحید جلیلی و دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در راه اندازی این جشنواره تاکید کرد: فیلم خوب فیلم بین المللی است تا مردم در همه جای دنیا آنچه که در جشنواره های ونیز و کن و لندن و رم نمی بینند را ببینند.


وحید جلیلی رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار امروز در نشست خبری ارائه کارنامه و برنامه‌های آینده این جشنواره، با بیان اینکه نکات مهمی درباره جشنواره در بیانیه پایانی هیئت داروان بود، گفت:  روند طبیعی جریان فیلمسازی انقلابی که شکل گرفته و رشد کرده است اقتضا داشت که محافل پیرامونی خود را داشته باشد که در این زمنیه جشنواره عمار شکل گرفت.
وی افزود: اگر مقایسه‌ای با سینمای روشنفکری و سینمای روشنفکری ایران داشته باشیم، این سینما در کنار حلقه هنری خود دارای حلقه‌های اندیشه‌ورزی و رسانه‌ای قوی است که حتی به نظر می‌رسد بیشتر از پاتوق‌های رسانه‌ای تاثیرپذیر است.
جلیلی با بیان اینکه موج نو سینمای انقلاب از این لحاظ دارای ضعف جدی است، تاکید کرد: موج نو سینمای انقلاب اسلامی هر چند دارای بخش متنی زیادی است اما به دلیل فقدان رسانه‌ای و اندیشه‌ای نتوانسته بروز و ظهور یابد لذا جشنواره عمار با این آسیب‌شناسی وارد عرصه شد.
وی افزود: در جشنواره عمار تلاش شد تا فضای پیرامونی برای موج نوی انقلاب اسلامی شکل بگیرد که بعد از جشنواره این امر ادامه خواهد داشت.

* ضلع چهارم موج نو سینمای انقلاب که همان مخاطب عام است در جشنواره عمار شکل جدی‌تر گرفت

رئیس دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان اینکه جریان‌های فکری انقلاب اسلامی نیز در جشنواره عمار به موج نو سینمای انقلاب وصل شد، تصریح کرد: در این زمینه از حضور حجت‌الاسلام پناهیان، استاد رحیم‌پور ازغدی و حجت‌الاسلام همازاده استفاده کردیم و آنها هر کدام به نوع خود به نکات و پرسش‌های لازم در این زمینه پاسخ لازم را دادند که برای نمونه جلسه سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی 4 ساعت طول کشید.
وی با اشاره به سه ضلع رسانه، اندیشه و هنر در جشنواره عمار، افزود: ضلع چهارم موج نو سینمای انقلاب که همان مخاطب عام است نیز در جشنواره عمار شکل جدی‌تری گرفت و ما در این زمنیه به نکات مهمی رسیدیم.
جلیلی ادامه داد: اکران‌های شهری و روستایی و آمارهای موجود این ضلع چهارم است که دوستان با حداقل امکانات و به صورت داوطلبانه  فیلم‌ها را اکران کردند که با استقبال مردم مواجه شد و ما همچنان شاهد تقاضاهایی برای اکران آنها هستیم.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار بر اصرار برگزار کنندگان این جشنواره بر وجهه مردمی بودن آن تاکید کرد و گفت: در همین راستا در افتتاحیه صف اول سینما فلسطین به مادران شهدا اختصاص داده شد و افتتاحیه با سخنرانی پدر شهید موحددانش بود بر خلاف جشنواره‌هایی که رسمی است.
وی افزود: هرچند که در جشنواره به روی همه باز است تعمد داشتیم که این جشنواره، جشنواره حزب‌الهی باشد و به جای پاتوق‌هایی که رسما و به صورت دولتی برای جریان روشنفکری ایجاد شده، این جشنواره پاتوقی برای حزب‌الهی‌ها باشد.

* رسانه‌های روشنفکری با بایکوت عمار نشان دادند کاملا برخورد ایدئولوژیک دارند

جلیلی حضور پیشکسوتان سینمای انقلاب اسلامی در جشنواره عمار را بخش مهم دیگر جشنواره عمار دانست و تصریح کرد: سطح بالای داوران جشنواره عمار از جمله حضور ابراهیم فیاض با سابقه داوری در جشنواره‌های فجر، ناصر هاشم‌زاده فیلمنامه‌نویس برتر سینما، ابوالقاسم طالبی کارگردان برتر سینما و تلویزیون، مسعود ده‌نمکی رکورددار سینمای ایران و نادر طالب‌زاده کارشناس برجسته سینما و رسانه نشان از همین حضور پیشکسوتان در کنار جوانان موج نو سینمای انقلاب بود.
وی افزود: با این سطح بالای داوران جشنواره عمار توسط رسانه‌های روشنفکری بایکوت رسانه‌ای شد و و برخی سایت‌های سینمایی حتی یک خبر درباره این جشنواره منتشر نکردند و این نشان داد کسانی که شعار هنر برای هنر می‌دهند کاملا برخورد ایدئولوژیک دارند.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار ادامه داد: با این اقدام مطبوعات سینمایی و سایت‌های سینمایی روشنفکری برگ مشخصی از جانبداری سیاسی خود را نشان دادند و آنها که ادعا دارند نباید با هنر برخورد سیاسی داشت نشان دادند که تا بن دندان معقتد به حذف هر اعتقاد سیاسی و هنری هستند که بخواهد ظهور و بروز داشته باشد.

* اقدامات صداوسیما در 9 دی هیچ نسبتی با 9 دی نداشت


فیلم‌های جشنواره عمار، خانه‌ها را فتح خواهد کرد

همچنین در این مراسم، نادر طالب زاده دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار در سخنانی گفت: جشنواره عمار جشنواره هنرمندانی است که فهم و دغدغه انقلاب اسلامی دارند و روی تکنیکشان کار می کنند.

وی با اشاره به ساخت مستند «ساعت 25» در 15 سال پیش، گفت: در آن فیلم از سقوط آمریکا سخن گفتیم و آن زمان نماینده ایران در سازمان ملل ما را نقد می کرد در حالی که مطمئن بودیم که آمریکا با حمایت از عراق روزی سقوط خواهد کرد و امروز جنبش وال استریت آن چیزی است که ما می گفتیم و انتخاب اسلامگرایان در کشورهای عربی همان چیزی است که ما می گفتیم.

طالب زاده افزود: تاثیر انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی و اصیل بودن الگوی آن در کنار فتنه 88 به همراه موج فضای رسانه ای خبری فارسی همه باعث شده است که نیازمند این جشنواره باشیم.

وی با بیان اینکه پایان این جشنواره آغاز جشنواره خواهد بود، گفت: فیلم های رسیده به این جشنواره خانه ها را فتح خواهد کرد و شما دوست دارید که همه را جمع کنید و آن را ببینید.

دبیر جشنوراه عمار افزود: با این جشنواره زمان آن فرارسیده است که تلنگری به رسانه ملی زده شود که مردم چه چیزی دوست دارند ببینند.

وی با تشکر از وحید جلیلی و دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در راه اندازی این جشنواره تاکید کرد: فیلم خوب فیلم بین المللی است تا مردم در همه جای دنیا آنچه که در جشنواره های ونیز و کن و لندن و رم نمی بینند را ببینند.


وحید جلیلی رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار امروز در نشست خبری ارائه کارنامه و برنامه‌های آینده این جشنواره، با بیان اینکه نکات مهمی درباره جشنواره در بیانیه پایانی هیئت داروان بود، گفت:  روند طبیعی جریان فیلمسازی انقلابی که شکل گرفته و رشد کرده است اقتضا داشت که محافل پیرامونی خود را داشته باشد که در این زمنیه جشنواره عمار شکل گرفت.
وی افزود: اگر مقایسه‌ای با سینمای روشنفکری و سینمای روشنفکری ایران داشته باشیم، این سینما در کنار حلقه هنری خود دارای حلقه‌های اندیشه‌ورزی و رسانه‌ای قوی است که حتی به نظر می‌رسد بیشتر از پاتوق‌های رسانه‌ای تاثیرپذیر است.
جلیلی با بیان اینکه موج نو سینمای انقلاب از این لحاظ دارای ضعف جدی است، تاکید کرد: موج نو سینمای انقلاب اسلامی هر چند دارای بخش متنی زیادی است اما به دلیل فقدان رسانه‌ای و اندیشه‌ای نتوانسته بروز و ظهور یابد لذا جشنواره عمار با این آسیب‌شناسی وارد عرصه شد.
وی افزود: در جشنواره عمار تلاش شد تا فضای پیرامونی برای موج نوی انقلاب اسلامی شکل بگیرد که بعد از جشنواره این امر ادامه خواهد داشت.

* ضلع چهارم موج نو سینمای انقلاب که همان مخاطب عام است در جشنواره عمار شکل جدی‌تر گرفت

رئیس دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان اینکه جریان‌های فکری انقلاب اسلامی نیز در جشنواره عمار به موج نو سینمای انقلاب وصل شد، تصریح کرد: در این زمینه از حضور حجت‌الاسلام پناهیان، استاد رحیم‌پور ازغدی و حجت‌الاسلام همازاده استفاده کردیم و آنها هر کدام به نوع خود به نکات و پرسش‌های لازم در این زمینه پاسخ لازم را دادند که برای نمونه جلسه سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی 4 ساعت طول کشید.
وی با اشاره به سه ضلع رسانه، اندیشه و هنر در جشنواره عمار، افزود: ضلع چهارم موج نو سینمای انقلاب که همان مخاطب عام است نیز در جشنواره عمار شکل جدی‌تری گرفت و ما در این زمنیه به نکات مهمی رسیدیم.
جلیلی ادامه داد: اکران‌های شهری و روستایی و آمارهای موجود این ضلع چهارم است که دوستان با حداقل امکانات و به صورت داوطلبانه  فیلم‌ها را اکران کردند که با استقبال مردم مواجه شد و ما همچنان شاهد تقاضاهایی برای اکران آنها هستیم.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار بر اصرار برگزار کنندگان این جشنواره بر وجهه مردمی بودن آن تاکید کرد و گفت: در همین راستا در افتتاحیه صف اول سینما فلسطین به مادران شهدا اختصاص داده شد و افتتاحیه با سخنرانی پدر شهید موحددانش بود بر خلاف جشنواره‌هایی که رسمی است.
وی افزود: هرچند که در جشنواره به روی همه باز است تعمد داشتیم که این جشنواره، جشنواره حزب‌الهی باشد و به جای پاتوق‌هایی که رسما و به صورت دولتی برای جریان روشنفکری ایجاد شده، این جشنواره پاتوقی برای حزب‌الهی‌ها باشد.

* رسانه‌های روشنفکری با بایکوت عمار نشان دادند کاملا برخورد ایدئولوژیک دارند

جلیلی حضور پیشکسوتان سینمای انقلاب اسلامی در جشنواره عمار را بخش مهم دیگر جشنواره عمار دانست و تصریح کرد: سطح بالای داوران جشنواره عمار از جمله حضور ابراهیم فیاض با سابقه داوری در جشنواره‌های فجر، ناصر هاشم‌زاده فیلمنامه‌نویس برتر سینما، ابوالقاسم طالبی کارگردان برتر سینما و تلویزیون، مسعود ده‌نمکی رکورددار سینمای ایران و نادر طالب‌زاده کارشناس برجسته سینما و رسانه نشان از همین حضور پیشکسوتان در کنار جوانان موج نو سینمای انقلاب بود.
وی افزود: با این سطح بالای داوران جشنواره عمار توسط رسانه‌های روشنفکری بایکوت رسانه‌ای شد و و برخی سایت‌های سینمایی حتی یک خبر درباره این جشنواره منتشر نکردند و این نشان داد کسانی که شعار هنر برای هنر می‌دهند کاملا برخورد ایدئولوژیک دارند.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار ادامه داد: با این اقدام مطبوعات سینمایی و سایت‌های سینمایی روشنفکری برگ مشخصی از جانبداری سیاسی خود را نشان دادند و آنها که ادعا دارند نباید با هنر برخورد سیاسی داشت نشان دادند که تا بن دندان معقتد به حذف هر اعتقاد سیاسی و هنری هستند که بخواهد ظهور و بروز داشته باشد.

* اقدامات صداوسیما در 9 دی هیچ نسبتی با 9 دی نداشت

وجید جلیلی در بخش دیگری از این نشست به انتقاد به صدا و سیما درباره پوشش نامناسب جشنواره عمار، گفت: انتقاد ما به صداوسیما نشان از عدم وجود عناصر خدوم در این سازمان نبود بلکه برخی خبرنگاران صداوسیما جدا از مسئولان منفعل آن این جشنواره را پوشش دادند.
وی افزود: صداوسیما در حالی که رهبری بر معرفی 9 دی به عنوان پشتوانه مردمی نظام بدون شعار زدگی تاکید داشتند، در شب 9 دی به جشنواره جام جم پرداخت که هیچ نسبتی با 9 دی نداشت و حتی برخی برندگان آن کسانی بودند که با فتنه همراه بودند.
این کارشناس رسانه‌ای ادامه داد: البته هنوز کورسویی از امید در صداوسیما هست هرچند غلبه جریان روشنفکری و مدیریت محافظه‌کار در صداوسیما آشکار است.

* جشنواره عمار تک ساحتی نیست

رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار همچنین با اشاره به تنوع فیلم‌ها در جشنواره عمار، گفت: انقلاب اسلامی شامل همه ساحت‌های زندگی بشر است و جشنواره مردمی عمار نیز تک ساحتی نیست و ما در این جشنواره از نقد نیروی انتظامی و نقد وضعیت فعلی مساجد تا طب سنتی و زندگی کشاورزان تا وضعیت منطقه در عراق، افغانستان و تونس را داشتیم.
وی با اشاره به سیاست‌های جشنواره عمار در بعد جنگ نرم مبنی بر ارائه داشته‌های انقلاب و تهدیدات، افزود: فیلم مستند «مشتی اسماعیل» که داستان یک پیرمرد امیدوار مومن مبتهج است در بخش بخش جنگ نرم حضور داشت.
جلیلی با بیان اینکه جریان روشنفکری سینمای ایران به دنبال در بن‌بست نشان دادن وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران است، ادامه داد: در همین فضا ما بحث نقد درون گفتمانی را داشتیم که به ارائه چالش‌ها بدون پرده‌پوشی بپردازد و ذیل پارادایم بومی بدون آنکه انگشت به سمت غربو الگوهای غیربومی باشد به دنبال حل این چالش‌هاست.

* اعلام اهداف یازده‌گانه دبیرخانه دائمی جشنواره مردمی عمار

وحید جلیلی در بخش دیگری از نشست خبری با اعلام خبر دائمی شدن دبیرخانه جشنواره عمار، اهداف یازده‌گانه این دبیرخانه را اعلام کرد و گفت: اولین هدف ارتباط مستمر با فیلمسازان است که در این راستا به دنبال ارتباط مستمر با فیلمسازان و تقویت ارتباط فیلمسازان موج نو انقلاب اسلامی با یکدیگر و برقراری ارتباط بین این فیلمسازان با حلقه‌های اندیشه‌ای و رسانه‌ای هستیم.
وی استمرار اکران‌های مردمی را هدف دوم خواند و گفت: تلاش می‌کنیم منتخب فیلم‌های جشنواره مردمی عمار در همه نقاط کشور و در هرجایی که تقاضا داشته باشند ادامه یابد.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار تثبیت محفل ماهانه‌ای برای جشنواره فیلم عمار را هدف سوم خواند و گفت: تلاش می‌کنیم هر ماه و یا هر دو ماه یکبار جدیدترین آثار موج نو انقلاب اسلامی در سینما فلسطین و یا مکانی دیگر به نمایش درآید.
وی اعلام فراخوان‌های فوری و فصلی را هدف چهارم دبیرخانه دائمی عمار عنوان کرد و افزود: به عقیده ما موج آفرینی جنگ نرم در حال حاضر روزانه شده است که نمی‌توان به یک حرکت سالانه اکتفا کرد لذا در همین راستا دیروز اعلام کردیم که از طرح‌های سینمایی درباره شهدای هسته‌ای حمایت خواهیم کرد.

* سینمای ایران، علیه انقلاب هر نیشی زده اما درباره ماجرای هسته‌ای هیچ اقدامی نکرده است

جلیلی ادامه داد: جریان روشنفکری سینمای ایران، علیه انقلاب هر نیشی زده است اما درباره ماجرای هسته‌ای که امری صد درصد ملی است و حتی برخی سلطنت‌طلبان منصف از آن حمایت کردند، هیچ اقدامی نکرده است.
وی ایجاد «بانک فیلمنامه انقلاب اسلامی» را هدف پنجم دبیرخانه دائمی جشنواره دانست و گفت: موضوعات بسیاری در تاریخ انقلاب بوده که علاوه بر بار محتوایی بار هنری و دراماتیک بسیاری داشته است اما جریان روشنفکری سینمای ایران سیم‌خاردرای به دور این موضوعات کشیده است؛ لذا همین جا فراخوان می‌دهیم که فعالان این عرصه ایده‌ها و طرح‌های خود را به بانک فیلمنامه انقلاب ارسال کنند.

* اکران‌های بین‌المللی و حضور در عرصه‌های جهانی فیلم‌های منتخب عمار

جلیلی اکران‌های بین‌المللی و حضور در عرصه‌های جهانی را هدف ششم دبیرخانه جشنواره مردمی عمار عنوان کرد و افزود: در تلاش هستیم منتخب فیلم‌های جشنواره عمار در غزه و قاهره نمایش داده شود و منتخب فیلم‌های جشنواره عمار نیز برای جشنواره الجزیره ارسال شد و برای دیگر جشنواره‌ها که ممکن باشد ارشال خواهد شد.
وی حمایت و معرفی طرح‌های ارزشی سینما به مسئولان ذی‌ربط را هدف هفتم دبیرخانه دائمی جشنواره عمار خواند و گفت: دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی امکان حمایت بالایی از کارهای سینمایی ندارد اما تلاش می‌کند علاوه بر معرفی به مسئولان ذی‌ربط سینمایی پیگیری خواهیم کرد.

* صنعت سینمای انقلاب اسلامی باید شکل بگیرد

جلیلی تکمیل حلقه‌های سینمایی موج نو انقلاب اسلامی را هدف هشتم دانست و با تاکید بر اینکه صنعت سینمای انقلاب اسلامی باید شکل بگیرد، افزود: هدف نهم دبیرخانه دائمی عمار، گسترش ادبیات سینمای انقلاب اسلامی است و انعکاس برخی جریانات سینمای بین‌الملل که مغفول مانده هدف دهم دبیر خانه است.
وی هدف یازدهم را رصد و ارائه گزارش از موج نو انقلاب اسلامی عنوان کرد و در توضیح هدف دهم گفت: نگاه به غرب در ایران متاسفانه کانالیزه است و اینگونه نیست که همه سینما در قبضه صهیونیسم باشد و از آمریکا تا آسیا عناصر و مراکزی را می‌بینیم که همراهی کامل و یا اشترکاتی جدی با شما دارند و دبیرخانه جشنواره عمار تلاش خواهد کرد انحصار ترجمه‌های سینمایی را بشکند.
جلیلی همچنین در پاسخ به سوال فارس درباره توزیع خانگی، گفت: اکران مردمی را ادامه خواهیم داد و به دنبال تجربه‌های بدیع در این زمینه هستیم اما این که جشنواره و فیلم‌های آن محدود به جمع نخبگانی شود آفتی است که تمام تلاش‌ها بر ارتباط مستمر با جامعه است.

* اکران فیلم‌های منتخب عمار در دهه فجر

در این نشست خبری حامد بامروت مدیر دبیرخانه دائمی جشنواره عمار در گزارشی از عملکرد دومین جشنواره مردمی عمار با اشاره به اکران همزمان با 20 شهر و روستا و همچنین اکران پس از جشنواره در 10 شهر دیگر، گفت: تقاضاهایی رسیده و جشنواره عمار در دهه فجر نیز در شهرهای مختلف اکران خواهد داشت.
وی با ارائه آماری افزود: در قالب‌های جشنواره در بخش مستند 159 اثر رسید که 49 اثر در بخش مسابقه و 36 اثر در بخش مهمان حاضر شد، 25 اثر داستانی کوتاه رسید که 3 اثر در بخش مسابقه و 6 اثر در بخش میهمان حاضر شد، 5 داستانی بلند رسید که 2 اثر در بخش مسابقه حاضر شد، 22 پویانمایی رسید که 20 اثر به بخش مسابقه رفت و در بخش کلیپ و تیزر 65 اثر رسید که 10 اثر به بخش ماسبقه رفت.
بامروت به آثار در موضوعات مختلف اشاره کرد و گفت: 49 اثر در بیداری اسلامی، 5 اثر در فتنه 88، 44 اثر در جنگ نرم، 119 اثر در تاریخ انقلاب اسلامی و 25 اثر در بحث نقد درون گفتمانی حاضر شدند.
وی به آمار سنی کارگردانان حاضر در عمار نیز اشاره کرد و گفت: در این زمینه تا 20 سل 8 نفر، 21 تا 25 سال 26 نفر، 26 تا 30 سال 38 اثر، 31 تا 35 سال 31 اثر، 36 تا 40 سال 13 اثر و 40 سال به بالا 10 اثر در جشنواره داشتند.



ومین جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار که سه‌شنبه‌ی گذشته با معرفی برگزیدگان بخش مسابقه به کار خود پایان داد شروعی امیدبخش برای فیلم‌سازان جوان و حزب‌اللهی بود. این جشنواره که به همت سازمان مردم‌نهاد «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» برگزار شده بود توانسته بود با جمع‌آوری ۳۰۰ فیلم کوتاه و بلند و مستند و داستانی و هم‌چنین پویانمایی نسبت به اولین دوره‌ی این جشنواره پیشرفت چشمگیری داشت. متنی که در ادامه می‌آید گفت‌وگوی تریبون مستضعفین با «وحید جلیلی» مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی پیرامون چشم‌انداز‌ پیش‌ روی جشنواره و بی‌توجهی مسئولین فرهنگی و جریان روشنفکری حاکم بر فضای سینما با این پدیده‌ی امیدبخش هنری است:

از برگزاری جشنواره راضی بودید؟

  بسم الله الرحمن الرحیم.  باتوجه به اینکه این دومین دوره جشنواره هست، در مقایسه با پارسال جهش خیلی بزرگی انجام شده؛ از جهت کمی، کیفی، نوع برگزاری وگستره ی مخاطب. خدارا شکر اتفاق خیلی مبارکی رخ داده است. بیش از۳۱۵ اثر به جشنواره ارسال شده که حدودا۱۲۰اثر به نمایش گذاشته شد که نیمی از آن در بخش مسابقه و نیمی دیگر در بخش مهمان است.

این آثار تنوع موضوعی خوبی دارد. در پنج محوری که اعلام شد اثر ارائه شد؛ تاریخ انقلاب، نقد درون‌گفتمانی، جنگ نرم، فتنه۸۸ و بیداری اسلامی.

باتوجه به نمایش این فیلم‌ها دراستان‌ها، نحوه نمایش وتعداد فیلم‌ها در استان‌ها چگونه بود؟ آیا در استان‌ها هم هیئت داورانی حضور دارند یا فقط در تهران مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد؟ و در چه شهرهایی این فیلم ها به نمایش گذاشته شدند؟

در سال گذشته به جز تهران در شهر تبریز و مشهد اکران داشتیم، فیلم‌ها در تبریز دریک سالن سینما و در مشهد در تالار رازی دانشگاه علوم پزشکی به نمایش در‌آمد، هم‌چنین تعدادی از روستاها که تصاویرش هم به نمایش درآمده است. امسال هم همان اتفاق افتاد البته گسترده‌تر. عمدتا در روستاها وضعیت مشخص است و بعضی شهرستان‌ها که اصلا سینما ندارند که از سالن های آمفی‌تئاتر آن‌ها استفاده شده است، درقم سالن آمفی تئاتر دفتر تبلیغات اسلامی را گرفتند و برای بقیه سالن‌ها را هم از آموزش و پرورش و نهادهای دیگر کمک گرفته شد.

همه فیلم‌ها درشهرستان‌ها نمایش داده می شود؟

قاعدتا امکان نمایش همه فیلم‌ها در شهرستان‌ها نبود، مثلا در تبریز به مدت یک هفته سانس شب یکی از سینماها را گرفتند یا در مشهد یکبود سینما را به مدت دو روز گرفتند. به همین دلیل امکان پخش بیش از صد فیلم برای همه نبود.

چرا جشنواره «مردمی» عمار؟

تعمد داشتیم که روی این تاکید کنیم. می‌خواستیم اشاره کنیم که سینمای ایران باید مردمی‌تر شود و از فضای نخبگانی و اشرافی که به انها آلوده شده، فاصله بگیرد. ما در جشنواره عمار تلاش کردیم که هم در نوع فیلم‌ها و هم در سازماندهی جشنواره این اصل را دنبال کنیم که هم در گفتمان‌سازی‌ شود و هم این‌که خودمان فراموش نکنیم با چه محوریتی وارد این فضا شدیم.

ارزیابی شما از اسقبالی که از فیلم‌های امسال شد نسبت به سال قبل چگونه است؟ و آثار این دوره  از لحاظ تکنیک‌های فیلم‌سازی و محتوا نسبت به سال قبل بهتر بوده یا نه؟

اگر ما بخواهیم مقایسه‌ کنیم، پیشرفت کار به نسبت سال گذشته از لحاظ کمی و کیفی مشخص است.  آثاری که آمده موقع خروج مخاطب از سالن مشخص است که چگونه قضاوت کرده است. شما مقایسه کنید با جشنواره های فیلم کوتاه و مستندی که خروجی هایشان امثال سینمای جوان را جذب می کنند. هفت مجموعه‌ای که تقریبا ۲۰ سال گذشته در دست روشنفکران بوده‌است، حتی می توان گفت طی ۴۰ سال گذشته در دست آن‌ها بوده است. یعنی از اواخر دهه ۴۰ که آموزش فیلمسازی به جوانان  و نوجوانان در کانون پرورشی  و دیگر مراکز شروع شد و بعد از انقلاب هم به یک شکل دیگر ادامه پیدا کرد. گفتمان آنها یک گفتمان روشنفکری بوده و هست.

طبق آمارهای رسمی بیش از صد هزار نفر در کلاس‌های سینمای جوان و غیره آموزش دیده اند. استعدادها با ساز و کارها و مکانیزم‌هایی شناسایی می‌شوند و یک سری از آن ها پس از ورود به سینمای ایران می‌درخشند. برنامه‌ریزی و بودجه‌ی زیادی صرفشان شده و پاتوق‌های مختلفی برایشان فراهم شده است؛ از انواع و اقسام پاتوق‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای گرفته تا پاتوق‌های جشنواره‌ای داخلی و خارجی. شما تعداد زیادی جوان فیلم‌ساز می‌توانید سراغ بگیرید از فلان شهر دور افتاده در جنوب خراسان تا ارسباران که اینها در فلان جشنواره آلمان حضور پیدا کردند حتی با یک فیلم کوتاه پنج دقیقه‌ای یا ده دقیقه‌ای و قس علی هذا.

برنامه‌ریزی‌ها، سیاست گذاری‌ها و هزینه‌های هنگفتی شده است، تشویق‌ها و انگیزش‌های متنوع و گسترده‌ای هم وجود داشته است وامروز حاصلش این هست که می بینیم. یک سینمای بی هویت، یک سینمایی که بعضا ضد انقلابی است و از جهت فنی هم نه‌چندان در خور اعتنا. این‌طرف در آثاری که من در جشنواره عمار دیدم بچه هایی که تازه شروع کرده اند و دوربین به دست گرفته اند و فیلم اول و دومشان را ساخته‌اند، از جهت توانایی و استعداد از تربیت شده‌های جریان روشنفکری سینما هیچ کم نمی‌آورند بلکه در موارد متعددی بالاتر از آن‌ها هستند. به غیر از مسائل فنی، رویکرد این آثار هم متفاوت است، نمونه‌اش هم همین آقای کیاسری که فیلم مشتی اسماعیل را ساخته است. البته سابقه فعالیت ایشان بیشتر است، ایشان از سال۸۵ شروع به فیلم‌سازی کرده اند. آقای کیاسری گلایه می‌کرد که چرا ما هیچ فیلمی نداریم که آن امید و نشاط و زندگی که در ایران هست را بتواند به دنیا معرفی کند با اینکه سینمای جوان حدوداً صدهزار نیرو تربیت کرده است. مثلا درباره انقلاب جریان بسیار خوبی به راه افتاده است و بیشتر از همه از این بخش در جشنواره امسال استقبال شد. از تاریخ انقلاب در زابل و گرگان گرفته تا تهران و قم، در مقاطع مختلف تاریخ انقلاب از مشروطه گرفته تا نهضت نفت تا ۱۵ خرداد و بعداز آن. ما آثار متعددی داریم که همواره جزء خط‌قرمزهای سینمای ایران شمرده می‌شده است. هیچ فضایی برای تشویق فیلم‌سازان تاریخ انقلاب نبوده است یعنی شما اگر یک دور مجلات سینمایی ما را ورق بزنید کوچکترین اعتنایی و به اصطلاح کوچکترین حساسیت ویژه‌ای نسبت به تاریخ به این عظمت وجود ندارد. درجشنواره عمار بیش از ۸۹ مستند درباره تاریخ انقلاب به دست ما رسیده که این هنوز از نتایج سحر است و تازه موتور بچه حزب اللهی ها دارد گرم می‌شود، در فازهای دیگر هم همین‌طور، مثلاً نقد درون گفتمانی؛ از نقد نیروی انتظامی داریم تا بنیاد مستضعفان و بعضی از فضاهای اجتماعی، فرهنگی و….   در حوزه بیداری اسلامی کارهای خوبی داریم از تونس تا افغانستان و عراق و بحرین انواع و اقسام کارها امده است. بنابراین در مقایسه با جریانات مشابه و موازی به نظر من جریان فیلم‌سازی جدید بچه‌های انقلاب واقعاً درخشان است. مخصوصاً که در ابتدای راه است و هیچ مدیریت و مرکزیتی برای سازماندهی و هدایت و تشویقش وجود نداشته است .




برای فیلمسازان و برگزیدگان در بخش بین‌الملل چه برنامه‌هایی دارید؟

قاعدتا یکی از اهداف ما در این جشنواره این بوده که نیروها را شناسایی کنیم و بعد از شناسایی ارتباط و تعامل را برقرار کنیم. سازوکارهایی هم اندیشیدیم که ارتباط بین بچه مسلمان های فیلم ساز را با یک‌دیگر و با حلقه‌های دیگر نهادینه کنیم. این فیلم‌سازان جوان انقلابی باید در درجه اول با هم دیگر و در درجه بعد با حلقه های رسانه ای انقلاب و در نهایت با حلقه های فکری انقلاب ارتباط داشته باشند. این‌که ما از بعضی آقایان اهل فکر و نظریه پردازی دعوت کردیم که در جشنواره حضور پیدا کنند از این جهت بود که هر چه قدر فیلم‌سازان جوان ما با حلقه های فکری انقلاب ارتباط عمیق‌تر وکامل‌تری پیدا کنند در آثارشان به رویکرد‌های جدید و ابتکارات جدیدی خواهند رسید.

برای آینده جشنواره چه طور در پتانسیل جشنواره مشاهده می شود که توانایی راه‌اندازی بخش بین‌الملل را هم دارد، در این زمینه برنامه‌ای دارید؟

بله امسال هم می‌شد اگر زودتر شروع می‌کردیم و یک مقدار دست‌مان  بازتر بود می شد یک بخش مختصر بین المللی هم داشت. انشاالله در سال های آتی به این سمت هم خواهیم رفت کما اینکه وقتی که انسان به فضای فیلم سازی جهان اسلام و فراتر از آن نگاه می‌کند می‌بیند که فیلم‌سازان مستقل بسیاری وجود دارد که به خاطر هژومونی رسانه‌ای که غرب بر کل عالم حاکم کرده کمتر دیده می شود. شما در هر کشوری که بگردید از کشورهای عربی گرفته تا کشورهای آسیایی وحتی خود اروپا و آمریکا می بینید که چنین فیلم‌سازانی وجود دارند در قالب های مختلف از فیلم های کوتاه گرفته تا مستند و… کار می‌کنند. در ایام جشنواره یکی از دوستانم از فرانسه تماس گرفت و گفت که چند تا مستند پیدا کرده از فیلم‌سازان مستقل که موضوعاتش با جشنواره عمار قرابت دارد که گفتم بفرستد. این امکان هست فقط باید  برنامه‌ریزی کرد.

آیا جشنواره عمار می‌خواهد به حوزه فیلم های بلند و سینمایی هم وارد شود یا فقط روی فیلم‌های مستند و کوتاه متمرکز تمرکز دارد؟

به طور طبیعی این اتفاق خواهد افتاد. با توجه به استعدادهایی که ما در این جشنواره دیدیم من مطمئنم که در آینده و سال‌های نه چندان دور جزء فیلم‌سازهای آتیه‌دار سینمای ایران معرفی خواهند شد در یک فرایند طبیعی به نظر من این اتفاق خواهد افتاد. ما باید در حد بضاعت وامکانات و توانایی‌هایمان تلاش کنیم که شتاب این فرایند بیشتر شود تا زودتر به آن حلقه هایی که در آن‌ها احساس کمبود بیشتری می‌شود برسیم.

همین ورود به بخش سینمای بلند و تجاری نیاز به یک پشتوانه مالی عظیم‌تری دارد؛ بسیاری از فیلم‌سازانی که در جشنواره حضور دارند با هزینه ی شخصی فیلم ساخته اند ولی وقتی بخواهند به این سمت بروند اصولا حمایت‌ها باید بیشتر شود. آیا این امکان وجود دارد؟

رو خطر کن ز کام شیر بجوی، همانطور که در ابتدا گفتم مشکلی که در سینمای ایران داریم در تخصیص منابع است و این از مشکلاتی است که پیچیده و عمیق شده است؛ یعنی نوع مدیریت منفعل فرهنگی وجریانات سیاسی و پیچیده‌ی روشنفکری که اعمال کرده اند در تخصیص توان سینمای ایران در سوژه های مختلف، بخش مهمی از سوژه های مربوط به انقلاب و مربوط به جامعه‌ی ایران را کنار زده اند. در فضای مدیریت فرهنگی هم همین‌طور؛ آن‌جا هم در تخصیص منابع مالی یک چنین اتفاقی افتاده است . با توجه به اینکه اکثریت قاطع بودجه فرهنگی که در سینما خرج می‌شود دولتی است ولی دولت و نظام کنترلی روی آن‌ها ندارد و کاملا در اختیار جریان‌های روشنفکری است یا در اختیار جریان‌های کاسب کار است و یا حتی بعضا در خدمت جریان‌های ضد انقلاب است . فیلم های متعددی داریم که در دستگاه‌های دولتی ساخته شده و ضد انقلابی است. حوزه هنری از این جنس فیلم‌ها دارد. مثلا «زادبوم» که پنج یا شش سال پیش ساخته شده را حتی خودشان نمی‌توانند اکران کنند با اینکه هفتصد میلیون تومان هزینه‌اش کرده اند. مرکز فارابی از این گونه فیلم ها دارد. سازمان تبلیغات اسلامی داشته است. شهرداری تهران دارد. تقریبا دستگاه فرهنگی دولتی پولداری  در کشور نیست که فیلم ضدانقلابی در کارنامه اش نداشته باشد. قاعدتا وقتی فیلم ضدانقلابی ساخته می شود، فیلم های غیر انقلابی که دیگر به طریق اولی راحت تر هم ساخته می‌شوند. انگشت شمارند فیلم‌هایی که نهادهای دولتی با نگاه استراتژیک بلندمدت حزب اللهی ساخته باشند. باید این فضا را به هم زد. جشنواره عماری شکل می‌گیرد و ده‌ها فیلم‌ساز جوان با استعداد شناخته می‌شوند. در مرحله‌ی بعدی کار به دوش بچه‌های رسانه‌ای است.

چون تا کنون منتقدین صدا وسیما و بقیه بخش‌های دولتی فرهنگی را با این حرف از در می‌راندند که شما فقط نق می‌زنید، فقط حرف می‌زنید، دستتان اصلا پر نیست، کار ایجابی بلد نیستید و…  همان صدا و سیما که این‌قدر ما را متهم می‌کرد الان چه واکنشی نسبت به جشنواره عمار دارد، مگر شما نمی‌گفتید که کارایجابی بلد نیستید؟ خوب این هم ۳۰۰  فیلم. انیمیشن بین‌شان هست، مستند هست، کوتاه، بلند و داستانی هست. چرا پوشش نمی‌دهید؟ شما که وقایع فرهنگی‌ای را که یک دهم این هم اهمیت ندارد با بزرگنمایی منعکس می‌کنید، چرا جشنواره عمار را تنها هشت ثانیه در برنامه‌ی هفت پوشش می‌دهید؟ تنها هشت ثانیه آن هم با یک متن خنثی. وقتی به آقایان فرهنگی مراجعه می کینم می‌گویند ما نیرو نداریم شما نیروی حزب اللهی معرفی کنید، وقتی هم معرفی می‌کنیم بایکوت می‌کنند.

هنرمندی که بایکوت می‌شود و تحویل گرفته نمی‌شود تا کی می‌تواند ادامه دهد؟ بهترین اثر -در اندازه ی خودش- را هم که بسازد، اگر شما اجازه ی بروز و ظهور به او ندهید و تحویلش نگیرید بعد از مدتی یا منزوی می‌شود یا وسوسه می‌شود که تو هم برو فیلم ضدانقلابی بساز تا مورد حمایت قرار بگیری. آن‌هایی که خیلی نجیب باشند کناره‌گیری می کنند و منزوی می‌شوند و آن‌هایی هم که تحملشان تمام شود می‌گویند خوب ما همان سیگنال‌هایی که نظام به ما می‌دهد را پیگیری کنیم تا رشد کنیم. در نظام جمهوری اسلامی انگار هر چه بیشتر فحش بدهی وکمتر دغدغه‌های انقلابی داشته باشی فضا بهتر برایت فراهم می شود. صدا وسیما بیشتر تحویلت می گیرد. عناصر بسیاری هستند -حتی از این پیرمرد و پیشکسوت‌ها نه از همین جوان‌ها- که کارهای خنثای هنری انجام می‌دهند و زمان‌ زیادی در برنامه های مختلف صدا وسیما حضور پیدا می‌کنند؛ آن‌ها را تحویل می‌گیرند و تشویق‌شان می کنند و… ما به مدیران دوتا از شبکه‌های سازمان صدا و سیما نامه‌ی رسمی زدیم و کاملا جشنواره را برایشان توضیح دادیم و گفتیم که همان کاری را که برای فلان جشنواره‌ی خنثی دارید انجام می‌دهید برای ما هم انجام دهید. هرشب یک گزارش ده دقیقه‌ای از جشنواره بگیرید ولی حاضر نشدند. حاضرند همان ده دقیقه را تفسیر ورزشی از بازی شموشک نوشهر و شاهین بوشهر بگذارند ولی به جشنواره عمار نپردازند.

جشنواره عمار یک مثال نقض است برای تمام حرف‌هایی که تا به حال می زده اند. می‌گفتند بچه حزب‌اللهی که هنر ندارد، بچه حزب‌اللهی در عرصه‌ی سینما اصلاً نداریم. حالا به یک‌باره ۳۰۰ اثر بیاید، خوب تمام دروغ‌هایی که سعی می کردند به مخاطبین خودشان بگویند زیر سوال می رود. بنابرین انگیزه‌ای ندارند که این جشنواره را پوشش جدی بدهند، البته اگر نگوییم که انگیزه‌ی این را دارند که حتی بایکوتش کنند. بله، در حد ده یا پانزده ثانیه در بخش خبری کار شد آن هم در قالب کلیشه‌ای و شعاری، مثل هشت ثانیه‌ای که در برنامه‌ی هفت پخش شد و دو تا عکس از آقای شمقدری نشان دادند و گفتند که جشنواره عمار برگزار شد در حالی که همین برنامه‌ی هفت برای فیلم ضد ایرانی جدایی نادر از سیمین تا حالا بیش از چهل رپرتاژ اگهی رفته انواع و اقسامش. یعنی یک فیلم ضدایرانی بساز، به ملت خودت توهین کن، بگو ایران‌‌ها دروغگو هستند، بگو ایران دیگر جای زندگی نیست و باید به غرب پناهنده شد آن‌وقت صدا و سیمای آقای ضرغامی می‌آید و ده‌ها برنامه در حمایت از این فیلم می‌سازد و حتی اگر کسی بخواهد نقدش کند سانسور می‌شود. آقای حاتمی‌کیا در برنامه‌ی راز به محض این‌که شروع می‌کند به نقد فیلم آقای اصغر فرهادی، از سوی مدیران صدا و سیما دستور می‌رسد که حرف‌های  حاتمی‌کیا در نقد فیلم آقای فرهادی را سانسور کنید و سانسور هم می‌شود. ولی وقتی ده‌ها فیلم ساز تازه‌نفس مسلمان و باانگیزه و بادغدغه و خوش‌استعداد در یک محفلی مثل جشنواره عمار گرد هم بیایند یک دهم فقط یکی از فیلم‌های ضد‌ایرانی که روشنفکرها ساخته‌اند مورد عنایت آقایان صدا و سیما قرار نمی‌گیرد. فقط در حد یک رفع‌تکلیف آن هم در دو برنامه خبری آن هم خیلی گذرا.

اگر بخواهیم به یک قدم عقب‌تر نگاه کنیم آن تربیت نیروی اولیه است،یعنی نیروهایی که بخواهند تازه وارد جشنواره فیلم عمار شوند وفیلم اولشان را بسازند برای این چه تدبیری اندیشیده اید وکسانی که علاقه دارند چگونه می توانند ارتباط بر قرار کنند؟

جشنواره عمار قرار نیست وظایفی را که مدیران منفعل فرهنگی کشور زمین گذاشته اند همه را یک تنه به دوش بکشد. این جشنواره صرفا یک نشانه است، یک مثال است برای این‌که نشان دهد هنر انقلاب اسلامی علی‌رغم تلاش‌های جریان روشنفکری و علی‌رغم ناکارآمدی ها و ناهنجاری‌هایی که در مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی وجود دارد هنوز نمرده است. یعنی با وجود همه‌ی تلاش‌هایی که مدیران منفعل و روشنفکری معاند برای نابود کردن جریان فیلم‌سازی اسلامی با کرده‌اند و موفقیت‌های بزرگی هم به دست آورده اند، ولی نتوانسته اند چراغ  هنر و سینمای انقلاب را خاموش کنند. جشنواره عمار هم باشد یا نباشد آن جریان وجود دارد. جشنواره عمار تلاش می‌کند که در این فضای قناس رسانه‌ای کشور، دراین فضای ظالمانه‌ی ضریب دهی به مسائل فرهنگی کشور که در رسانه های دولتی و غیردولتی ما حاکم است یک فضایی باز کند که این جریانی که در واقعیت حضور دارد در فضای مجازی و رسانه ای هم دیده شود. این می تواند کمک کند که آن استعدادهایی که تازه در حال ورود به عرصه سینما هستند این گزینه را هم در برابر خود ببینند که یک سینمای ضد انقلابی هست و که می‌توان در آن به ملت خود توهین کرد حتی اگر تکنیک هم نداشته باشد، بلافاصله فلان جشنواره خارجی هم شما را بپذیرد، یک سفر اروپا هم بروید. این یک نوع سینماست. یک سینما با دغدغه‌های انقلابی و مردمی هم هست که این نمونه‌هایش است، یعنی فقط بحث نظری نیست مصداق دارد که در جشنواره عمار شما می توانید بخشی از این مصادیقش را ببینید. این خودش می‌تواند تا حدی کمک کند که استعدادهای جدید به این سمت بیایند.

در آخر اگر نکته ویا صحبتی دارید بفرمایید.

ما باید تاکید کنیم که فرهنگ موضوعیت دارد. متاسفانه در فضاهای مشهور به ارزشی خیلی از اوقات فرهنگ اصلا موضوعیتی ندارد. مثالش را در اول صحبتم زدم، اولا هیچ‌کدام از این رسانه‌های ارزشی ضریب به فرهنگ نمی‌دهند، ثانیا هنگامی هم که می‌خواهند به فرهنگ ضریب دهند صرفا از دید تهدیدی و سلبی نگاه می‌کنند این دو تا باید تغییر کند. یعنی اولا فرهنگ باید برای ما موضوعیت پیدا کند و همان نگاهی رهبری که اصل کتاب خواندن، فیلم ساختن، عکاسی کردن، داستان نوشتن و… اصل اینها در جامعه ی اسلامی یک موضوعیتی دارد و باید گسترش پیدا کند، باید از این قالب های هنری و ادبی و رسانه ای درست استفاده شود. این همه مضامین و معارفی که داریم باید در این چهارچوب ها بیاید و ارائه شود چه به انواع و اقسام مخاطب داخلی و چه جهانی. ثانیا نگاه در بحث فرهنگی باید استراتژی تهدیدمحور را کنار گذاشت و استراتژی فرصت‌محور را جایگزین کرد و گرنه آینده‌ی بسیار خطرناکی پیش روی ما خواهد بود. برعکس اگر ما فرصت‌ها را ببینیم و قدر بشناسیم جریان فرهنگی انقلاب اسلامی به شکل تصاعدی به شکوفایی خواهد رسید. چون ما خیلی حرف برای گفتن داریم. انقلاب اسلامی هنوز خیلی حرف های نگفته برای گفتن دارد. مشروط به اینکه فضای ذهنی ما و اقدامات عملی ما راهبرد فرصت‌محور را انتخاب کند.



جمعی از برگزیدگان جشنواره مردمی عمار در پی اتفاقات اخیر خانه سینما با اشاره به اقدامات مسئولان خانه سینما عنوان کرده‌اند: آیا شما فقط حقوق دارید و از تکلیف مبرایید؟

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

هوالعلیم
«تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام ائمه هدی(علیهم‌السلام)،‌ اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی،‌ اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد».  امام خمینی (قدس سره)
در پی اظهارنظرهای متناقض و تعجب برانگیز تعدادی از اهالی محترم سینما در رابطه با مباحث مربوط به «خانه سینما» که ظاهرا درصدد احساسی کردن فضا و ممانعت از اجرای قانون هستند، به نظر می‌رسد لازم است بی‌پرده، نکاتی را خطاب به این عزیزان گوشزد کنیم.

حضرات سینماگران!
دلسوزانه از بالا بردن هزینه برای نظام اسلامی گفته‌اید و نوشته‌اید؛ اما ظاهرا یادتان نیست که مواضع و بیانیه‌های شما در شرایط حساس فتنه، به حد کافی التزامتان به «ارزش‌های آرمانی نظام و قانون اساسی» را نشان داد. بهتر بود زمانی که خانه تیمی سینما میزبان جناب «صبا» بود و صد و بیست فیلم یک جا به شبکه ضدنظام فروخته می‌شد، نگران نظام و مصلحت ایام سخت آن می‌بودید.
بدانید که نه شما به اندازه چاپلین هنرمندید و نه جمهوری اسلامی کشوری لیبرال‌تر از امریکاست. یادتان هست که اربابان امریکایی سینماگران وطن فروش ایران، به بهانه متفاوت بودن آثار چاپلین با مبانی کاپیتالیسم با وی چه کردند؟
آقایانی که توهم پدر خواندگی سینما را دارید!
کاش کمی در مورد دولتی نبودنتان نیز توضیح می‌دادید. کاش می‌گفتید که در همین چند سال اخیر شما چند نفر که کمتر از یک درصد سینمای ایران هستید 99 درصد بودجه‌های سینمایی سازمان‌های مختلف را گرفتید و بیش از صد میلیارد تومان از سرمایه بیت المال را صرف فیلم‌ها و سریال‌هایتان کردید. لابد لیاقتش را داشته‌اید اما چرا طلبکارانه ژست اپوزیسیون و ضددولتی بودن یا حداکثر بی‌طرفی می‌گیرید؟!

جناب خانه سینما!
بیست سال از عمر این تشکل می‌گذرد و بسیاری از مسائل صنفی و مطالبات به حق و ساده‌ای همچون بیمه، امنیت شغلی و مسکن سینماگران بر زمین مانده است. آقایان بیانیه‌نویس در فیلم چند ده میلیاردی دولتی خود، با تحقیر صنوف مختلف داخلی، از تیم‌های خارجی با دستمزدهای کلان استفاده می‌کنند و کجاست خانه سینما که به وظیفه صنفی خود عمل کند؟!
آیا شما فقط حقوق دارید و از تکلیف مبرایید؟ این چه دموکراسی‌ای است که اشخاص فقط حقوق دارند و به هیچ چیز حتی قانون اساسی پایبند نیستند. چه آرمان شهری است خانه کوچک شما!

عالیجنابان فرهنگی سیاست پرهیز!
در مورد برخورد سیاسی و امنیتی سخن رانده‌اید؛ به نظرتان بهتر نبود در سال‌های اصلاحات که خانه سینما به شاخه سینمایی حزب مشارکت تبدیل شده بود، نگران می‌شدید؟ حال که خانه سینما تبدیل به یک باشگاه سیاسی امنیتی و محفل ضد انقلاب شده است و عوامل آن پای ثابت تولیدات، اظهارات و بیانیه‌های ضد نظام شده‌اند و دیکتاتورمآبانه می‌تازند و مردم و نظامشان را تخطئه می‌کنند، آیا نباید ناله سر داد و به حال این سینما و خانه اش گریست؟!

آقایان مرفه بی درد!
یادتان رفته است یک بار سال 84 مردم حباب توهم شما را شکستند؟ اما توبه نکردید و دوباره در سال 88 انتظار داشتید «منتخب محبوب» خودتان را جایگزین «منتخب محبوب ملت» نمایید، اما باز از انتخابشان در بهت فرو رفتید. آیا هنوز هم وقت هوشیاری نرسیده است؟ به راستی که از مردم خیلی دورید و به نمایندگان قدرت و ثروت خیلی نزدیک.
کمی به خود بیایید. ظاهرا عجب و غرور شما را فراگرفته و از مردم دور افتاده اید. به آغوش جامعه و ملت بازگردید که مأمنی امن تر از آن نخواهید یافت. دریافت های چند صد میلیونی و میلیاردی، شما را از مردم دور کرده است و دغدغه‌هایتان را منفک از جامعه تنظیم می‌کند. بدانید که مردم به بیانیه‌ها و موضع‌گیری هایتان اعتنا نمی‌کنند. کاش در برهه‌های حساس کشور، کنار مردم می‌بودید اما افسوس که در اکثر مواقع، مواضع شما در مقابل مردم قرار داشته و دارد.
در انتها لازم است از شما بخواهیم عرصه را دقیق بنگرید و ببینید که حاج کاظم‌ها هنوز مهار نشده‌اند و همچون آذرخش می‌درخشند و می‌تازند؛ روز امتحان را پشت سر خواهند گذاشت و به همین سادگی تا بی نهایت پرواز خواهند کرد...
 
جمعی از برگزیدگان جشنواره مردمی عمار


جشنواره فیلم عمار که دیماه امسال دومین حضور خود را در عرصه فرهنگی کشور تجربه کرد فرصتی جدید را فراهم می آورد برای معرفی فیلم سازان متعهد که به ارائه آثار خویش بپردازند، این جشنواره که از نظر محتوا در نوع خود بی نظیر به شمار می آید در همین دو تجربه توانسته است جایگاه ویژه ای را در میان هنر مندان متعهد به ارزش های والای نظام اسلامی بدست آورد. درباره این جشنواره با ناصر هاشم زاده،‌فیلم نامه نویس و از داوران دومین جشنواره مردمی فیلم عمار به گفتگو نشستیم.

یکی از دلایل برگزاری جشنواره عمار ناکارآمدی جشنواره فجر در به تصویر کشیدن اثاری در راستای اهداف و ارزش های انقلاب بود. به نظر شما ناکارآمدی از کجا ناشی می شود؟

نگوییم ناکارآمدی، بگوییم کارهای بر زمین مانده. این جشنواره در سال های اول کودکی اش است. زود به دعوا نکشانید. بعد زمین می خوریم. قدرت ما هم ضعیف است. قصد ما هم این نیست که جای دیگران را کمرنگ کنیم. این جشنواره آمده است نوعی خلأ را پر کند.



این خلأ از کجا ناشی می شود؟

این خلأ ناشی از کم کاری یک عده ای است. از بی توجهی یک عده ای است.

خب علت این بی توجهی چیست؟

بعضی ها مسیر را عوض کرده اند. بعضی از مدیران زمان زده شدند. جو زده شدند. و این ها فراموش کردند که مدیر شده اند تا به انقلاب و اهداف انقلاب توجه کنند. شاید مرعوب شدند در برابر غیر. چون اصولا جو سینمای جهان از چند نقطه خاص تغذیه می شود در عالم. همان طور که اقتصاد ما دارد از یک اقتصاد جهانی تغذیه می شود. بانک های ما هنوز در زیر یک نگاه بانکداری جهانی است. سینما هم به همین وضع. رفته رفته داریم دور می شویم از مردم. این مدیران شاید مرعوب این جو شدند. جوی که خیلی انحصاری است. به خاطر همین در جایی که مدعی اش هست وارد زندگی مردم نشده است. سینما با مردم خیلی فاصله دارد. برای همین می شود گفت سینما برای بقای خودش جنگیده است. اما کدام سینما؟ کدام سینما برای بقای خودش جنگیده است؟

نمونه اش را می توانید در برنامه های تلویزیون ببینید که سینما می خواهد بماند و مخاطب پیدا کند. سینمایی است که گویا وجوه انقلابی خودش را دور می کند و به ویژه از مسلمانی سعی دارد فاصله بگیرد. این سینما ممکن است با یک سری کارهایی مخاطبی هم پیدا کند. همین سینما هم باید بداند مخاطب اصلی که ملت هستند مخاطب این فیلم ها نیستند. یعنی دور شده. سینما بی راهه ای را رفته است. در دهه های گذشته اما نمی شود گفت هیچ کاری نشده است. بی انصافی است کارهای خوبی هم شده است در این سینما.

بعضی می گویند نیروی متعهد و متخصص نداشتیم!

دروغ بزرگی می گویند. ما الان چند نسل داریم. چرا به تربیت این ها نپرداختیم. چرا سعی نکردیم نیروها را بسازیم. منتظریم نیرو از آسمان بیاید. فرصت دادیم دیگران نیرو بسازند. اول انقلاب حتی نمی دانستیم باید تصاویر انقلاب را ثبت کنیم. شما می بینید این فیلم ها دست دیگران است. اما الان این موقعیت را پیدا کردیم که داریم انقلاب های دیگران را ثبت می کنیم. کاری که بی بی سی با ما کرد این بود که او ثبت کرد خیلی از صحنه ها را. الان خیلی نیروی آماده به کار داریم. تا حدی که انقلاب تونس را ثبت کردیم الان. انقلاب مصر را داریم ثبت تصویری می کنیم. پس نیرو به اندازه کافی داریم. اما را مجال نمی دهیم درباره خودمان و برای خودمان کار کنند. سینما را منحصر کرده ایم به یک عده خاص، عده ای خاص که خودشان برای خودشان جایزه می دهند، کف می زنند، جشن می گیرند. از این فضا باید بیاییم بیرون. یک سری انحصار طلبی ها هم در این دوره ها بین بچه مسلمان و غیر مسلمان بوده است که واقعا کار را خراب کرده است.
چقدر به آخر و عاقبت این جشنواره امیدوارید؟

اگر این جشنواره مجال دهد برای توسعه کار، اره خیلی امیدوارم. اما اگر این جشنواره هم دور خودش یک دیواری بکشد خیلی بد می شود. یعنی باز پیشرفت در کار نیست. انقلاب ما یکی از خصوصیاتش اسلامی بودنش است. مدام مجال ها و فرصت های جدیدی را ایجاد می کند. یک گروهی هم که خودشان را وابسته به این انقلاب می دانند باید مجال پیدا کنند. بنابراین باید این مجال را بدهند اما اگر ندهند و محدود فکر کنند، محکوم خواهند بود برای ماندن در یک برهه ی زمانی. مثلا من الان فکر می کنم انقلاب خیلی پیش رفته است نسبت به یک دهه ی قبل حتی. انقلاب پیش تر است. مردم جلوترند. آگاه ترند. پس سینما هم باید این نقش را بازی کند.



شنواره فیلم عمار؛ ضعف ها و قوت ها
در حالی که تا همین چند روز قبل انجمن مستندسازان خانه سینما اکران مستند های «خودبیانگر» _بخوانید مستند هایی برای ویران کردن ارزش های جامعه_ خود را نمایش می داد،سمت دیگری از تهران جشنواره فیلم عمار در حال برگزاری بود.


در همه جشنواره ها معمولا این جوایز بخش های گوناگون است که فیلم سازان را به ارسال آثارشان برای جشنواره ترغیب می کند در حالی که در جشنواره فیلم عمار این «نام» جشنواره  بود که فیلم سازان را به شرکت در جشنواره ترغیب می نمود.چه اینکه تا قبل از شروع جشنواره کسی از جوایز آن اطلاع نداشت.

با آغاز گفتمان عدالتخواهی و نهضت بازگشت به خویشتن انقلابی  و اسلامی در دهه اخیر ٬جریان فیلمسازی نسل سوم انقلاب به یک جوشش و انگیزش جدیدی رسیده بود و آثار زیادی تولید شد. قاعدتا این استعداد‌ها که تازه در این راه پا گذاشته‌اند و فعالیت هایشان به صورت پراکنده و جزیره ای بوده٬ نیازمند توجه و دیده شدن بودند.از این رو جشنواره فیلم عمار بعد از فتنه سال ۸۸ به شکل جدی مورد پیگیری هنرمندان و نخبگان  وفادار به انقلاب اسلامی قرار گرفت. جشنواره عمار یکی از اتفاقاتی بود که توانست این فرصت «دیده شدن» و «با هم شدن»را در اختیار شرکت کنندگان جوان این جشنواره بگذارد.

جشنواره فیلم عمار در دومین سال عمر خود سعی کرد به نقطه تلاقی رسانه‌ها و مخاطب عام با جریان جدید فیلمسازی انقلاب اسلامی تبدیل شود.اما کیفیت برگزاری این جشنواره چگونه بود؟

 

 

نقاط ضعف:

1.       عدم تبلیغات مناسب

معمولا هر جشنواره بسته به موضوع آن سه مرحله از تبلیغات را پشت سر می گذارد که به اختصار:مرحله قبل از برگزاری؛که شامل معرفی بخش های گوناگون جشنواره ٬معرفی اهداف جشنواره و اعلام فراخوان می شود.این تبلیغات در سطوح مختلفی قابل انجام است.از پخش تیزرهای تلویزیونی گرفته تا اطلاع رسانی پیامکی و پخش پوستر.می توان گفت ارزش این بخش به خاطر گرمتر کردن جشنواره بیش از بخش های دیگر است.مرحله حین برگزاری؛که در این مرحله ارائه اخبار لحظه به لحظه از جشنواره٬اظهار نظرهای افراد موثر در جشنواره و حواشی آن می تواند در تبلیغ جشنواره موثر باشد.مرحله بعد از برگزاری؛در این مرحله اعلام نتایج جشنواره٬بازخوردهای جشنواره در میان جامعه هدف و میزان دستیابی به اهداف عالی جشنواره مورد بررسی قرار گرفته و اعلام می شود.هرچقدر جشنواره در رسیدن به اهداف خود موفق تر ظاهر شود این خود تبلیغی خواهد بود برای جشنواره های آینده.

اما در جشنواره فیلم مردمی عمار؛تبلیغات مرحله اول به دلایل گوناگونی از جمله بایکوت جشنواره توسط صدا و سیما ٬ بایکوت مجامع صنفی سینمایی٬پائین بودن بودجه مرکز برگزار کننده برنامه برای تبلیغات شهری(احتمالا) و . . . موفق عمل نکرد.تبلیغات در مرحله دوم نیز به خاطر ضعف در اطلاع رسانی و برنامه ریزی و ضعف در مدیریت صحیح در برگزاری با مشکل مواجه شد.مدیریت پویا٬رایزن ٬ خلاق و تلاشگر از عوامل موثر در بهتر برگزار شدن  یک جشنواره است که متاسفانه مدیریت این جشنواره فاقد خصوصیات فوق بود.اظهار بی اطلاعی برخی خبرگزاری ها از برنامه جشنواره چه پیش از برگزاری  و چه در هنگام برگزاری شاهد این ادعاست.

2.       عدم برنامه ریزی مناسب

اصولا هر جشنواره ای به خاطر مدت کوتاه آن در برگزرای بایستی برنامه ریزی دقیقی داشته باشد تا در کمترین زمان ممکن بهترین اقدام و بازخورد را داشته باشد.عدم برنامه ریزی منسجم و دقیق در چینش فیلم ها٬عدم برنامه ریزی مناسب در تبلیغ جشنواره حین برگزاری و . . . از دیگر مشکلاتی بود که گریبانگیر جشنواره فیلم عمار بود.

3.       عدم اطلاع رسانی مناسب

تبلیغات و اطلاع رسانی لازم و ملزوم یکدیگرند.اگر یک پای تبلیغات بلنگد (که در جشنواره فیلم عمار لنگید) پای اطلاع رسانی هم می لنگد.اساسا تبلیغات را بایستی اطلاع رسانی خلاقانه نامید.از سوی دیگر تبلیغات باعث خواهد شد اطلاع رسانی درباره یک جشنواره آسان تر شود.

متاسفانه به همه مشکلات پیش آمده در جشنواره فیلم عمار بایستی غافل شدن از فضای مجازی در اطلاع رسانی به موقع درباره برنامه های جشنواره را هم اضافه نمود.شاهد این ادعا اخلال در سایت این جشنواره بود.

 

نقاط قوت:

 

1.   تفکر انتقادی و بازگشت به خویشتن

جشنواره فیلم عمار را می توان جوانه ای نامید که قرار است از درختی با ریشه هایی قوی سر برون اورد.درختی که دارای ریشه های محکم در برخورداری از فکر انقلابی و اسلامی است در حالی که این  پیکر ان در طول سال ها آماج تبرهای هولناک روشنفکری ٬ ضد انقلابی و اقدامات غفلت گرایانه بوده است.موضوعات مورد بحث در جشنواره فیلم عمار نشان از آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در عرصه هنر انقلاب است.


2.   جوانگرایی

با نگاهی گذرا به سابقه ٬تحصیلات و سن شرکت کنندگان در جشنواره فیلم عمار می توان فهمید که عموم آنها نه تنها فاقد اسم و رسم در میان سینماگران غافل سینمای ایران هستند که حتی از نظر میانگین سنی در زمره نسل سومی های انقلاب اسلامی قرار می گیرند.بی شک می توان نوید اغاز جریانی نو و خلاق را در عرصه سینما به خصوص سینمای مستند در عرصه هنر انقلاب اسلامی را داد.


3.   توجه به تاریخ معاصر ایران٬فتنه ۸۸ و جنگ نرم

توجه به ارزش های حقیقی و تاثیر گزار در جامعه ایران طی سالهای اخیر از دیگر نوقات قوت این جشنواره است.بررسی موضاتی که در فراخوان جشنواره مردمی فیلم عمار ذکر شده موید نکته فوق است.موضوعاتی از قبیل فداییان اسلام، پیروزی انقلاب، شهدای انقلاب، خاطرات مبارزین و مردم ازدوران انقلاب، نقش مساجد در انقلاب، شعارهای انقــلاب، منــحــرفیــــن ازانقـــلاب، انقــلاب در شهرستان ها،سرودهای انقلابی، دیوار نوشته های انقلاب٬ اسلام خواهی مردم بپا خاسته، موضع کشورهای استعمارگر غربی در تونس و مصر و لیبی و یمن وبحرین قبل و بعد از بیداری اسلامی، موضع ضد اسراییلی این انقلاب ها٬ دروغ های فتنه سال88، نقش رسانه های داخلی و خارجی در فتنه سال 88، عملکرد خواص در فتنه سال88، عملکرد مردم در فتنه سال 88، عملکرد رهبری در خنثی کردن فتنه سال 88، حماسه مردمی 9دی 88،تبیین داشته ها و دستاوردهای جمهوری اسلامی وجامعه دینی ایران در عرصه های علمی،فرهنگی،سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و بین المللی،تناقضهای درونی جبهه استکبار،معیارهای دوگانه غرب در حمایت از دیکتاتورها، تهدیدها و فرصتها و ریزش ها و رویشهای انقلاب اسلامی٬ایکوت-سانسور و تحریف انقلاب اسلامی و پشتوانه مردمی آن در آثار هنری روشنفکرنماها و ...


4.   در زمان مناسب برگزاری

نهم دی ماه ۸۸ قطعا از جمله فرصت هایی بود که از دل تهدید بیرون آمد و مجددا تفکر اسلام انقلابی را بیش از پیش در موضع فعال قرار داد.پس در سالگرد این نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی  چه اتفاق خوبی خواهد بود جشنواره ای که به نقد درون گفتمانی ٬تاریخ و هنر انقلاب اسلامی بپردازد.

5.   نشست های جنبی مناسب

نشست های علمی که در حاشیه این جشنواره برگزار شد در نوع خود جالب است.موضوعات این نشست ها از سویی مخاطب را به یک اقناع ذهنی درباره ضرورت برگزاری این جشنواره می رساند و از سویی دیگر فرصتی را برای خلق ایده ای نو ایجاد کرد.

 

 

 

نتیجه گیری  و ارائه چند پیشنهاد:

 

1-      در سال های ابتدای انقلاب اسلامی تئاترهایی با موضوعات انقلاب اسلامی٬دفاع مقدس و نقش دشمن خارجی در ترور و ناامنی در ایران  به روی صحنه می رفت.متاسفانه با نزدیک شدن به دوره سازندگی عرصه هنر تئاتر به مرور از مضامین انقلابی فاصله گرفت و در دوره اصلاحات طرح موضوعات اسلامی  و انقلابی جای خود را به تخریب مضامین انقلابی و اسلامی داد.پس مناسب خواهد بود که جبهه فعال فرهنگی انقلاب اسلامی که برآمده از دغدغه جوانان است به این عرصه مهم هم توجه خود را معطوف کند.

2-      در سالهای آینده ٬جشنواره در معرفی و تبلیغات بایستی فعال تر عمل کند.یا به بیان کنایه٬باید جشنواره را در بوق و کرنا کرد.هیچ بنگاه خبری به اتفاق پیرامون خود اهمیت نمی دهد مگر اینکه وسعت خبر به نحوی باشد که بنگاه ناچار شود به آن بپردازد.از آنجایی که عده ای هم به عمد به دنبال بایکوت آن هستند پس باید گوش فلک را از آن پر کرد.به نوعی باید بنگاه های خبری را به این اقناع ذهنی رساند که پوشش جشنواره در بالا بردن ارزش بنگاه آنان موثر است.البته نام جشنواره (جشنواره مردمی فیلم عمار) به خودی خود باعث تبلیغ جشنواره شد.پرداختن جشنواره به مضامین سیاسی  که بعضا خط قرمز تلویزیون جمهوری اسلامی است با پرچم عمار٬خود یک ارزش خبری محسوب می شود.

3-      اگر جشنواره مردمی فیلم عمار از ابتدا با خرج های سنگین میلیاردی٬ بریز و بپاش های آنچنانی می کرد باید در «مردمی» بودن آن شک می کرد.پس چه بهتر که از دل مردم و مستضعفین سخن بگوید و اسراف های معمول جشنواره های دولتی را هم نداشته باشد.خوشبختانه در ایران هر اتفاق و نهضت مردمی در ابتدا با مشکلات مالی دست به گریبان است.اما تاریخ نشان داده با مقاومت در راه و اصول این مشکل با گذر زمان حل خواهد شد.

4-      زمزمه های برگزاری جشنواره و موضوعات خاص آن ٬جریانات به اصطلاح روشنفکری را به تکاپو انداخت.عده ای این از این جریانات بایکوت را برگزیدند و عده ای تخریب.با جدی تر شدن حرکت جشنواره فیلم عمار و قوی تر شدن آن باید انتظار بایکوت بیشتر  و تخریب بیشتر را هم داشت.به هر حال صدای جدیدی در حال شکل گرفتن است که به گفتمانی غیر از گفتمان غالب سینمای سیاه نمای ایران می پردازد.یکی از مهمترین راه هایی که می تواند موضع جشنواره عمار را در برابر دیگر جریان های سکولار و چنبره زده بر سینمای غافل ایران را ٬ قوی کند٬بالا بردن سطح کیفی آثار شرکت کننده است.



دومین جشنواره عمار هم چون سال گذشته در غربت و مظلومیت برگزار شد. اما این غربت ظاهری مانع از آن نمی شود که جشنواره عمار را یکی از بزرگترین تحولات هنری – فرهنگی انقلاب اسلامی در سال های پس از فتنه 88 ندانیم. جشنواره ای که در متن و بطن خود می تواند آینده «سینمای انقلاب اسلامی» ( و نه سینمای ایران!) را رقم بزند و طلوع دوباره ای باشد بر غروب ظلمانی سینمای افسرده و بیمار امروز ایران.
اما نکته کلیدی و جالب آنکه در اختتامیه دومین جشنواره فیلم عمار، مسعود ده نمکی جمله ای را با واسطه جناب صفار هرندی از قول علمدار انقلاب خمینی، امام خامنه ای نقل کرد که در عین پر مغزی ، فحوایی تلخ و گزنده داشت.» فرهنگ و هنر، خاکریزِ فتح نشده انقلاب است». فارغ از فحوای گزنده این گزاره، پرسش بنیادی این است که «در اینجا مقصود از خاکریز فرهنگ و هنر چیست؟» و ناظر بر چه معنایی است؟ اگر مقصود ساختار ها و نهادهای فرهنگی و هنری نظام است، مگر نه اینکه افزون بر سی سال است که تمامی نهادهای رسمی فرهنگی و هنری یکسر، در ید حاکمیت سیاسی نظام بوده است. محافل و مجامع غیر دولتی نیز که یا علی الظاهر به قانون اساسی و قوانین جاری جمهوری اسلامی ملتزمند و یا چندان قدرت و اقتدار فرهنگی ندارند که کلیت فرهنگ عمومی را از خود متأثر سازند. و اگر مقصود مدیران و منابع انسانی و نیروهای فرهنگی و هنری است که علی الظاهر ایشان نیز یا نیروهای انقلاب و خودی اند، و یا همه به مبانی و ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی یا معتقد بوده اند و یا ملتزم. پس چگونه است که از نگاه دیده بان بیدار انقلاب خاکریز فرهنگ و هنر هنوز هم به دست انقلاب اسلامی نیافتاده است؟
اگر چه در تمامی پاسخ های مذکور می توان ان قلت داشت و از اساس آنها را مورد تردیدهای جدی قرار داد اما بر فرض صحت آن ، باید پاسخ را در جای دیگر جستجو کرد. اما پرسش دوم این است که نقش و سهم جشنواره عمار در حل این معادله کجاست؟ پاسخ به این پرسش خود منوط به روشن شدن پاسخ پرسش نخست است.
برای رسیدن به پاسخ می توان از مفهوم «گفتمان» Discurse و دستگاه تحلیلی گفتمان، با روایت «میشل فوکو» مدد گرفت. مفهومی که در نسبت با قدرت و تبارشناسی گفتمان های فرهنگی پس از انقلاب قابل بررسی است. در تبارشناسی گفتمان های فرهنگی و نسبت آن با قدرت (نرم) پس از انقلاب اسلامی چند مسئله را به معرض نمایش می گذارد . مسائلی که ما را به سرآغازهای عدم فتح خاکریزهای فرهنگی و هنری رهنمون می شود.
 انقلاب اسلامی، تقابل ساختارها و گفتمان ها
انقلاب اسلامی و گفتمان آن با سیطره بر قدرت رسمی سیاسی و نیز در اختیار داشتن قدرت گفتمانی منحصر بفرد و کنار زدن تمامی رقبای گفتمانی چپ و راست (دیگری و غیرِ گفتمانیِ خود) توانست «معرفت» و اپیستمه ( نظام دانایی) و نظام معنایی مطلوب خود را پدید آورده و عرضه نماید. اپیستمه و نظام معنایی که در عین تولید رضایت و تولید توأمان معنا های متناسب با خود ، جهت دهی و نظام ارزشگذاری و اسلامی و انقلابی خود را تهیه و تنظیم نماید. همان جهت دهی و ارزشگذاری مندرج در نظم گفتار و کنش کلامی حضرت امام(ره).
قرار بر این بود تا نهادها و ساختارها (ماکروفیزیک) قدرت فرهنگی معانی و پیام های گفتمان انقلاب را در صورت کالاهای فرهنگی در جامعه تولید و بازتولید کنند. اما مسئله این بود که ذهنیت انقلابیون و مسئولین (فرهنگی) جمهوری اسلامی نسبت به قدرت، ذهنیتی بسیط و ساختاری بود. در نگرش آنان ساختارها خود قدرتند و قدرت آفرینند، حال آنکه ساختارها بما هو ساختار چیزی نیستند جز یک ساختار خشک و بی روح و معنا. آنان تصور می کردند با تصرف ساختارهای رسمی(ماکروفیزیک قدرت) همه چیز پایان می یابد و با تسخیر ساختارها همه قدرت را صاحب می شوند، غافل از آنکه تصرف ساختارها نه پایان که تازه آغاز کار بود. مهمتر از تسخیر ساختارها بازتولید قدرت (گفتمان و پیام و معنا) است. امام این را خوب دریافته بود که بر روی فرهنگ و علم و دانشگاه دست نهاده بود و اهمیت فرهنگ و استقلال فرهنگی را متذکر شده بود.
فرهنگی ترین چهره انقلاب در میان یاران امام اما به شهادت اندیشه و سخنرانی های موجود آن زمانش کسی نیست جز رئیس جمهور وقت، آیت الله سید علی حسینی خامنه ای. به جز حضرت امام این تنها او بود که در دهه شصت بارها و بارها اهمیت بهره گیری از قالب های هنری و ادبی را برای بازتولید و اشاعه پیام و معنای انقلاب اسلامی متذکر شده بود « این ایدئولوژی و فرهنگی که با این انقلاب درخشید و طلوع کرد و به وسط السماء خواهد رسید و به ماه تمام بدل خواهد شد ... احتیاج دارد به ابزارهای فراوان، این ابزارها بهترینش، رساترینش، موجزترینش، نافذترینش، هنر است.آن کسانی که تصور می کنند انقلاب اسلامی با ادبیات و با هنر سرو کاری ندارد، ربطی ندارد خیلی پرت از معرکه اند خیلی دورند و نمی فهمند ... این انقلاب بیش از همه به یک ادبیات قوی، به یک فرهنگ غنی نیازمند است» (رهبر انقلاب 27/10/65). اما دریغ از گوشی شنوا و دریغ از فقدان اهرم های اجرایی و ساختاری لازم که در اختیار او باشد.
در عرصه سیاسی اگرچه تقابل تا حاکمیت گفتمان انقلاب و امام و حذف گفتمان های رقیب و دگر یا غیرِ انقلاب (هم چون نهضت آزادی، مجاهدین خلق، چریک های فدایی، حزب توده و ... ) به دست خودشان زمانی سه ساله از بهمن 57 تا خرداد 60 را مصروف خود داشت، در عرصه فرهنگی اما مسئله به گونه دیگری رقم خورد. در عرصه فرهنگ و هنر اما بزرگترین گفتمانِ رقیب و «دگرِ» انقلاب ( دیگریِ گفتمان انقلاب اسلامی)، گفتمان جریان ِ روشنفکری غرب زده ای بود که یک سر طیفش روشنفکری چپ مارکسیستی بود و آن سر طیف دیگرش، روشنفکری راست لیبرال.
گفتمان روشنفکری غربزده پس از پیروزی انقلاب یک چندی به محاق رفت و دامن خویش از حوزه عمومی و عرصه های فرهنگی برکشید تا آبها از آسیاب ها بیافتد تا به وقت خویش بازگردد ، پس در ظاهر غیبت اختیار کرد. نیرو های جوان انقلاب به مدد گفتمان شورانگیز آن، شورمندانه همانگونه که دیگر عرصه های اجتماعی و سیاسی ونیز جبهه های جهاد سازندگی و نظامی را در اختیار گرفتند به سوی عرصه فرهنگ و هنر هم چون جبهه ای نامکشوف و فتح نشده، شتافتند و هریک، حوزه ای را برگزیدند. تئاتر و نمایشنامه، سینما، شعر و ادبیات و رمان،گرافیک، نقاشی و هنرهای تجسمی و ... عرصه تجلی تام و تمام خلاقیت ها و استعدادهای آنان شد. و بدین گونه، از دل میکروفیزیک مساجد و هیئات مذهبی، قدرت نرم فرهنگی و هنری انقلاب سر برکشید و ساختارهای جدیدی چون حوزه هنر و اندیشه اسلامی را در کنار ساختارهای رسمی نظام مستقر، پدید آورد. در دهه شصت و در پرتو جبهه های جهاد قدرت گفتمانی انقلاب اسلامی و صلابت و اقتدار این گفتمان دائم بازتولید شد و در تار و پود ریزبدنه های جامعه تزریق شد و با بازتولید مستمر خود بر غنا و غلظت خود می افزود. در این میان نباید از گروه های مقاومت فرهنگی که همچون هسته های میکروفیزیک قدرت در بازتولید فرهنگ مقاومت و جهاد( قدرت نرم انقلاب) بسیار مؤثر بودند غفلت کرد. گروه های خودجوش و نابی چون روایت فتح، چهل سرباز، گروه تلویزیونی جهاد و ... .
مشکل اما این بود که نیروهای انقلابی در عرصه فرهنگ چنین می انگاشتند که تنها با تسخیر و تصاحب ساختارها و نهادهای حکومتی و رسمی فرهنگی ، خاکریز فرهنگ و هنر به تسخیر انقلاب درآمده است و دیگر هیچ نگرانی وجود ندارد. و البته در سیاست و اقتصادنیز، همین نوع نگاه حاکمیت یافت. با این تفاوت که فرهنگ، قلب سیاست و اقتصاد است و جنس انقلاب اسلامی نیز فرهنگی بود و از آنجا که «نظام جمهوری اسلامی از آغاز بر یک مبنای فرهنگی بنیان شد و رهبر و پدیدآورنده ی این نظام، یک عنصر بیش از همه چیز فرهنگی بود و مسئولان این نظام هم در طول این مدت، تقریباً همیشه همین طور بوده اند» ( رهبر انقلاب، 19/9/69) این مسئله در عرصه فرهنگ حساسیتی مضاعف داشت.
مسئله اصلی این بود که در این نوع نگاه به قدرت؛ تنها به مثابه توانائی و عنصری کمی نگریسته می شد که می توان از طریق نهادها و ساختارهای رسمی حاکمیتی اراده خود را بر جامعه حاکمیت بخشید و تحمیل نمود. نگاهی مکانیکی و از بالا به پائین به قدرت که ریشه در رویکرد هابزی به قدرت دارد. حال آنکه قدرت اساسی نه قدرت مکانیکی سخت که قدرت نرم است. قدرتی که استیون لوکس انرا بعد یا حالت سوم قدرت می نامد. مدلی که به بهترین شکل خود را در انقلاب اسلامی نشان داد. در این مدل قدرت صورتی نامرئی به خود می گیرد و با سیطره بر امیال و اذهان و قلوب ایشان آنان را به سمت و سوئی که می خواهد رهنمون می شود. در این نگرش به قدرت، عامل ذهنی و قلبی نقشی موثر و تعیین کننده می یابد. با ورورد این عنصر جدید تغییری اساسی در قدرت مکانیکی هابزی رخ داد که موجب شد تا پای شاخص های جدیدی چون ارزش ها و خواسته ها به مفهوم قدرت گشوده شود و تأثیر قدرت و نسبت آن با افکار و امیال و اراده ها به عنوان مهمترین محور بازتولید قدرت مطرح شود.
مسئله دیگر آنکه درست در بزنگاه چنین تحولی، برخی از نیروهای فرهنگی انقلاب یا از دل جریان روشنفکری بریده و به انقلاب پیوسته بودند اما به مرور به اصل خویش گرایش یافته و نرم نرم رجعت می یافتند، و یا نیرو هایی بودند که به مرور به سوی جریان روشنفکری و گفتمان آنان دلبستگی و تعلق خاطر یافته بودند. اینان به حاملان نحوی التقاط فرهنگی در درون جبهه فرهنگی انقلاب و ساختارهای فرهنگی بدل شدند. چهره هایی چون محسن مخملباف در حوزه هنری، ابراهیم نبوی در هفته نامه سروش، حلقه کیهان فرهنگی در مؤسسه کیهان و ... از این قبیلند.
ادامه دارد...

منبع: هفته نامه ۹دی




خشم واره ای علیه جشنواره

گزارش بچه های عمار از ایذه

همزمان با برگزاری جشنواره فیلم عمار در تهران وسایر شهرستانها فیلمهای این جشنواره - به واقع مردمی – در شهرستان ایذه نیز به نمایش در آمد. گذشته از استقبال کم سابقه مردم و محتوای فیلمها، این حرکت این پیام را برای مدیریت ناکارآمد فرهنگی جمهوری اسلامی داشت که نیروهای انقلاب اسلامی در کوچه پس کوچه های انقلاب منتظر ابلاغیه و بخشنامه های این مدیریت فشل و سست نمی مانند!

آنچه در ادامه آمده است یادداشتهای بچه هایی است که هر کدام به نوعی در اکران فیلمهای جشنواره عمار در ایذه درگیر بوده اند.

جمعه 9 دی ماه...تبلیغات!

امین خدابخشی:

تبلیغاتی که بچه ها از سوم دی ماه با پیامک و نقل سینه به سینه شروع کرده بودند با رسیدن و دیدن فیلم ها و مشخص شدن نام آن ها بطور کامل تر و گسترده تری پیگیری شد.

نمایش فیلم در روزهای شنبه و یکشنبه 10 و11 دی ماه در سالن کانون شهید مطهری ایذه که در مرکز شهر قرار داشت انجام می شد.

***

جمعه روز بصیرت، هم قبل از شروع نماز جمعه و هم بعد از راهپیمایی، مکان و زمان نمایش فیلم به نمازگزاران اعلام شد.

در سطح شهر 3 بنر بزرگ در میادین پر رفت و آمد نصب شد. پخش تراکت و بروشور تا موقع نماز مغرب و عشاء ادامه داشت. بعد از نماز نیز مسجد به عنوان نقطه شروع انتخاب شد، از مسجد جامع تا استادیوم، سینما، بیمارستان، هلال احمر، حافظ جنوبی، میدان ولایت، تپه شهدا، بهشت زهرا، سرقنات، گنجشگیر،میدان امام علی، میدان امام خمینی و ...انجام شد.

 

شنبه 10 دی ماه...حمایت از عمار

صبح شنبه برگه های تبلیغاتیA4  با مضمون دعوت به "حمایت از جشنواره عمار" نیز در سطح شهر توزیع شد.

کارهای تبلیغاتی سطح شهر تمام شده حالا مانده تزئینات داخلی،آماده کردن و فضا سازی سالن نمایش.

بعد از نماز ظهروعصر ساعت 12:45 فضا سازی سالن شروع شد.

سالنی با حدود 200 صندلی(که به علت استقبال مردم بالاجبار دوباره صندلی اضافه شد)

تقسیم کار که شد بچه ها شروع کردند:

یکی بنر نصب می کرد یکی پوستر می چسباند یکی A4 می زد یکی  A3می زد یکی پرده  نمایش را  آویزان می کرد، یکی سیستم صوتی را امتحان می کرد، یکی کف سالن را تمیز می کرد، یکی عکس می  گرفت و ... یکی هم از خستگی زیاد و گرسنگی روی صندلی افتاده بود.

"تیم شهید علی قاسم پور آماده مسابقه است" از مکتب ملکوتی جمع!

وحشت کفر از سردار سپاه خامنه ای!

شعر از محمد حسین جعفریان

کاریکاتور فتنه!

تبلیغ و معرفی کتاب

و...

همه و همه بر دیوار سالن به حمایت از عمار آمده بودند!

ساعت تقریباً 16 بود که راه اندازی سالن تمام شده بود. دکور را که نگاه می کردی بیشتر از هر چیز تندیس عمار بود که خیلی زیبا و شکیل  به چشم می آمد. تندیس عمار را سجاد شریفی و اسماعیل نوروزی آماده کرده بودند.

 برای امتحان سیستم صوتی، کیفیت صدا، کیفیت تصویر فیلم آژانس شیشه ای نمایش داده شد. همین حوالی بود  که ناهار رسید!

ساعت 4بعد از ظهر! نفری یک ساندویچ!

ساعت 17:10 بود که جمعیت یکی یکی، دوتا دوتا... وارد سالن نمایش می شدند.

مجری برنامه با مسئول برگزاری برنامه نزدیک میزیکه روی آن چن تا کتاب از دیار حبیب و براده ها و یک مجله ای که عکس حاج احمد متوسلیان روی آن جلب توجه می کرد، مشغول گپ و گفت بودند.

ساعت17:30نمایش آژانس قطع شد. قرآن تلاوت شد.بعد از تلاوت قرآن مجری شروع به توضیح دادن درباره ی جشنواره کرد. چراغ ها خاموش شدند.سالنی پر از جمعیت ، سکوتی که بر سالن حاکم بود و چشم هایی که به پرده نمایش دوخته شده بود.

پرده ی نمایش دوپینگی ها را نمایش می داد. در بین نمایش اگر کسی به هر دلیلی از روی صندلی بر می خواست بلا فاصله دیگری می نشست در گوشه کنار سالن افرادی به علت تکمیل ظرفیت سالن، ایستاده فیلم را تماشا می کردند.

بعد از نمایش دوپینگی ها چراغ ها  روشن شد. از حضار پذیرایی شد و در همین حین نیز صندلی هایی به سالن اضافه شدند.

بعد از پذیرایی دوباره چراغ ها خاموش شد و دوباره سکوت و چشمها و پرده!

این بار مستند بی قرارگاه روی پرده نمایش بود.

شیخ فرج و بچه هایش! حاجاقا اکبریان و بچه های مسجد امام علی، محمد قربانی و بچه های مسجد اباالفضل، حسن اورکی وبچه های مسجد امام موسی کاظم، مسجدیهای باب الحوائج، مسجد صاحب الزمان گنجشگیر، صاحب الزمان حافظ جنوبی... فی الجمله مسجدیها و غیر مسجدیها همه بودند، همه وهمه ! باور کنید حتی در و دیوار هم به کمک جشنواره عمار آمده بودند. هیچ ظرفیتی مغفول و هیچ امکانی بر زمین نمانده بود!

***

میدان ولایت، سرما..و نبود پله ی 5متری!

میلاد خادم زاده:

 ساعت ده یازده جمعه شب بود، دیر شده بود، ولی هر جوری بود  بچه ها صاحب مغازه بنری را راضی کردند بیاد مغازه و طرح بنرها رو چاپ کنه. تا بنر آماده بشه ساعت از یک شب گذشته بود.

از بین 3تا بنر مشکل چسباندن یکی از بنرها بود، می گفتند که برای نصب باید پله ی 5متری بیارید!  رفتیم میدان ولایت، تابلو رو ورانداز کردیم، هوا خیلی سرد بود، دست و پنجه ها رو از کار انداخته بود، ولی مرتضی و حسن  هر شکلی بود از تابلو تبلیغاتی بالا رفتند و دو گوشه ی بالای بنر رو صاف و خوب چسبوندند.

حالا مونده بودیم چطور گوشه ها ی پایین  بنر رو ثابت کنیم. پایین بنر چون جا پا نداشت سخت تر بود. سیم اتصال هم تموم شده بود. توی اون سرما نمیدونستیم چیکار کنیم. با هزار زحمت و این ور و اون ور کردن نیم متر سیم پیدا کردیم. موتور روی دو جک، مرتضی روی موتور، حمید هم با پاهاش روی دوتا شونه های مرتضی سوار شد، منم موتور رو گرفته بودم که در نره. سه متر ازسطح زمین فاصله گرفته بودیم.بالاخره اون گوشه هم زده شد. تصویر خوبی از بی بضاعتی و نبود امکانت بود. جشنواره هم به خوبی  و با همدلی عالی بچه ها تموم شد. از فیلم برداره خوبه جشنواره هم تشکر میکنیم!!!

 

مسئولیت چسباندن پوستر!

محمد جمشیدی:

 قرار بر این  بود در شهر ایذه فیلمهای  جشنواره عمار به نمایش گذاشته  شود. بچه ها همه مشغول کاری بودند. در سالن چند تا از بچه ها مشغول چسباندن کاریکاتور و نوشته هایی در بورد بودند، چند نفر هم صندلی ها را مرتب و پرده را صاف می کردند. ما هم مسئولیت چسباندن پوستر در یکی از خیابان ها را داشتیم. فردا وقتی برای سر زدن به سالن نمایش فیلم آمدم، دیوار ها پر از پوستر و کاریکاتور بود. در گوشه ی سالن یکی از بچه ها کتاب های کار فرهنگی را توزیع می کرد.

داخل سالن مردم منتظرند تا فیلم به نمایش گذاشته شود. کلیپ نمایش داده می شود و مردم ساکت به آن نگاه میکنند.

 

مساجد، خواربارفروشی ها، تعمیرگاه ها... محل تبلیغات جشنواره عماردر ایذه!

مازیار زمزم:

روز شنبه جشنواره ی فیلم های عمار در شهرستان ایذه برگزار شد.  بین بچه های مسجد هیاهوی زیادی برای برگزاری این جشنواره بود. شاید به جرات بگویم که اصلا نمیدانستم که اصل این جشنواره به چه چیزی ربط دارد. برنامه ساعت17:30 شروع می شد. بچه ها از روزهای قبل برای تبلیغ شروع به کار کردند، هر جا که فکرش را بکنی مانند مساجد، مصلی، خواربار فروشی ها، تعمیرگاه ها، داخل ماشین ها و جاهای دیگر که فقط خودشان میدانستند ولی در کل فکر من این بود که چرا بچه ها دست به چنین کاری می زنند مگر چه چیزی در این فیلم ها نهفته که بچه ها تلاش میکنند تا مردم شهرستان به این جشنواره بیایند. طوری بود که من همان شب با پسر عمویم قرار داشتم و قرارم را به هم زدم تا به این جشنواره بیایم. خلاصه ساعت 16 بود که به کانون آمدم. قرار بود جشنواره در کانون شهید مطهری برگزار شود.

هر کس مشغول کاری بود، حبیب و محسن مسئول کارهای کامپیوتری بودند، فرشاد و مسعود  با ماشین بلند گو دار سطح شهر اعلام می کردند.

خلاصه یک هم بستگی بین بچه ها وجود داشت. ساعت 17:30 فیلم را گذاشتند. سالن شلوغ شد،  تعداد زیادی از مردم  را به دلیل پر بودن سالن روانه خانه شان کردیم. خلاصه فیلم ها را نگاه کردیم. حالا متوجه شدم که چرا بچه ها این قدر خودشان را به آب و آتش میزدند که مردم برای دیدن این جشنواره بیایند. یعنی کل تلاش بچه ها این بود که فقط مردم را بیدار کنند که چه چیزهایی در کشور میگذرد و ما در خاموشی کامل به سر می بریم. حالا فهمیدم  که چقدر خرج کردند و از وقتشان زدند تا این جشنواره برگزار شود. در کل اگر اسم این جشنواره را هم بصیرت میگذاشتند شاید به جرات بگویم حق بود.

 

دوپینگی ها عالی!

محمد رضا محمودی:

جشنواره عمار که در سالن اجتماعات شهید مطهری برگزار شد. از کیفیت نسبتاً خوبی برخوردار بود. از لحاظ فیلم هایی که روی پرده نمایش داده شده اند مستند دوپینگی ها چون بنظر من هم حالت خبری داشت هم حالت شرح وقایعی که برای دو تا از پر فروش ترین فیلم های امسال رخ داده بود را به تصویر کشیده بود، جذابیت خاصی داشت.

 خود جشنواره و کارهای اجرایی آن هم از لحاظ اطلاع رسانی و پخش پوستر و معرفی جشنواره درسطح شهر خوب بود.

خیلی از کسانی که آمده بودند یا سر پا ایستاده بودند یا به دلیل نبود جا محل جشنواره را ترک می کردند. از لحاظ تغذیه ای که در جشنواره پخش شد هم خوب بود.*

پیک جشنواره!

حمید نوروزی:

شده بود پیک جشنواره!

خسته از موتورسواری روزانه و این طرف آن طرف  شدن ساعت یازده دوازده شب رفته بود که بخوابد، رفت! دقایقی بعد برگشت!

گفتم چیه چرا نخوابیدی! مگه فردا پست نداری!؟

{راستش سرباز هم بود. هم مجبور بود جور نظام را بکشد و هم جور انقلاب را! }

4 تا 7 صبح پست داشت، خسته هم بود!  اما گفت: خواب تو چشام نمیاد!

اومد و مشغول کپی و برش تراکتها و بروشورها شد.

این چند روز جشنواره به معنی واقعی کلمه بچه ها خواب و خوراک نداشتند، طرف سه شبانه روز فقط 6 یا 7 ساعت خوابیده بود. دو سه شبانه روز می گذشت می دیدی فقط دو سه وعده غذا...

نه که وقت و فرصت خورد و خوراک نبود، وقت هم اگر بود، حوصله خورد و خوراک نبود. فکر و ذکر بچه ها شده بود کار جشنواره!



خشم واره ای علیه جشنواره

سی سال است از انقلاب می گذرد و سی جشنواره که مردمی را نشان می دهد که نسبتی با انقلاب ندارند، مردمی که بارز ترین مثالش 8 ماه کذایی است که شورش کردند علیه مردمی که دلشان با انقلاب بود ، مردمی که نه صدایشان شنیده شد و خواسته هایشان دیده. از دل این دادها و صداها خشم واره ای ترتیب داده شد که صدای مردمی باشد علیه جشنواره ای که صدای مردمی بود از نوع شمال شهری اش. خشم واره ای که تولیدش همین مردم و توزیعش نیز ، و مخاطب و بیننده اش که بی شک در دل همین مردم بود. مردمی که هم شمال داشت هم جنوب ، هم شرق داشت و هم غرب، مردمی که مرکز امورش و مرکز قلبش انقلاب است و خشم واره ای که همه ی این جهات را می دید و بی هیچ سانسوری نشان می داد . خشم واره ای که هیچ صدایی (آمریکا ) و هیچ شبکه ای (بی بی سی ) تبلیغاتش را نمی کرد و بیلبوردی آن را نشان نمی داد و هیچ سینمایی در هیچ سانسی آن را اکران نمی‌کرد. الغرض از بحث، حشنواره ای راه افتاده که تولید و توزیع و بیلبورد و سینمایش مردمی هستند که می‌خوا هند دیده و صدایشان شنیده شود . جشنواره ای که به مخاطبش توهین نمی کند و ادا در نمی آورد و مخاطبش را به عام و خاص تقسیم نمی کند و الخ ... جشنواره‌ای است به نام جشنواره ی عمار.


رسول احمدی/ اول می خواستم با خاطرات حدود 10 سال پیش و جشنواره فیلم کودک و نوجوان که آن سال ها در اصفهان برگزار می شد و چیزهایی که دیده بودم شروع کنم و چندخطی هم نوشتم ، اما بعد منصرف شدم .(حالا دلایلش بماند ...)


هفته ای که گذشت یک اتفاق فرهنگی خوب در کشور افتاد و آن برگزاری جشنواره ای بود به اسم "جشنواره مردمی فیلم عمار".

خیلی عجیب نبود که این جشنواره با بی اعتنایی از طرف رسانه های مختلف به خصوص صدا و سیما روبرو شود و اطلاع رسانی خوبی از آن صورت نگیرد و اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. از مدیرانی که دغدغه ی بزرگشان حفظ پست و مقام است و بهانه ی تنبلی و کارنکردنشان نبودن فضا و امکانات و نیرو ، انتظاری جز این نمی رود. البته بچه حزب اللهی ها یاد گرفته اند ، کاری به این کارها نداشته باشند و وظیفه خودشان را انجام دهند .
به قول سرور ما آقاسید مرتضای آوینی  :". رو دربایستی را کنار گذاشته ام؛ زدن این حرف ها شجاعتی می خواهد که با عقل و عقل اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمی آید، چرا که حزب الله حتی در میان دوستان خویش غریبند، چه برسد به دشمنان. اگرچه در عین گمنامی و مظلومیت، باز هم من به یقین رسیده ام که خداوند لوح و قلم تاریخ را بدینان سپرده است." *

بگذریم ...

این جشنواره یک تفاوت اساسی با بقیه ی جشنواره ها داشت و آن هم داشتن پسوند "مردمی" بعد از جشنواره بود ، وقتی عکس هایی که از نمایش فیلم های جشنواره در اینترنت بود را می دیدم و آن ها را با صحنه هایی که از جشنواره فیلم کودک و بعدتر جشنواره فجر در ذهنم بود مقایسه می کردم، "مردمی" بودنش را می توانستم خیلی خوب درک کنم. در کدام جشنواره می شود مثل این صحنه ها را دید؟ + + + + + +

البته "مردمی" بودن جشنواره بیشتر بستگی به فیلم هایی دارد که در آن پخش می شود ، که در این زمینه هم جشنواره عمار را باید مردمی تر از همه ی جشنواره های دیگر دانست ، جشنواره هایی که معمولاً فیلم هایشان بیشتر برای داورها و منتقدها ساخته می شوند و از همان اول مشخص است که این فیلم برای مردم عادی کوچه و بازار ساخته نشده .



"مردمی" بودن این جشنواره در موضوع و محتوای فیلم ها هم قابل مشاهده بود ، فیلم هایی که به جای فریب دادن تماشاگر و کشاندن او به دامی از جاذبه‌های پست و غفلت‌زدگی ، به دغدغه های اصلی مردم نگاه داشتند.

جشنواره مردمی فیلم عمار یک فرصت خیلی خوب بود برای بچه های ارزشی که همدیگر را بشناسند و با فضای کار هم آشنا شوند. یک شروع خوب برای آن هایی که دغدغه ی دین و فرهنگ دارند و یک دلیل خوب برای آن هایی که می گویند نمی شود در این زمینه کار کرد.

این روزها عکس و فیلم های جشنواره را که می دیدم ، این فکر به ذهنم می رسید که چقدر جای شهید آوینی الآن خالی است ، شاید اگر بود این اتفاق خوب خیلی زودتر از این ها می افتاد. اما شاید او آنچه را که می بایست گفته است و بارش را به منزل رسانده که اکنون در پیشگاه خداوند جای دارد و این وظیفه ی ماست که ادامه ی بار را بر دوش بگیریم.

"فرصت تمام شد و ما ناچاریم بحث را به همین صورت ناتمام رها کنیم و بگذریم، با این تذکر که آینده‌ی انقلاب اسلامی در همه‌ی وجوه توسط کسانی محقق می‌شود که اسلام را بشناسند و مهم‌تر از شناختن، با جان و دل بدان پیوسته باشند. پس اجازه دهید که امید ما برای آینده‌ی سینمای ایران جز به هنرمندان مؤمن خط‌شکن نباشد که نباشد. امام بت‌شکن بود و بسیجی‌ها به تبعیت از ایشان، خط‌شکن؛ و سینمای متعهد ما نیز باید خاکریزهای تثبیت‌شده‌ی سینمای غرب را بشکند و راهی تازه باز کند. راه ما از آنجا که غربی‌ها رفته‌اند و می‌روند نمی‌گذرد و باید متوقع بود که اگر افق‌هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه‌هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش‌هایمان نیز." **

پی نوشت:

* شهید سید مرتضی آوینی / مهاجر «ای بلبل عشق،جز برای شقایق ها مخوان!» +

** شهید سید مرتضی آوینی / فرزندان انقلاب در برابر عرصه های تجربه نشده سینما +

منبع: وبلاگ منم سلام



دلیل بر اهمیت پدیده ای به نام «جشنواره سینمایی عمار»

می گویند ایران کشور جشنواره هاست.
قطعا هیچ کشوری در دنیا یافت نخواهد شد که این تعداد جشنواره های رنگارنگ فرهنگی و هنری- به خصوص سینمایی- در آن برگزار شود و در عین حال سینمایش اینقدر از مردمش فاصله داشته باشد و به سختی بتوان خاصیتی را برای این جشنواره هایش ذکر کرد. حالا و با این وضعیت اضافه شدن یک عنوان جدید دیگر به این لیست بلندبالا از جشنواره ها چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟ این جشنواره جدید چه مزیتی نسبت به باقی محافل فرهنگی- هنری دیگر مملکت دارد که آن را از تمام شان متمایز می کند؟ چطور می شود یک جشنواره را نقطه عطفی در تاریخ سینمایی آن کشور دانست؟ توضیح می دهم:

یکم: داستان این حزب اللهی های غریب!
اعترافش سخت است. اعترافش سخت است چون این جا تنها حکومت اسلامی جهان است و داعیه دار این است که قرار است زمینه ساز رقم خوردن پایان تاریخ بشر باشد، که به تنهایی جلوی تمام قدرت های شیطانی جهان ایستاده است و فریاد اسلام خواهی سر می دهد، که الگوی انقلاب های جهانی اخیر است و قرار است رهبری این زلزله های سیاسی را برعهده داشته باشد. ولی باید اعتراف کنیم تا به امروز در فضای فرهنگی و هنری همین جمهوری اسلامی، غریب ترین و مظلوم ترین افراد جماعت انقلابی و حزب اللهی معتقد به نظام بوده اند و عرصه  فرهنگی انقلاب اسلامی یکسره در ید قدرت شبه روشنفکران غرب زده  سکولار بوده است.

حالا و در این شرایط که تمامی جشنواره های داخلی جمهوری اسلامی به تقدیر از جماعت روشنفکر می پردازند و مدیران دولتی در دادن پول بیت المال به جماعت ضدانقلاب برای ساختن فیلم غرب پسند از هم سبقت می گیرند، چه چیزی می تواند یک جشنواره را از تمام اتفاقات ریز و درشت سینمایی سال مجزا و ویژه کند؟ غیر از اینکه این جشنواره مختص نیروهای معتقد به امام و انقلاب باشد و از صفر تا صدش را خودشان انجام داده باشند، غیر از اینکه فیلم ساز و منتقد و داورش همه جزو جریان حزب اللهی  باشند و دغدغه های نظام مقدس جمهوری اسلامی را در آثارشان مطرح کنند. این تنها اتفاقی ست که تا پیش از جشنواره «عمار» در هیچ یک از جشنواره ها و محافل فرهنگی و هنری دیگر نیفتاده است و حق بدهید که با همین یک ویژگی هم «عمار» را از تمام اتفاقات هنری سال مجزا کنیم و ارزش ویژه ای برایش قائل باشیم.

دوم: سد ورود به سینما شکسته شد
در سینمای ایران نه تنها مدیران دولتی دائما در حال باج دادن به جماعت شبه روشنفکرند و بهایی به نیروهای انقلابی و بیان مفاهیم و اصول اساسی نظام و اسلام نمی دهند، بلکه خود جریان روشنفکری هم با هماهنگی مثال زدنی تمام اعضا و اجزایش در برابر هرنوع رخدادی که از آن بوی ورود حزب اللهی ها به محدوده  هنرهای تصویری به مشام برسد چنان واکنشی از خود نشان می دهد که برای همه  نیروهای ارزشی و متعهد درس عبرتی باشد تا دیگر هوس ورود به منطقه  ممنوعه روشنفکران به سرشان نزند.

به یاد بیاورید بلاهایی را که همین جماعت بر سر اخراجی ها و شخص ده نمکی آوردند. واقعا این هجمه گسترده علیه فیلم و فیلم ساز به خاطر ابتذال اخراجی ها بود؟ مگر اخراجی ها تنها فیلم مبتذل سینمای ایران بود و هست؟ باید گفت آن واکنش نه به دلیل ابتذال موجود در اخراجی ها بود نه به دلیل دلسوزی دوستان روشنفکر برای تحریف فرهنگ جبهه و شهادت! بلکه آن واکنش ها یک رفتار طبیعی بود از جماعتی که نمی خواستند سنگر سینما را از دست بدهند، چون ده نمکی تنها سینماگر حزب اللهی تا آن روز بود که توانسته بود تمام قد جلوی کل جریان روشنفکری عرض اندام کند و مهم ترین رکورد سینمایی را به نام خودش ثبت کند.

حالا و در این روزگار اگر جشنواره ای بنایش را بر اعتماد به نفس دادن و نشان دادن نیروهای تازه نفس انقلابی بگذارد چه ارزشی دارد؟ اینکه جشنواره ای نیروهای متعهد را دور هم جمع کند و سعی در شکستن سد ورود به سینما داشته باشد چه جایگاهی در بین تمام اتفاقات فرهنگی سال خواهد داشت؟همین ویژگی دلیلی بر تمایز «عمار» با تمام اتفاقات ریزو درشت فرهنگی و هنری کشور نمی تواند باشد؟

سوم: تکمیل چرخه  سینما!
سینما هم مانند هر پدیده  دیگر دارای سیکل و چرخه ای است که هریک برای تولید و عرضه و دیده شدن یک فیلم لازم و حیاتی اند و هرکدام شاخه ای کاملا تخصصی به حساب می آیند، از تولید ایده و سرمایه گذاری و ساختن یک فیلم بگیرید(که خودش دارای هزاران مرحله است) تا فراهم کردن امکان نمایش فیلم در سینماها و بعد پخش خانگی و همچنین تولید خبر و نقد و تحلیل و بررسی هریک از آثار.

نیروهای انقلابی و متعهد در این سی سال کم و بیش در تمام این مراحل تولید و پخش حضور داشته اند و تقریبا هیچ بخشی نبوده که خالی از نیروی حزب اللهی بوده باشد، ولی در تمام این سی سال تمام این افراد مانند جزایری جدا از هم عمل می کردند و برآیند تمام زحماتشان جز تاثیرگذاری در جهت رسیدن به یک سینمای انقلابی در نمی آمد، ولی حالا(هرچند خیلی دیر) این جزایر دورافتاده از هم به یکدیگر وصل شده اند و تشکیل کلی واحد را داده اند و چرخه ای کاملا متشکل از نیروهای انقلابی پدید آمده است. حسن بزرگ پدیده ای مثل «عمار» یکی هم همین است که تمام نیروهای انقلابی را به هم وصل کرد و باعث لینک شدن شان با هم شد. این اولین پدیده  سینمایی در ایران است که از اولین مراحل تولید

فیلم ، تا فراهم کردن امکان پخش، تا تولید خبر، تا نقد و تحلیل آثار، همه حاصل کار نیروهای انقلابی و معتقد به نظام است و این چیز کمی نیست. قطعا برکات چنین اتفاقی در آینده ای نه چندان دور بیشتر پدیدار خواهد شد.

چهارم: شناساندن نیروهای انقلابی به مخاطبان!
وقتی صداوسیمای جمهوری اسلامی همان معدود نیروهای انقلاب اش را هم اخراج می کند و در برنامه شان را می بندد و وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فیلم های انگشت شمار ارزشی اش را در بدترین فصل و در دو سه سالن، با سانس های نصفه و نیمه به نمایش می گذارد، نیروهای حزب اللهی چطور باید به مردم شناسانده شوند و آثارشان چگونه باید در معرض دید عموم قرار گیرد و مورد قضاوت واقع شود؟ چرا اکثرا جوانان ایرانی- حتی دانشجویان حزب الهی- به سختی می توانند نام یک هنرمند انقلابی را ببرند و در عوض زندگی نامه  بازیگران دسته چندم تلویزیون را هم بلدند و قادر به معرفی تک تک هنرمندان صهیونیست غربی اند و تمام نشانه های فراماسونری را حفظند؟

یعنی در این سی سال، انقلاب اسلامی هیچ رویشی در عرصه هنر نداشته است؟ یا داشته است و این هنرمندان با بایکوت تمام رسانه های جمهوری اسلامی مواجه شده اند و اصلا فرصتی برای عرض اندام به آنها داده نشده است؟ حالا اگر جشنواره ای این فرصت دیده شدن را برای این نیروها به وجود بیاورد و آثارشان را حتی در شهرستان های کوچک به نمایش درآورد این ارزشمند نیست؟ این کار بر زمین مانده  سی ساله  کشور نیست؟ همین باعث تمایز جشنواره «عمار» با باقی اتفاقات فرهنگی و هنری و رسانه ای دیگر نمی شود؟

 کلام آخر
برای رسیدن به اهمیت چنین جشنواره ای دلایل بیشتری را هم می شود ردیف کرد و در مورد هرکدام کلی توضیح داد، ولی احتملا جز اطناب بی دلیل مطلب چیزی را درپی نخواهد داشت. به نظر همین 4دلیل برای دریافتن اوج اهمیت چنین پدیده  فرهنگی ای کافیست و قطعا نمایان شدن اثراتی که برگزاری این جشنواره به دنبال خواهد داشت اهمیتش را بیشتر نشان خواهد داد، فقط امیدواریم راهی که «عمار» در پیش گرفته اولا محدود به همین یک مجموعه و همین یک جشنواره نماند، و دوما به همین یک هفته خلاصه نشود و دست اندرکاران برگزاری همین جشنواره هم با حمایت از استعدادهای جدیدی که معمولا در چنین جشنواره هایی کشف می شوند به راهی که در پیش گرفته اند ادامه دهند.



مصاحبه با کارگردان مستند«مشتی اسماعیل»؛ پدیده‌ی چند سال اخیر سینمای مستند ایران
فکر می‌کنید با پول بی‌بی‌سی می‌توانم زندگی کنم؟/ حس و حال جشنواره‌ عمار با بقیه جاها فرق می‌کرد


گروه فرهنگی- امیر ابیلی، مهدی آذرپندار: سینمای مستند ایران در ماه‌های گذشته شاهد نمایش فیلمی بود که باید آن را پدیده‌ی سینمای مستند ایران در سال‌های اخیر نامید. فیلمی که در طول 2-3 ماه رکورد دریافت جوایز جشنواره‌های مختلف در تاریخ سینمای مستند ایران را شکست و بحث‌های زیادی را در فضای هنری ایران برانگیخت. مستندی سرشار از امید و با یک دیدگاه بسیار مثبت به زندگی. با مهدی زمان‌پور کیاسری کارگردان فیلم تحسین‌شده‌ی «مشتی اسماعیل» که فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی تولید سیما گرایش کارگردانی از دانشکده‌ی صداوسیماست و تولید و ساخت بیش از 65 اثر را در کارنامه دارد، به بهانه‌ی آخرین موفقیتش یعنی کسب جایزه‌ی ویژه‌ی جشنواره‌ی عمار به گفت‌و‌گو نشستیم. مستندسازی که سرشار از احساسات است و به شدت به برخی چیزها تعصب دارد؛ تا جایی که وقتی از تصویر مخدوش شده‌ی  ایران در آثار جشنواره‌ای همکارانش در حوزه ی فیلم و مستند در خارج گلایه می کند، بغض کرده و اشک می‌ریزد. گفت‌وگوی خواندنی ما را با یکی از خوش‌اخلاق‌ترین و باصفاترین و در عین حال حرفه‌ای‌ترین مستندسازهای کشورمان از دست ندهید.

آقای کیاسری! شما در «مشتی اسماعیل» سراغ زندگی ساده‌ی یک پیرمرد نابینای روستایی رفتید که با مشکلات عجیب و غریبی روبروست اما کاملاً از زندگی‌اش راضیست و حتی از این زندگی کیف می‌کند! به نظر می‌آید که مستند «مشتی اسماعیل» اساساً برای ایجاد امید و سرزندگی در بیننده ساخته شده است. می خواهم به عنوان اولین سوال بپرسم که چقدر قبل از شروع کار به انتقال این مفاهیم فکر کرده بودید؟ قبل از شروع فیلم‌برداری نترسیدید از اینکه کار به دام شعاری شدن بیفتد و مخاطب را پس بزند؟

من نمی‌دانم چرا در سینمای ایران برعکس شده است و نشان دادن واقعیات زندگی ایرانیان شعاری به نظر می‌رسد، این مفاهیمی که شما اشاره کردید مثل امید و نشاط و سرزندگی مسائلی‌ست که در زندگی ایرانیان فراوان وجود دارد و اصلاً شعاری نیست، اصلاً من اگر چیزی غیر از این را نشان می‌دادم می‌شد شعاری، می‌شد دروغ. مستند یعنی واقعیت و فیلم مستند یعنی بیان خلاقانه‌ی واقعیت.



 این چیزی هم که می‌گوئید که قبل از ساخت به این مفاهیم فکر کرده بودم، بله؛ اصلا من «مشتی اسماعیل» را از قدیم کامل می‌شناختم و همیشه این امید موجود در زندگی‌اش برای من نکته‌ی عجیبی بود که ما هیچ وقت هم درس نگرفتیم. مثلا هنگام راه رفتن وقتی به یک تیر برق می‌خورد خطاب به تیر می‌گوید که «مگر تو کوری!»، ولی اگر هرکس دیگه‌ای باشد شروع می‌کند به آه و ناله و... ولی دنیای مشتی اسماعیل کاملاً با بقیه فرق می‌کند، خیلی راحت معلولیت‌اش را به شوخی می‌گیرد و می‌خندد، برخلاف بقیه‌ی کسانی که مشکل و معلولیتی دارند، خب این‌ها چیزی نیست که کارگردان بگوید بگو، چون در آن صورت دروغ معلوم می‌شود.

من وقتی در دانشکده بودم و مستندهایی را که اتفاقا در خارج خیلی هم جایزه برده بودند می‌دیدم، این حس را داشتم که این‌ها واقعی نیست و این مستندساز این‌ها را دروغ گفته و خودش ساخته است. من یک روزی از دکتر ضابطی جهرمی -استاد دانشکده‌ی صداوسیما- پرسیدم که من هم می‌توانم در مستندهایم چیزهایی را اضافه کنم؟ که ایشان به من گفتند آن وقت دیگر تو یک مستندساز نیستی، یک دروغ‌گو هستی! واین جمله از سال 81-82 با من هست.

چیز دیگری که با دیدن مستند «مشتی اسماعیل» به ذهن می‌رسد این خلاف جریان شنا کردن شما در فضای مستندسازی امروز است. طرح مسائلی از قبیل امید و نگاه امیدوارانه به زندگی امروز خیلی مرسوم نیست و اصلاً این رویکرد شاید فیلم شما را از اکران‌های خارجی و پخش در شبکه‌های خارجی محروم کند، قبل از ساخت مستند، به این مسائل فکر کرده بودید؟

اتفاقا یک‌سری از دوستان همین را می‌گفتند و توصیه‌هایی داشتند. می‌گفتند این پیرمرد بالاخره غم و غصه هم دارد. این‌ها را هم نشان بده و من می‌گفتم خداگواه است که من چنین چیزی در زندگی این شخص نمی‌بینم. من هرچیزی ببینم نشان خواهم داد. اصلا هرکس زندگی «مشتی اسماعیل» را ببیند باور نمی‌کند که نابینا باشد، و من هم سعی کردم مستند را همین‌طوری دربیاورم و نیمه‌ی دوم فیلم و بعد از بیست دقیقه، مخاطب تازه می‌فهمد که مشتی اسماعیل نابیناست! یعنی اگر از قبل نداند، امکان ندارد که از ابتدا نابینایی او را متوجه شود.


 البته دوستان هم می‌گفتند که چون این باورپذیری‌اش کم است، باید قید جشنواره‌های خارجی را بزنی. اتفاقاً پیشنهاد شد که ما این فیلم را به یکی از پخش‌کننده‌های قوی فیلم در خارج از کشور- که اسم‌اش را نمی‌آورم- هم نشان دهیم، این شخص کسی بود که کیارستمی را کیارستمی کرد. خلاصه فیلم را دادیم، هرچند که خودم مایل نبودم و فقط کنجکاو بودم ببینم چه می‌گوید. بعد از چند روز زنگ زد و گفت که فیلم شما را دیدم، خیلی خوب بود ولی باور نمی‌کنند، بعد فهمیدم که خودش باور نمی‌کند چون این کلمه را چندبار دیگر هم گفت. من به او گفتم که شما باور نمی‌کنید و همین باور نکردن شما باعث شد که کارهایی به خارج ارائه شود که آنها دیگر زندگی خوب ایرانی‌ها را باور نمی‌کنند.

اتفاقا آن 4داور خارجی که برای قضاوت در جشنواره‌ی فیلم کوتاه به ایران آمده بودند، جایزه‌ی ویژه را به این فیلم دادند و وقتی بحث می‌کردیم با تعجب می‌پرسیدند اینجا واقعا ایران است؟ این چشم‌انداز واقعا ایران است؟ متاسفانه نگذاشتند آنها این ایران را ببینند ]بغض می‌کند[ این باور نکردن آن‌ها تقصیر ماست.

شما می‌گوئید زندگی خود مشتی اسماعیل واقعاً این است ولی این شما بودید که سراغ او رفتید، واقعا دغدغه‌ی تغییر دادن تصویر ایران در ذهن مخاطب را داشتید؟

ببینید مثلا اکثر ما به افغانی‌ها نگاه خوبی نداریم، درصورتی‌که افغانی ذاتاً که بد نیست، آن هم کسی است مثل ما. یک جنگ و غارتی در کشورش شد و این بیچاره‌ها هم پناه آوردند به کشور ما. حالا ما حتی هر آدم خوب و باخدایی هم که در بین آنها باشد با لفظ بدی می‌گوئیم افغانی‌ست دیگر. در خیلی از کشورها هم ایرانی‌ها را این‌طوری شناختند، خیلی از کشورها ایرانی‌ها را بربر می‌دانند. این به خاطر چیست؟ فیلم‌هایی که به خارج از کشور می‌برند و آنجا دیده می‌شود چه تصویری از ایران ارائه می‌دهد؟ بالاخره بالاترین تاثیر و بیشترین مخاطب را رسانه‌های تصویری دارند و آن‌ها هم ایران را با فیلم‌هایی که از ایران می‌بینند می‌شناسند.

تصور کنید که من در خانواده‌ی خودم یک مشکلی دارم. حالا بیایم گرفتاری‌های خودم را، بدبختی‌های خودم را، درست لحظه‌هایی که دارم همه‌چیز را بهم می‌ریزم را، ضبط کنم و بفرستم که غریبه‌ها ببینند، بفرستم آمریکا و بگویم ببینید و جایزه را به من بدهید. یعنی حیثیت و ناموس خودم را زیرسوال ببرم که مثلا جایزه بگیرم.

بعد افتخار هم می‌کنند به این کارشان...

بله، بعد افتخار هم می‌کنند به قول شما به کارشان، این افتخار برای چیست؟ من باید کاری کنم که وقتی فیلمم در خارج نمایش داده شد غرورم حفظ شده باشد، غیرتم حفظ شده باشد. آقای دکتر جهرمی تعریف می‌کردند که می‌خواستند برای  یک جشنواره‌ی خارجی فیلمی را انتخاب کنند که در آن فیلم، غیرت و امید و زندگی ایرانی و علی الخصوص چشم‌انداز ایران به نمایش درآمده باشد، ایشان بعد از دیدن «مشتی اسماعیل» در دفتر سریال مختارنامه، که ما مستند را آنجا تدوین می‌کردیم، به من گفتند که کاش این را زودتر می‌ساختی! چون ما هرچه در بین آثار گشتیم واقعا چیزی را پیدا نکردیم که شأن ایرانی در آن حفظ شده باشد. واقعا شما ببینید ایران با این مردم و این زندگی و این چشم‌انداز، آن وقت فیلم‌های ایرانی که در خارج نمایش داده می‌شود چیست؟ حالا آن آقا می‌گوید که این فیلم را باور نمی‌کنند. خب معلوم است، وقتی شما که در این مملکتید این چیزها را می‌بینید و خودتان را به نفهمی زده‌اید دیگر معلوم است در خارج سخت باور می‌کنند. بگوئید ما نمی‌توانیم ببینیم، نگوئید باور نمی‌کنند. من خوشحالم. بگذارید یک عده بسوزند و نتوانند این‌ها را ببینند، اما آنهایی که این کار را می‌بینند و خوشحال می‌شوند خستگی آدم را از بین می‌برد.



این‌طور که به نظر می‌رسد این ظلمی که رسانه‌ها به کشورمان کردند، خصوصا در جشنواره‌های خارجی، خیلی اذیتتان می‌کند. می‌خواستیم بپرسیم که به نظرتان چرا بقیه را انقدر اذیت نمی‌کند، مثلا برخی از مدیران فرهنگی را؟ به نظر شما جریانی پشت این ماجرا هست؟

خب ببینید در این ماجرا دارد هزینه می‌شود. آن بودجه‌ای که صهیونیست‌ها برای از بین بردن ایران هزینه می‌کنند به راحتی می‌تواند هر کشوری را از پا درآورد. این فقط ایران بود که نتوانستند کاری بکنند. ببینید برای این کار دارد هزینه می‌شود، این را که دیگر کسی نمی‌تواند منکر شود. میلیاردها دلار دارد هزینه می‌شود و در مملکت ما کسانی هستند که خواسته و ناخواسته دارند آسیب می‌زنند به کشور.

یعنی می‌گوئید حتی آن‌ها که در داخل هستند دارند با برنامه کار می‌کنند.

بله صددرصد. اگر من حافظ خانواده‌ی خودم باشم دیگر چه کسی می‌تواند به خانواده‌ی من نفوذ کند. من اگر مدافع کشورم باشم دیگر چه کسی می‌تواند آسیب بزند. ما خودمان حواسمان به این‌ها نبود و یک‌خورده بند را آب دادیم. شیطان وقتی در من نفوذ می‌کند و با من رفیق می‌شود که من امیدم را از دست بدهم. وقتی امیدمان را از دست دادیم آمریکا می‌آید نزدیک و می‌گوید بیایید اینجا من دوست شمایم.

با تمام این احوالات من مطئمن هستم که در خارج از کشور بازهم جاهائی هستند که این فیلم را نمایش دهند. در جشنواره‌ی فیلم کوتاه «سوره» داور فرانسوی آمد و اصرار شدید می‌کرد که این فیلم را بدهم تا در ورک‌شاپ‌های آن‌جا نمایش دهد. من احساس کردم همین اشخاص نگاه‌شان به ایران عوض شد و تاثیر گرفتند و حتی همین شخص که تا به حال به ایران نیامده بود قرار شد بهار بازهم به ایران بیاید که لوکیشن «مشتی اسماعیل» را از نزدیک ببیند.

کمی هم درباره قابلیت‌های فنی اثر صحبت کنیم. چیزی که در «مشتی اسماعیل» خیلی به چشم می‌آید این است که وقتی در کنار مستندهای دیگر قرار می‌گیرد، کیفیت فیلم‌برداری و قابلیت‌های فنی اثر خیلی با باقی کارها تفاوت دارد. چه شد که به سراغ چنین کیفیتی از تصویر رفتید؟      

‌خیلی از مستندسازها شاید خیلی هم دست خودشان نباشد، به قول معرف پول‌نیازند. ولی من در طول این 15-16 سالی که در صداوسیما هستم و 65 کاری که برای صداوسیما ساختم، می‌توانستم با سرمایه‌ای که داشتم خانه‌ام را به یک خانه‌ی بزرگتر تبدیل کنم ولی می‌خواستم این کار را به بهترین شکل انجام دهم. من اگر پولم کم باشد مجبورم به جای تصویربردار روزی 200 هزار تومان از تصویربردار روزی 50هزار تومان استفاده کنم. دوربین با کیفیت پائین‌تر انتخاب کنم. ولی ما آگاهانه برای این کار سرمایه‌ی بیشتری هزینه کردیم چون می‌خواستیم حتما آن چشم‌انداز دربیاید. من می‌خواستم حتما زیبایی آن چشم‌انداز تاثیرگذار دربیاید. به همین‌خاطر هم هزینه کردیم. مثلا تدوین را آقای حسینی‌وند انجام دادند که تدوین‌گر سریال‌های «مختار» و «در چشم باد» و...... هستند. البته ایشان سرشان خیلی شلوغ بود و اگر آقای دکتر جهرمی به ایشان سفارش نمی‌کردند، آقای حسینی‌وند اصلاً قبول نمی‌کرد. چون بیست سی ساعت تصویر گرفته بودم، به آقای حسینی‌وند قول دادم که از تصاویر راف‌کات‌ بزنم تا تصاویر را تا حد ممکن کم کنم. ایشان هم گفت اگر این کار را انجام بدهی، کمک خیلی بزرگی به من کردی. من هم خیلی وقت گذاشتم تا کار به حدود هشتاد و چند دقیقه رسید. بعداً یک نسخه‌ی هفتاد دقیقه‌ای هم از آن زدم که اگر شما الان ببینید، تصاویر زیاد و بخش‌های جذاب دیگری هم دارد که حالا در نسخه‌ی اصلی نیست.


فکر کنم نسخه‌ی اصلی 39 دقیقه است. درسته؟

بله. البته این نسخه‌ی هفتاد دقیقه‌ای هم خیلی کار خوبی شده، اما این حذف را برای این انجام دادم تا فیلم کوتاه شود و در کوتاه‌‌ترین زمان ممکن حرفش را بزند. به هر حال به نظرم آمد مخاطب مستند کوتاه را حتماً می‌بیند. مستند بلند مخاطب کمتری دارد، چون مخاطب احساس می‌کند که کار الکی کش داده شده است. مثلاً در همین اختتامیه‌ی جشنواره‌ی عمار فیلم را نمایش دادند. خب اگر هفتاد دقیقه بود، شاید هر مخاطبی نمی‌توانست ببیند.

همین تدوین خوب باعث شده تا این موضوع که کار سه تصویربردار مختلف داشته است، اصلاً به چشم نیاید و تصاویر یکدست باشد. حالا چرا این قدر تصویربردار در طول کار عوض کردید؟ تقریباً هر فصل را یک نفر تصویربرداری کرده؟ درسته؟

خب یکی از تصویربردارهای ما –آقای سیدی پریشان- در اواسط کار صاحب فرزند شد و مجبور شد برگردد تهران. ما هم نمی‌توانستیم صبر کنیم و باید برخی تصاویر را می‌گرفتیم و گرنه این تصاویر را از دست می‌دادیم. بنابراین کار در پاییز  را با مهدی منیری ادامه دادیم و این تصاویر را گرفتیم. زمستان را هم با آقای رحمانی که با دوربین Z7 کار کرده بود، گرفتیم.

شما فرمودید که تا به حال 65 مستند ساخته‌اید. چرا آثار قبلی شما تا این حد و مثل «مش اسماعیل» دیده نشده است؟

خب کارهای قبلی من تلویزیونی بود. مثلاً وقتی حج تمتع رفتم، مستند «پای پیاده تا بهشت» را با موضوع سفر مازندرانی‌ها به مکه ساختم که هفت هشت باری از تلویزیون پخش شده است. این مستند باعث شد تا هر سال یکی از کارگردان‌ها از نقاط و استان‌های مختلف کشور را بفرستند حج تا چنین مستندی بسازد. البته به قول آقای گروسی هیچ یک از این مستندها «پای پیاده تا بهشت» نشد. گرچه این مستند هم می‌توانست خیلی قوی‌تر باشد. چون تصویربردار قوی نداشتیم، کار هم سفارشی بود و بدتر از همه مشکلات مربوط به فیلمبرداری در مکه و آزار و اذیت شرطه‌ها بود که اگر دوربین را می‌گرفتند، هم خودت را می‌شکستند و هم دوربین را! تازه من تک و تنها بودم و باید اعمال سنگین تمتع را هم به جا می‌آوردم. من آنجا هفت هشت کیلو کم کردم. اما به هر حال ریاضت شیرینی بود و توانستم تصاویری را بگیرم که در آرشیو چنین تصاویری وجود نبود.

کارهای دیگری هم داشته‌ام. مثلاً برای قم «نقیب علوی» را ساختم. راجع به امام‌زادگان تهران یک کار پنجاه قسمتی تولید کردیم. «عاشورا در بهشت» را با موضوع محرم ساختم. و کارهای دیگری که تعداشان زیاد است.

وضعیت مستندسازی در صداوسیما را چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید بقیه‌ی مستندسازها هم مثل شما قائل به کشیدن این ریاضت‌ها و مرارت‌ها برای ساخت یک مستند هستند؟

خب نه! ببینید در صداوسیما هزینه‌ی مستند را دقیقه‌ای حساب می‌کنند. اما ما که دقیقه‌ای کار نمی‌کنیم! این مستند «مش اسماعیل» شد چهل دقیقه. اما واقعاً من به اندازه‌ی چهل دقیقه زحمت کشیدم؟ من زندگیم را پای این کار گذاشتم.

اصلاً اگر دقیقه‌ای باشد، همه سعی می‌کنند مستند را کش بدهند که پول بیشتری بگیرند!

بله من همین «مش اسماعیل» را می‌توانستم سریال کنم و کلی سود ببرم! اما من می‌خواستم فقط و فقط این کار ساخته شود و زندگی این مرد قبل از اینکه از دنیا برود، ثبت شود. اصلاً به فکر پول نبودم.

پس معتقدید که ساختارها اشتباه است؟

اشتباه که خوب است! نگاه‌های ما باید کامل تغییر کند. از مستند هیچ حمایتی نشده است؛ چون آدم‌های متخصص سرکار نبوده‌اند. اصلاً اگر همان انداز‌های که از تله فیلم حمایت می‌شود، همین قدر به مستند بها داده می‌شد، مخاطب به محض پخش مستند از یکی از شبکه‌ها، مثل الان دیگر کانال را عوض نمی‌کرد. الان ما از بس که مستند سطحی تولید کرده و به خورد مخاطب داده‌ایم، سلیقه‌ی مخاطب و تصور او را از مستند خراب کرده‌ایم. در حالی که مستند تاثیرگذاری بالاتری از فیلم دارد؛ چون برگرفته از واقعیت است نه رویا و داستان. شما ببینید در کشورهای خارجی چه حمایتی از مستند می‌شود؟ برای یک مستند حیات وحش چنان پولی پرداخت می‌شود که ما صفرهایش را نمی‌توانیم بشماریم. اما بودجه‌ی مستندهای ما چطور؟

جالب اینکه بی.بی.سی فارسی همین الان مستندهای داخلی را با قیمت بسیار بالایی می‌خرد و پخش می‌کند ...

 بله! کافی بود تا من همین مستند «مش اسماعیل» را کمی ببرم به آن سمتی که بی.بی.سی بپسندد. خب دیگر بعد از دیدن کلی مستند  از این شبکه می‌دانم که چطور باید مستند بسازم که آنها بخرند. کافی بود این کار را بکنم تا این مستند را سیصد چهارصد میلیون تومان از من بخرند.

بعضی از مستندسازانی که به بی.بی.سی مستند فروخته‌اند، گفته‌اند که به این پول برای گذران زندگی احتیاج مبرم داشته‌اند. به نظر شما این استدلال قانع کننده‌ایست؟

اینکه می‌گویند زندگیمان بدن این پول نمی گذرد، جالب است. همین «مشتی اسماعیل» را ببینید. او دارد از زندگی لذت می‌برد. در حالی که غذایش معمولاً نان و پنیر و گوجه است. چند وقت پیش به خاطر اینکه مستند «مشتی اسماعیل» رکورد گرفتن جایزه در جشنواره‌های داخلی را شکسته و در دو ماه و نیم 15 جایزه برده است، از بخش خبر مرکزی تلویزیون آمدند تا با مش اسماعیل مصاحبه‌ کنند. او در این مصاحبه می‌گفت که من دارم از این زندگی کیف می‌کنم و از شر دنیا راحتم! خب من بیایم از بی.بی.سی چهارصد میلیون تومان بگیرم؟ همین الان می‌توانم چهار تا پلان را تغییر دهم و این پول را بگیرم. اما آیا من با این پول می‌توانم زندگی کنم؟ شما فکر می‌کنید این پول چه لذتی دارد؟

وقتی روی سن جشنواره‌ی عمار برای دریافت جایزه رفتید، گفتید که این جایزه چیز دیگری است. چرا؟

این جمله‌ از تمام وجود بود. یعنی در حالی که از بعضی جشنواره‌های دیگر جایزه‌هایی با رقم‌های بالای ده میلیون تومان گرفتم، اما جایزه‌ی کوچک جشنواره‌ی عمار برایم ارزش بیشتری داشت. اصلاً من در حالی در اختتامیه شرکت کردم که فکر نمی‌کردم این جشنواره جایزه‌ی نقدی داشته باشد و حتی از آنجا که به من خبر نداده بودند، مطابق معمول دیگر جشنواره‌ها حتی فکر می‌کردم که جایزه هم نبرده‌ام که خبرم نکرده‌اند! اما با این وجود در اختتامیه شرکت کردم چون حس خوبی نسبت به جشنواره داشتم. اصلاً همان فانوسی که گرفتم، برایم لذت داشت، نه جایزه ی مالی.

چرا این حس خوب را نسبت به جشنواره‌ی «عمار» داشتید؟     

چون آدم‌هایش متفاوت بودند. البته همه‌ی جشنواره‌های ما اسلامی هستند، اما نیت بچه‌هایی که اینجا بودند، انگار فرق می‌کرد. همه جوان‌های حزب اللهی و خوب. خوش به حال اینها که در جوانی در این مسیر خوب افتاده‌اند. خدا گواه است که من عشق را در وجود اینها دیدم. اینها عاشق بودند. و بدانید که آینده دست همین‌هاست. من در تمام این جشنواره‌هایی که شرکت کردم، هیچ‌گاه وقت نکردم در نشست‌های نقد و بررسی جشنواره شرکت کنم. اما در جشنواره‌ی «عمار» هرگاه که به من خبر دادند که برنامه‌‌ای هست، سعی کردم در آن شرکت کنم. چون حس و حال و فضای جشنواره را دوست داشتم.

فکر می‌کنید که چرا بعضی نهادها مثل صداوسیما هیچ حمایتی از این جشنواره  نکردند و حتی دستور مستقیم مبنی بر بایکوت این جشنواره را صادر کردند؟

نمی‌دانم. واقعاً برای خود من هم سوال است. اگر من جای مسئولان بودم، حتماً از این جشنواره‌ی مردمی حمایت می‌کردم.

بگذریم. ممکن است همین جواب شما برای آینده‌ی شغلیتان مشکل ایجاد کند. حتماً می‌دانید که فیلمتان به واسطه‌ی جشنواره‌ی عمار در شهرهای کوچک و بعضی روستاها نمایش داده شد. فکر می‌کنید که بازخورد کار چطور بوده است؟

نمی‌دانم. اما حدس می‌زنم که بازخورد خوبی داشته باشد. اینکه این فیلم را در همه جای ایران می‌بینند برای من خیلی لذت بخش است. دوستی بعد از تماشای این فیلم سراغ من آمد و گفت یک نسخه از این فیلم می‌خواهم تا به مادرم نشان بدهم. می‌گفت من با دیدن این فیلم حالم خوب شد. می‌خواهم آن را به مادرم نشان دهم تا حس و حال او هم خوب شود. من هم البته به هیچ کس حتی به خود «مشتی اسماعیل» هم فیلم را ندادم، چون حقوق اثر و حق رایت آن را فروخته‌ام. اما از آنجا که پای مادرش در میان بود، نتوانستم نه بیاورم. آرزوی من این است که هر کسی این کار را می‌بیند، حالش بهتر شود و امید بگیرد. به هر حال  هر کسی باید همان قدری که از دستش بر می‌آید، به مملکتش کمک کند تا ایران گلستان شود.

قصد رفتن به سمت ساختن فیلم بلند و مدیوم سینما را ندارید؟

 مشکلی با این قضیه ندارم.

یعنی در برنامه‌ی کاریتان هست؟

بله! من چند وقت پیش که داشتم با آقای هاشم‌زاده -فیلمنامه نویس- صحبت می‌کردم. به ایشان گفتم که من راجع به دنیای سینما و تله فیلم دغدغه خاطردارم و اگر در یک سری موضوعات فیلمنامه‌ای با پرداخت خوب نوشتی، من مایلم کار کنم.

می‌توانم بپرسم این موضوعات چه چیزهایی هستند؟

دروغ! یکی از دغدغه‌های من دروغ است. همین دروغ‌های جزئی که زندگی آدم را نابود می‌کند و به کجاها ختم می‌شود. مثلاً از شما بپرسند کجا هستید و شما به دروغ بگویید فلان خیابان در حالی که هنوز به آن خیابان نرسیده‌اید!  یعنی همین دروغ‌های کوچک! و از آن طرف النجات فی الصدق! یعنی در بدترین شرایط راستگویی چاره‌ی کار است. من چیزهایی از این دروغ دیدم که دنیا را نابود می‌کند. البته من خودم هم همین مشکلات را دارم.

الان در سینمای ایران هم روی همین تم دروغ کار زیادی می‌شود. این‌ها را می‌پسندید؟

هر کسی می‌تواند راجع به هر سوژه‌ای کار کند. اما نگاه به سوژه خیلی مهم است. از هر سوژه هزاران فیلم می‌توان ساخت. مهم دغدغه و نوع نگاه است. باید بدانیم کجا زندگی می‌کنیم و با توجه به شرایط کشورمان کار کنیم. اگر کار در مخاطب تأثیر مثبت بگذارد، یعنی موفق شده است. مثل فیلم «رنگ خدا» که وجود خدا را می‌توان در آن حس کرد.

و حرف آخر؟

من اول بگویم که من در حدی نبودم و نیستم که با من مصاحبه شود. اما احساس می‌کنم در مورد این مستند «مش اسماعیل» دعای همسر و پدر و مادر خیلی تأثیر گذاشت تا کار موفق شود. وقتی برای فیلم‌برداری سر شالیزار می‌رفتم، پدر و مادرم در کیاسر می‌آمدند و خیلی زحمت می‌کشیدند. من از دور می‌دیدم که مادرم برای من دعا می‌کند و از خدا می‌خواهد موفق شوم. همانجا می‌دانستم که خدا این دعا را مستجاب می‌کند. خلاصه کنم. همه چیز از اثر لطف خداوند است و از خداوند همچنان می‌خواهم که دست ما را بگیرد.  

ممنون از وقتی که برای مصاحبه گذاشتید.




به بهانه جشنواره فیلم عمار

مهدی خرمی/ حاشیه گزینی، عدم تخصص یافتگی یا به حاشیه رانده شدن نیروهای انقلاب در عرصه سینما، سینمایی با ابتذال پیدا و پنهان ایجاد نموده است که سبب حاکمیت نوعی تفکر پدرسالارانه در پشت دوربین ها و میزهای کارگردانی چه در حوزه سینمایی و چه در حوزه تلویزیونی شده است. به جز چند اثر تلویزیونی و سینمایی انگشت شمار هنوز موضع گرایی بر روح سینما و تلویزیون سیطره دارد و دوربین ها و اتاق های فکر ما هنوز نتوانسته اند به سمت روندگرایی و انقلابی گری حرکت کنند.
اگر امروز سی و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می بینیم که تلویزیون ما واقعه عظیم عاشورا را  فقط در حد شفا دادن یک بیمار که در شب تاسوعا یا عاشورا از کما خارج می شود و چشم هایش را باز می کند، پایین می آورد اما نظام لیبرال سرمایه داری یک سرباز عادی را -که در جنگ جهانی یعنی در یک غارت و چپاول بین المللی شرکت نموده است - را به چهره ای جهانی تبدیل می کند بدون رودربایستی باید گفت که ما هنوز تخصص انقلابی بودن در حوزه سینما و تلویزیون را نداریم. نبود تخصص انقلابی بودن و انقلابی ماندن سبب می شود تا اصیل ترین و ناب ترین سوژه ها به سوژه هایی مرده، محلی و محدود تبدیل شوند. ما به تعداد ساعتهایی که جنگیدیم، به تعداد خانه هایی که بمباران شدند، به تعداد وقایع سیاسی که داشتیم به تعداد ترورهایی که صورت گرفته و به تعداد آزادگان و جانبازانمان سوژه سینمایی و تلویزیونی داریم. شهدای ما اسطوره های حقیقی ای هستند که می توانیم آنها را بلندآوازه تر و جهانی تر از افسانه های تخیلی رستم و سهراب و اسفندیار و ... در خانه های یکایک مسلمانان و آزادی طلبان جهان جاری سازیم و هر کدامشان را به چهره ای جهانی تبدیل کنیم. اگر سینمای ما و تلویزیون ما درست عمل می کرد امروز باید عکس شهیدمهدی باکری یا شهید همت یا شهید چمران یا ... زینت دیوار خانه هایی می شد که خون آزادگی و مبارزه و مقاومت در آن جاری است حتی فراتر از مرزها و جغرافیاها، در آمریکای لاتین در خاور دور در آذربایجان در عربستان در قلب اروپا در خانه های منهتن و نیویورک و ...و امواج انقلابمان را در دوردست ها و ناممکن ها در قلبها و مغزهای مردمان سرزمینهای دور و نزدیک نفوذ می داد.

امروز جریان بیداری اسلامی و ارتباط آن با صدور انقلاب اسلامی، جریان وادادگی نظام سرمایه داری و جنبش تسخیر وال استریت، عقب نشینی مفتضحانه آمریکا از عراق و ... همه می توانند دستمایه قلم ها و دوربین هایی شوند که از انفعال خارج شده و در یک موج آفرینی بین المللی تقابل هوشمندی بین اصول و حقایق انقلاب اسلامی با تئوری های نظام لیبرال سرمایه داری ایجاد نموده و آن را به چالشی جدی بکشاند و قلبها و مغزهای آماده را به سمت خود جذب نماید.

اگر امروز می بینیم که در تلویزیون ما ارزش خبری یک توله شیر یا یک فوتبالیست میلیاردر شرمنده از اخلاق،‌جایگاهی به مراتب مرتفعتر از جایگاه مستضعفین و صاحبان حقیقی انقلاب دارد، اگر می بینیم که تلویزیون و سینمای ما سوژه های ناب با قابلیت جهانی شدن را فقط بصورت فرمالیته درآورده و آن را تباه می سازند و به جای آن، سیاهی ها و نفسانیات را جهانی می کنند،‌اگر امروز می بینیم که بهای چند ثانیه خنده در سینما و تلویزیون ما تحقیر و تمسخر دیگری است، اگر می بینیم که شبکه های استانی ما آنقدر ضعیفند که انسان افسوس سرمایه گذاری صورت گرفته و امکانات تلف شده در آن را می خورد، اگر ... بخاطر این است که؛

انقلابی نمی اندیشیم به عبارت ساده تر  اندیشه های امام خمینی(ره) و امام خامنه ای (مدظله العالی) در فیلم نامه های ما و در پشت دوربینها یا روی صفحه تلویزیونها و پرده سینماهای ما سی و پنج سال بعد از انقلاب هنوز کم رمق است حتی گاهی چنان می نماید که از روی اجبار یا گاهی فقط برای سرگرمی و گاهی...

جهانی نمی اندیشیم. هنوز خودمان را باور نکرده ایم پس به هر سوژه و موضوعی که قابلیت جهانی شدن دارد دست می زنیم آن را چنان تلف می کنیم که حتی ارزش ملی شدنش را هم از دست می دهد.

با دیگران تعارف داریم با فلان کارگردان یا فلان بازیگر یا نویسنده که به دلایلی اسم و رسمی به هم زده یا نشان نامرئی ارزشی بودن را دریافت کرده نمی توانیم رک و راست باشیم که چرا چنین کرده ای و مهمتر اینکه چرا چنین نکرده ای؟

در گفتمان انقلاب اسلامی فیلم ساز، بازیگر، نویسنده، کارگردان و ... ای که ساکت نشسته به همان اندازه مقصر است که یک نویسنده یا بازیگر و کارگردان ارزش شکن مقصر است.

تا چرتکه های مادی و دگم ترس های تخیلی در حوزه سینما و تلویزیون ما شکسته نشود انقلاب فقط در اخبار و تفسیرها محدود و محصور می شود.

امروز ما با نسل جدیدی از جوانان انقلابی مواجه هستیم که توانسته اند با یک دوربین هندی کم و یک دستگاه رایانه کار یک تشکیلات سینمایی یا تلویزیونی را انجام  دهند. این تحول مبارک در صورت انسجام می تواند شبکه های عظیم انقلابی را تشکیل دهد که فضای مرگبار حاکم بر تلویزیون و سینما را بشکند. نسل جدیدی که جناحی نمی اندیشد بلکه ولایی می اندیشد و از بلندی به اتفاقات می نگرد نه از روی بی خیالی یا تسلیم شدگی. جوانانی که هم سازمان صدا و سیما هستند، هم وزارت امور خارجه هستند، هم مبلغ دینند و هم سرباز ولایت.اگر بخواهیم به دور از تعارفات و ترس، شفاف و خدایی حرف بزنیم باید بگوییم تا زمانی که بازیگر، کارگردان، نویسنده و مدیر فرهنگی ما، ولایی نیاندیشده است و جهادی عمل نکرده است و چرتکه های مادی را کنار نگذاشته است، فیلم و اثری که تولید خواهد کرد، سرگرمی ای بیش نخواهد بود که فقط برای پر کردن ساعات پخش برنامه های تلویزیون یا بسته نماندن سینماها کاربرد خواهد داشت. اگر هم بخواهد شاهکار کند اسکارهای سیاسی را شکار خواهد کرد.




بروز هنرمندان شاخص سینمای انیمیشن انقلاب در جشنواره عمار

داور بخش پویانمایی جشنواره مردمی فیلم عمار، گفت: شاهد حضور و بروز هنرمندان شاخص در سینمای انیمیشن کشور هستیم که توانمندی بسیار بالایی دارند و این نوید را می‌دهد که آینده سینمای انیمیشن انقلاب اسلامی، آینده بسیار خوبی خواهد بود.

«مسعود شجاعی‌طباطبایی» داور بخش پویانمایی جشنواره مردمی فیلم عمار،گفت: در بخش انیمیشن کارها خیلی چشم‌گیر بود.

وی افزود: شاهد حضور و بروز هنرمندان شاخص در سینمای انیمیشن کشور هستیم که توانمندی بسیار بسیار بالا دارند و این نوید را می‌دهد که آینده سینمای انیمیشن انقلاب اسلامی، آینده بسیار خوبی خواهد بود و بچه‌های فعال در این بخش بچه‌های خوبی هستند.

این فعال فرهنگی با بیان اینکه آثار پویانمایی جشنواره عمار هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی خوب بود، تاکید کرد: من به مسئله محتوا تاکید دارم و مضامین حاضر در جشنواره مضامینی بود که خیلی آگاهانه انتخاب شده بود.

وی افزود: یکی از انیمیشن‌ها درباره شهید بهنام محمدی شهید خرمشهری بود که در آن یک برهه خوبی از زندگی این شهید را انتخاب کرده بودند که شهید بهنام محمدی یک جاسوس عراقی را شکار می‌کند.

شجاعی طباطبایی ادامه داد: این‌قدر زیبا و عالی این پویانمایی ساخته شده بود که وقتی در انتها چهره خود بهنام محمدی را می‌بینیم، طراحی خوب انیمیشن را درک می‌کنیم.

این کاریکاتوریست و انیماتور کشور پویانمایی «ناو وینسنز» را یکی دیگر از بهترین آثار پویانمایی جشنواره عمار دانست و گفت: حمله به هواپیمای مسافربری ما یکی دیگر از انیمیشن‌ها بود که رسانه‌ها کم به این حادثه پرداخته‌اند.

وی افزود: دنیا، دنیای ناعدالتی است و حقایق را وارونه جلوه می‌دهند و در این قضیه تعدادی مردم بی‌گناه به شهادت رسیدند که هنرمندان ما با هنر انیمیشن، تاثیر‌گذار کار کردند که امیدوارم کارشان گسترش داشته باشد و تنها در ایران نباشد و در خارج از کشور هم منعکس شود و نشانگر مظلومیت مردم ما باشد.

این داور جشنواره مردمی عمار، این جشنواره را در قدم اول دانست و گفت: این جشنواره مسلما در گام‌های بعدی با یک اطلاع‌رسانی به موقع می‌تواند خیلی فراگیرتر صورت بگیرد تا هنرمندان بیشتری در این اتفاق حضور داشته باشند.

وی با بیان اینکه در مجموع کارهای بسیار خوبی وجود داشت، افزود: جریان سینمایی کشور فضای خوبی ندارد ولی امیدواریم این فضا در آینده متناسب با فضای خوب مردم ایران که به هر جهت مخاطبان اصلی سینما هستند، به سمت آنچه علاقه مردم است، برود.

شجاعی طباطبایی با بیان اینکه بی‌رونقی سینماها دوری سینماگران از مردم است، تاکید کرد: علت اینکه چرا اهالی سینما به جشنواره عمار توجه نشان ندادند این است که بخش عمده‌ای از بدنه سینما در جریاناتی قرار دارند که برخی مواقع با معاندان نظام همراه می‌شوند و این اتفاق خوبی نیست.

وی افزود: البته جشنواره‌هایی از این دست انشاء‌الله به رسیدن ما به آن فضای مطلوبی که به هرجهت آنچه مورد تقاضای مردم هست کمک می‌کند چراکه این نظام ثمره خون هزاران هزار شهید است و مردم ما فهیم و با بصیرت هستند چنین مردمی را در جهان نداریم





جشنواره عمار در ابتدای جاده امید

«نامه‌ها، عکس‌ها،‌ آدم‌ها» از جمله آثاری بود که در دومین روز از جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش و نقد گذاشته شد. در حاشیه جشنواره با «محمدرضا خردمندان» کارگردان جوان این فیلم گفت و گوی کوتاهی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

یکی از دلایل برگزاری جشنواره فیلم عمار خلأیی بود که در حوزه تولید فیلم‌هایی هم سو با اهداف و آرمان‌های انقلاب دیده می‌شد. به نظر شما خلأ از عدم حمایت نهادهای مسئول ناشی شده است یا نبود نیروی متعهد و متخصص؟

این مسئله یک مقدار بر می‌گردد به خاستگاه و تاریخ هنر ادبیات داستانی و نمایشی که با جریان روشنفکری وارد ایران شد؛ به خصوص در حوزه داستان که پایه فیلم و کار نمایشی است. این یک قدمت غربی و روشنفکری دارد. اولین اتفاق‌های ادبی ما ترجمه‌ی آثار ادبی فرانسه یا کشورهای غربی بود. در حقیقت ادبیات آمیخته با این جریان در ایران شکل گرفت و بعد هم که انقلاب اتفاق افتاد.

ما بعد از انقلاب باید در این حوزه بازنگری جدی می‌کردیم؛ به خصوص بچه‌های نسل انقلاب و بچه‌هایی که انقلاب را ایجاد کردند باید در این حوزه خیلی زودتر از این ها وارد می‌شدند. باید به یک ترجمه‌ی جدیدی می‌رسیدند و در واقع نگاه جدیدی را پیدا و ارائه می‌کردند. اما این اتفاق نیفتاد. من فکر می‌کنم جنگ هم باعث شد یک مقدار، این فاصله بیشتر شود. امروز با این‌که کمی دیر شده است اما خیلی اتفاق خوبی است. یعنی حضوری که بچه‌ها پیدا کرده‌اند و تلاش می‌کنند که خودشان را برسانند و حرف خودشان را بزنند به نظرم خیلی ارزشمند است هرچند که دیر است ولی خیلی خوب است.

یعنی فکر می کنید کم کاری از نهادهای مسئول بوده است؟

قطعا این طور بوده است. یعنی فکر می‌کنم ما در این سی سال گذشته یک دوره گیجی عجیب و غریبی را طی کردیم. مسوولین فرهنگی ما در یک دوره‌ای خیلی شتاب زده عمل کردند. دریک مقطعی اصلا عمل نکردند. البته این قدر درگیر مسائل سیاسی و یا مسائل دیگر شدند که دیگر فرصتی برای تمرکز روی بخش فرهنگی نماند.

ما اصلی‌ترین ضربه را از مسئولینی خوردیم که اصلا ارتباطی با این حوزه‌ها نداشتند. یعنی کسانی آمدند در این جایگاه‌های فرهنگی و نهادها نشستند که اصلا دانشی نسبت به این حوزه‌ها نداشتند چه برسد به این که بخواهند نگاه و گفتمان جدیدی بخواهند تولید کنند.

پس فکر می کنید برگزاری چنین جشنواره هایی می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای تولید کنندگان آثار؟

جشنواره عمار، قطعا یک نقطه‌ی امید و یک نقطه شروع است که باید مورد حمایت جدی قرار بگیرد؛ مخصوصا از جانب به بچه‌هایی به این گفتمان علاقه‌مندند. به نظرم اصلا نباید معطل مسئولین شد. در این حوزه خود بچه‌ها باید زیاد خودشان را در معرض کار قرار دهند تا بیش‌تر نقد شوند. برای حفظ این فضای ایجاد شده باید خیلی جدی‌تر کار را دنبال کرد. اگر با تنبلی که الان دچارش هستیم بخواهیم ادامه دهیم نتیجه نمی‌دهد. حتی باید تمام آثار خوب دنیا را مطالعه کنیم؛ چه در حوزه فیلم، و چه در حوزه داستان. نقد خودمان را نسبت به کارها داشته باشیم کار خودمان را هم انجام دهیم.

چقدر به آخر و عاقبت این جشنواره امیدوارید؟

وجه تمایز این جشنواره با جشنواره‌های دیگری که در کشور برگزار می‌شود این است که تیم اجرایی این جشنواره قرار نیست به مسئولین جواب پس دهند. جز نسبت به مردم، به دیگران دِین و وابستگی ندارند که بخواهند در راستای سلیقه‌ی آن‌ها حرکت کنند و خیلی نکته‌ی خوبی است.

پیشنهادی هم برای بهتر شدن کار دارید؟

تبلیغات خوبی برای این جشنواره انجام نشد و استقبالی که باید صورت نگرفت. شاید باید برای برگزاری چنین جشنواره‌هایی یک دور خیز جدی کرد. باید در طول سال این جریان و فضایی که در جشنواره ایجاد می‌شود باید خیلی جدی‌تر ادامه پیدا کند و خروجی این تداوم جریان آثاری باشد که ما در جشنواره شاهد آن هستیم. اگر انقطاعی در این بین حاصل شود مسلما نتیجه‌ی لازم را نخواهیم گرفت.

خیلی از فیلم ها که در جشنواره هستند فیلم هایی هستند که قبلا هم خیلی دیده شد‌ه‌اند. در خیلی از جشنواره‌ها حضور داشته‌اند، این نقد به خود من هم وارد است. ما نباید به این که خیلی تعداد فیلم‌هایمان زیاد باشد افتخار بکنیم یا این که حتما دنبال این باشیم که آمار فیلم‌هایمان بالا باشد؛ نه به نظرم تعداد فیلم‌ها ملاک نیست؛ کیفیت آثار ملاک است و در واقع نگاه درستی که در فیلم ها حاکم است باید ملاک ارزیابی قرار بگیرد.





عده‌ای جشنواره عمار را به نفع خود نمی‌دانند
«محمدصادق باطنی» در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی باشگاه خبری فارس «توانا» گفت: امسال با مستندی با عنوان «دوپینگی‌ها» که درخصوص جریان جنگ رسانه‌ای معاندان انقلاب اسلامی است که یکی از این مصداق‌ها فیلم «جدایی نادر از سیمین» و فیلم «اخراجی‌های 3» است و در بخش جنگ نرم یکی از فیلم‌های برگزیده بوده است.
باطنی علت شکل‌گیری جشنواره عمار را اینگونه بیان کرد: جشنواره عمار فرصتی نو است برای بیان حرف‌های نویی که در گفتمان جمهوری اسلامی نگفته مانده بود و شاید تنها بستری است در بین جشنواره سینمایی که فرصت حرف‌ زدن به بچه‌های انقلابی را می‌دهد، ارزش هر فرد به اندازه حرف‌های نگفته‌ای است که دارد و انقلاب اسلامی نیز ارزشمند است زیرا حرف‌های ناگفته‌ بسیاری دارد که با وجود این بچه‌ها انشاءالله در این جشنواره به درستی بیان می‌شود.
وی درباره سطح کیفی آثار شرکت داده شده در این جشنواره گفت: این جشنواره عالی بود و برایم باعث شگفتی بود که تک‌ تک این آثار قابلیت دیده شدن را داشتند، به شخصه جایزه بردن در این جشنواره اصلا مهم نبود، زیرا این جشنواره مسابقه نبود و اگر هم رقابت اندکی در آن بود از جنس «فاستبقوالخیرات» بود و اهمیت موضوع، حضور در این جشنواره بود.
کارگردان «دوپینگی‌ها» در ادامه افزود: جشنواره عمار وظیفه به وحدت رساندن این قطراتی را داشت که هر یک به تنهایی و گمنام در گفتمان جمهوری اسلامی در حال فعالیت بودند و این جشنواره بستر مناسبی برای دریا شدن است.
باطنی خاطرنشان کرد: ما بچه‌های حزب‌الهی اصولاً در یک خواب یا غفلت تاریخی به سر می‌بریم که با یک شوک بیدار می‌شویم و این شوک برای بچه‌های حزب‌الهی فتنه سال 88 بود که ما را بیدار کرد و متوجه شدیم باید از خواب به بیداری برسیم. بیداری که به دلیل یک خواب طولانی در حال طی کردن مسیری بلند با گام‌های بلند هستیم.
وی در خصوص عدم پوشش رسانه‌ای خوب برای این جشنواره از طرف رسانه‌های دیگر گفت: من فکر می‌کنم یا از این جشنواره غافلند یا خود را به غفلت زده‌اند که در هر صورت باعث تاسف است که عده‌ای حرف‌های این جشنواره را به نفع خود نمی‌دیدند که بخواهند این جشنواره را پوشش رسانه‌ای بدهند.
باطنی در ادامه افزود: یکی از غفلت‌هایی که برای این جشنواره است، ماجرای برنامه‌ سینمایی است که هر هفته به مدت 3 ساعت پخش می‌شود و باید اتفاقات سینمایی کشور را پوشش دهد اما از این جشنواره فقط 8 ثانیه را نمایش می‌دهد، آن هم اشتباه!
نمی‌دانم شاید عده‌ای صلاح نمی‌دانند حرف‌های این جشنواره بیان شود.
وی در خصوص مشکلات جشنواره عمار نیز گفت: من از دفتر جبهه مطالعات فرهنگی تشکر می‌کنم اما این جشنواره متاسفانه نیروی انسانی کمی داشت که افرادی مثل من و دوستانم با تمام قوا حاضریم این جشنواره را یاری کنیم تا سال به سال بهتر و با شکوه‌تر برگزار شود.




عمار، خط شکنی در عرصه سینماست

حسن رحیم پور در سومین روز از جشنواره عمار گفت: شما بدون در نظر گرفتن کلیشه های غرب و شرق کار می کنید و بدانید انقلاب از طریق خط شکنی های آدم های غیر رسمی رشد کرده و به پیروزی رسیده است.

وی افزود: اگر منتظر بخش های رسمی می ماندیم هیچ اتفاقی نمی افتاد و همه از مسیر رسمی و کلیشه ای حرکت نکردند بلکه به جاده خاکی زدند و پیروز شدند.

رحیم پور ازغدی با اشاره به اوضاع پیش از انقلاب اسلامی گفت: انقلاب ما کلاسیک نبود، جنگ ما کلاسیک نبود و آنها که وارد جنگ شدند نمی دانستند جنگ چیست و اگر جنگ ما کلاسیک می بود شکست می خوردیم.

وی افزود:  در سینما نیز منتظر سینماگران رسمی و هنرمندان اتوکشیده نباید ماند و عتاب و خطاب هایی که به آنان می شود که چرا شما عمارگونه فیلم سازی نمی کنید توقع اضافی است و مطالبه از چنین افرادی مطالبه مالایطاق است و ظرفیت آنها همین است. اما جشنواره عمار نوعی خط شکنی در عرصه سینما است.

وی افزود: شما با انگیزه آمده اید و اگر مراقبت فکری و عقیدتی نداشته باشید سقوط می کنید.

رحیم پور ازغدی با تاکید بر مطالعات در عرصه تکنیک تصریح کرد: اما شما باید پاسخ فکری برای بسیاری از سوالات داشته باشید لذا تقویت فکری عقیدتی در کنار تکنیک و تاکتیک باید داشته باشید و مطالعه کتاب های شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت الله مصباح را از الان باید شروع کنید.

حسن رحیم پور ازغدی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه ادعا می شود که مکاتب هنری، ایدئولوژیک است نیز گفت: همه هنرهای صد ساله اخیر خنثی نبوده است و هیچ سینمایی بدون محتوا ماندگار نشده است و همه به نوعی هنرمند مکتب دار بوده اند.

وی با اشاره به سخنان حضرت رسول(ص) خطاب به حصان ابن ثابت شاعر غدیر خم افزود: حضرت رسول(ص) به او فرمودند تا وقتی که هنر در خدمت مکتب است و ما را با هنرت یاری می کنی تو مورد تایید روح القدس هستی و این متعلق به هنر هست.

 

 سینما اصالتاً شیطانی نیست و ما اصالت ابزار نداریم.

وی با اشاره به الهام الهی و شیطانی به هنرمندان گفت: اینطور نیست که سینما اصالتا شیطانی است و ما اصالت ابزار نداریم؛ ولایت تکنیک در کنار ولایت شیطان و ولایت خدا نداریم مگر اینکه بگوییم که ولایت تکنیک بخشی از ولایت شیطان است که تا حدی آن را قبول دارم. عضو شورای انقلاب فرهنگی ادامه داد: سینمای دینی امری مشکل است و این مشکل، مشکل عرضی است که برمی گردد به گفتمان حاکم بر سینما و نبود تربیت هنری دینی و این البته می تواند ورود به سینما را تا حد محال پیش ببرد اما به هر حال این مشکل، ذاتی سینما نیست. وی توجه به نفس و ابزار را لازم دانست و گفت: آن کسانی که فکر می کنند که انسان تحت ولایت ابزار قرار می گیرد اشتباه می کنند اینطور نیست بلکه تحت ولایت نفس اماره هستند. رحیم پور ازغدی مشکل اصلی را در دانش و بینش و یا کنش و گرایش دانست و افزود: سقوط هنرمند مقتضای تکنیک نیست بلکه مشکل نفسانیت است و یا بی سوادی است که ۵ تا فیلم می بیند و سواد اسلامی ندارد و مرعوب می شود.

وی با اشاره به مبحث ابزار در فقه اسلامی تصریح کرد: فقها ابزار را با اثر نوین و اثر شخصی اش حکم می کنند.

وی افزود: برخی ابزار صرفا استفاده نامشروع دارد که حرام است یا بالعکس که حلال است و برخی آلات مشترک هستند که یا حرام مطلق و یا حلال مطلق هستند که در این جا شروطی است که می تواند ابزار را مباح، حرام و یا حلال کند.

 

 ارتباط با خیال و تلاش برای جذب مخاطب دو خطر در راه سینماگر

رحیم پور ازغدی با بیان اینکه هنرمندان فیلسوف نیستند تصریح کرد: آنها که ادای فلسفه دارند خراب می کنند و هنرمندان کارشان با تخیل است لذا هنرمند می تواند از دو راه به خطر بیفتد ۱- ارتباط با خیال، ۲- جذب مخاطب که آنچنان این امر خطرناک است که به ارضای مخاطب و خودارضایی هنرمند منجر می شود.

وی افزود: عرصه را به جبهه آن طرف واگذار نکنید و نگویید سینما ذاتا سکولار است بلکه ما باید به لحاظ محتوا و فرم خود را تربیت کنیم و بدانید صالح بودن بر همه عرصه ها سخت است. رحیم پور ازغدی در ادامه به اشاره به تفاوت های جذابیت و اغواء تاکید کرد: شما وقتی حرفی را می شنوید نوعی عبودیت است و شما پای هر فیلم و هر نمایش که می روید، آن امر تو را به یک معنا تربیت می کند. وی افزود: اگر وارد سینما شدید و در مسیر دین بود و جذبش شدید به توحید نزدیک می شوید و بدانید که پیغمبران جاذبه داشتند و جذابیت آنها به قدری بود که آنها را ساحر می خواندند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین با اشاره به برخی نظرات درباره استفاده و بهره بردن از طبیعت گفت: یک طرف می گویند استفاده کامل از همه چیز بدون مسئولیـت پذیری در برابر خدا و یک طرف دیگر تفکر ضدبهره بردن و استفاده دارد و معتقد به مقدس بودن طبیعت است اما قرآن می گوید «سخرنا لکم» و اسلام با نگاه مصرف گرایانه و نه مصرف پرستانه مشکل ندارد و می گوید خوردن و آشامیدن منافاتی با توحید ندارد. اما اولا باید موحدانه باشد، ثانیا مقتصدانه و نه مصرفانه و ثالثا شاکرانه باشد.


 خواندن کتاب های شهید آوینی و مددپور برای سینماگر اسلامی ضروری است
وی خواندن کتابهای شهید آوینی و مددپور را ضروری دانست و افزود: آنها پیشتازان انقلاب در نظریه پردازی اسلامی هنر و سینما هستند. رحیم پور ازغدی ادامه داد: گویا ما بین بی هنری اسلامی و هنر ضداسلامی مخیر شده ایم اما باید راه سومی را ایجاد کنیم و خیلی ها بودند که این کار را کردند و آثار شهید آوینی یکی از این نمونه هاست. حسن رحیم پور ازغدی در ادامه سخنان خود سینماگر دینی را مهمتر دانست و گفت: آگاهی به اسلام در سینماگر دینی باید اجتهادی تر و عمیق تر باشد. چرا که شناخت فرم از جریان آلوده حال حاضر سینما نیازمند این آگاهی است. وی افزود: تهدیدهای اخلاقی و علمی متوجه سینماگر اسلامی است اما در مقابل امام صادق(ع) می فرماید: هر کس در مسیر ما یک بیت شعر بگوید خداوند یک خانه در بهشت برای او ایجاد می کند و حال ما می توانیم این را به سینما نیز تعمیم دهیم. رحیم پور ازغدی با بیان اینکه هنر برای هنر نداریم و سینما و هنر برای مکتب است گفت: مومن مجاهد است؛ یا مجاهد به شمشیر و یا مجاهد به زبان و حضرت رسول(ص) فرمودند به خداوند سوگند هر کار هنری که به نفع دین و علیه دشمنان اسلام باشد از تیر بیشتر اثر دارد. وی التزام به اسلام، هنرمندانه بودن و مخاطب شناسی را از مهمترین ملزومات سینماگر اسلامی دانست و گفت: شما وقتی مخاطب شناسی نکردید و جذابیت نداشت پس از مدتی می گویید دین جذابیت هنری ندارد در حالی که شهید آوینی بهترین مصداق مخاطب شناسی است و یک نفره خط شکنی کرد. رحیم پور ازغدی ادامه داد: امام خمینی(ره) گفت: ما با سینما مخالف نیستیم با فحشاء مخالفیم و این به معنای آن است که ابزار ولایت ندارد و به شما بگویم که اکثر حرف ها و سخنان آوینی و مددپور درست است اما به برخی ایراد داریم.

 

 باید به لوازم سینمای دینی تن داد و هزینه اش را پرداخت و دوگانگی را از بین برد

حسن رحیم پور ازغدی در ادامه سخنانش گفت: باید به لوازم سینمای دینی و همچنین به بانکداری اسلامی تن داد و هزینه اش را پرداخت و باید یکی از دو پای تان را بردارید، نمی توانید دوگانگی داشته باشید.

وی افزود: در سخنرانی سکولاریسم را می زنیم و در عمل سکولار هستیم. لذا باید دوگانگی را از بین برد چون داری به سمت غرب می روی و بعد شعار اسلامی می دهی و هنگامی که شکست خوردی کاش می گفتی دوگانگی باعث شکست ما شد. بلکه می گویید زندگی اسلامی جواب نمی دهد و تجربه اسلامی شکست خورده است. در صورتی که هنگامی که یک سبک زندگی را آوردید نمی توانید آثارش را نپذیرید.

حسن رحیم پور ازغدی در بخش دیگری از سخنان خود دگماتیزم ترجمه های مکاتب هنری را مشکل اساسی تربیت هنری در کشور دانست و گفت: غرب در این مکاتب با مبانی خودش مسائل خودش را حل کرده بود اما ما نه مبانی آنها را قبول داریم و نه مسئله ما تماما مسئله آنهاست بلکه شما باید مسئله خودت را بومی پاسخ دهی و عمار باشی.

 

 انقلاب های اخیر تشنه تئوری های ایرانی در همه عرصه ها از جمله هنر هستند

وی با بیان اینکه در دانشگاه هنر این مکاتب را مقدس می دانند افزود: این مکاتب در بستری اجتماعی و فرهنگی متولد شده است. لذا آموزش سینماگر در کشور مسیر غلطی دارد و عملا از دانشکده هنر سینماگر دینی بیرون نمی آید و حرف آوینی در این باره درست است.

وی با اشاره به حرکت مکاتب هنری از کلاسیسیزم تا کوبیسم تصریح کرد: در ۱۰۰ سال اخیر هنر و سینمای ایران یک تقلید کور در دانشگاه های ما بوده است و هر چند به تناسخ اعتقاد ندارم اما در این زمینه روح یک میمون در جسم ما حلول کرده است و در همه چیز تقلید می کنیم؛ راه رفتن خودمان را از یاد برده ایم و راه رفتن دیگران را هم یادنگرفته ایم. البته تقلید اشکال ندارد اما هویت تو باید معلوم باشد و نباید تقلید کامل از غرب صورت گیرد.

وی با اشاره به انقلاب های اخیر در جهان عرب تاکید کرد: انقلاب های اخیر تشنه نظام سازی و تئوری های ایرانی هستند و شما باید هویت جمعی انقلابی داشته باشید و بدانید اگر کار کنید به سرعت جهانی می شوید.

دومین جشنواره عمار با اهدای ۱۸ فانوس بلورین پایان یافت

در اختتامیه دومین جشنواره فیلم عمار مستندهای «مهار نشده» و «مشتی اسماعیل» به همراه ۱۶ اثر دیگر فانوس های بلورین این جشنواره را به خانه بردند

اختتامیه این جشنواره برخلاف دیگر جشنواره های حاضر و به دلیل صبغه مردمی آن بدون سخنرانی مقامی مسئول برگزار شد.




استاد ناصر هاشم زاده در گفتگو با 9 دی:
جشنواره عمار شاخص حق و باطل

ناصر هاشم زاده فیلمنامه  نویس برجسته  کشورمان از جمله  اعضای شورای سیاست گذاری دومین دوره  جشنواره  عمار و از داوران این جشنواره است. او که در کارنامه  اش نویسندگی آثاری همچون «سیب و سلما» و «بید مجنون» به چشم می خورد و در نوشتن فیلمنامه های «آواز گنجشکها»، «زیرنور ماه» نیز مشارکت داشته است. با او به عنوان یکی از حامیان معنوی جشنواره و عضو هئیت داوران گپ و گفتی صمیمی در باب جشنواره عمار و وضعیت مدیریت فرهنگی در ایران  داشتیم که در ذیل مشاهد می کنید.

 به عنوان اولین سوال می خواهم بپرسم که جشنواره  عمار در بین این تعداد بالای جشنواره ها در ایران که همگی ظاهراً اهداف تربیتی و اخلاقی را دنبال می کنند، قرار است چه کار ویژه ای را انجام دهد؟ اصلاً چه چیز منحصر به فردی دارد؟

کشور ما کشور جشنواره هاست. کشور کنفرانس ها و همایش ها! گویا پول اضافه داریم و نمی دانیم چطور باید آن را خرج کنیم. من به هر حال به عنوان کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می کنم، نظر خود را درباره  جشنواره می گویم. اصولاً کار این جشنواره ها ابتدا با یک ادعا شروع می شود. این جشنواره هم در بدایت امر نام یکی از صحابه  پیامبر(ص) را به دوش می کشد.

این صحابه  پیامبر آدم بسیار بزرگی در تاریخ اسلام است. آن قدر بزرگ که در یک فصل از تاریخ نیم قرن اول اسلام، خود معیاری از حق و باطل می شود. یعنی در جنگ صفین وجود او نشان می دهد که حق در کدام طرف و باطل در کدام طرف است. چرا؟ چون پیامبر در مورد او چنین چیزی را فرموده اند که عمار در آن روز خود یک معیار است. یعنی این آدم تا این حد مهم است. این در حالی است که او در سنین پیری به سر می برد اما با این وجود او در برابر باطل می ایستد و از امام و رهبر خویش- علی ابن ابی طالب-  دفاع می کند و در این راه شهید می شود. جالب آنکه معاویه بعد از این اتفاق، چون موجودیت دینی نفاق آمیز خود را در خطر می بیند، اینطور شایعه پراکنی می کند که عمار را ما نکشتیم! عمار را علی کشت! چون علی این صحابه  پیر رسول الله را به جنگ آورد و او را به کشتن داد. اما به هر حال این عظمت عمار در تاریخ ماند.

من گاهی فکر می کنم که در آن شکنجه  عجیب و غریبی که در همان ابتدای ظهور اسلام بر پدر و مادر عمار اعمال شد، او به نحوی کم آورد. اما پیامبر به او گفت که تو باید برای روزی که لازم است، بمانی. و بعد می بینم که در دوره  پیری–که دوره  محافظه کاری آدم هاست- او ماند و محافظه کاری نکرد و از حق دفاع نمود.

این توضیحات را دادم تا بگویم که این جشنواره اسمی را یدک می کشد که خیلی مهم است. در برابر این همه جشنواره  با اسامی مختلف –که البته آنها هم در جای خود خوب و مفیدند- این اسم خیلی هیبت دارد. حال سوال اینجاست که آیا ما به اندازه  این هیبت به آن می پردازیم؟ اگر قرار است که این جشنواره فرعی به حساب بیاید و مختص به یک عده  خاصی باشد تا آنها هم جشنواره ای داشته باشند، پس وای بر ما! که در یک کشور شیعی با حکومت شیعی، جشنواره های با عناوین دیگر معظم و باشکوه و با برخورداری از بودجه های زیاد برگزار شوند و جشنواره ای این چنین غریب باشد و با بودجه ای کم به کار خود ادامه دهد! این خود جای افسوس دارد.

 در مورد بودجه  جشنواره گفته می شود کاستی های زیادی وجود دارد. ظاهراً نسبت به بودجه های جشنواره های مشابه خیلی بودجه عمار ناچیز است.

به ما می گویند که اهل مذهب اصولاً باید در تقوا باشند و بودجه  زیادی نخواهند. این هم از آن فریب هایی است که در عالم راه افتاده است و معاویه صفت ها اصولاً چنین چیزهایی را می گویند. چنان که به امثال ابوذر می گفتند که تو چه کار داری که من کاخ سبز دارم. تو باید زاهد باشی و در گوشه ای بنشینی و کاری به دنیا نداشته باشی! سبحان الله!

البته همین بودجه را هم بچه ها با تمسک به مسئولین جور کرده اند. البته نمی دانم که بودجه  این جشنواره به بودجه  یک نمایشگاه کوچک موبایل یا تلویزیون می رسد یا نه! اما به هر حال هر چه هست، با توکل به خدا قرار است که در این جشنواره به سمت معیار دادن برویم. من از اسم جشنواره، این را می فهمم. البته ضعیف اجرا کردن این جشنواره یک ضربه است. این جشنواره باید قوی برگزار شود. « واعدّوا لهم
 ما استطعتم من قوه».

 امسال نسبت به دوره  اول موضوعات هم خیلی گسترده تر شده است. این گستردگی از کجا نشأت می گیرد؟  

موضوعات جشنواره باید به گستردگی تعریف شود. این محدودیت موضوعات هم ممکن است آسیب بزند، مگر اینکه خود موضوعات را در حیطه  بزرگتری معنا کنیم؛ یعنی مثلا وقتی از انقلاب اسلامی صحبت می کنیم کل جنبش هایی را که در حیطه تفکر اسلامی هستند در نظر بگیریم، یا مثلا وقتی از بیداری اسلامی صحبت می کنیم باید خیلی گسترده تر معنا را بگیریم. اما اگر در حیطه یک قدرت سیاسی مسئله را ببینیم به نظر ضربه خواهیم خورد، که الان به نظر می آید این ها درست تعریف نشده است. حوزه  دین به نظر من حوزه  وسیعی است. همانطور که می فرماید«وسع کرسیه السموات و الارض....». خداوند می فرماید: قدرت و اقتدار الهی آسمان و زمین را گرفته است. همین طور حدود الهی هم حدود وسیعی است، یعنی اینطور نیست که در محدوده  فکر و اندیشه ما
 حدود الله معنا شود. در باب تفکر هنر هم به نظر من این حدود همان «این تذهبون» است، کجا می روید؟ «أین المفر» فرارگاه کجاست؟ جای دیگری نیست. همه از طرف خدا هستیم و به طرف خدا می رویم. بر همین سیاق اندیشه دینی نباید این محدودیت های سیاسی را داشته باشد.یک حوزه  دیگر در اسلام، اندیشه  سیاسی است. در همین حوزه هم اگر می اندیشیم باز باید گستردگی اندیشه را داشته باشد یعنی صرف سیاست زدگی نباشد. چون سیاسی بودن غیر از سیاست زدگی است. سیاست زدگی یعنی همین رسانه ای بودن، اما سیاسی بودن خیلی گسترده تر است و از عمقی برخوردار است.

 چقدر به این جشنواره امید دارید؟

من شخصا از جشنواره عمار انتظارات زیادی دارم و فکر می کنم جشنواره ای است در حیطه تفکر دینی به ویژه در جبهه گیری های سیاسی- اجتماعی. همین موضوعاتی که آمده مثل انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی موضوعات کم و کوچکی نیست. نوع پرداخت به آن هم صرف سیاست نیست. شما وقتی از بیداری اسلامی در مصر حرف می زنید یعنی از شصت هفتاد سال مبارزه فکری و دینی و سیاسی مسلمان ها حرف می زنید. شما ببینید از اولی که حسن البنا آمد و اخوان المسلمین را تاسیس کرد و نهضت هایی که در الازهر شکل گرفت و آمدن سیدقطب و محمد قطب و دیگران، این ها چیز کمی نبود در جامعه مصر. حتی قبل از انقلاب این ها تفکراتی بود که در ایران ترجمه می شد و تاثیر می گذاشت. مصر و تونس و..... را نباید کم گرفت. در همین خیزش اسلامی که بصورت سیاسی خودش را جلوه داده، بالاخره یک تفکری مبنای این خیزش است، این را که نمی شود نفی اش کرد. حالا ما در جشنواره  عمار می خواهیم به وجوه بیشتر سیاسی- اجتماعی توجه کنیم، ولی همین وجوه سیاسی و اجتماعی باید برای بچه مسلمان های جامعه ایرانی تعریف و بیان شود تا این بچه ها فعال شوند.

 چرا این جشنواره باید مردمی باشد؟ پس این همه نهاد فرهنگی چه می کنند؟

از سرمداران فرهنگی جامعه باید سوال کرد که شما در این زمینه چه کار کرده اید؟ حالا اگر قرار باشد درباره یک موضوع خیلی فرعی در جامعه فیلمی ساخته بشود، بروید ببینید در جشنواره ها چه حجمی از آثار ارائه می شود. من خودم در یکی از جشنواره ها داور بودم، با وجود اینکه فیلم ها را تقسیم هم کرده بودند، بیش از سیصد فیلم فقط ما دیدیم. حالا برای این موضوعاتی که در جشنواره  عمار هست هم باید چنین حجمی از تولیدات را ایجاد کرد. باید در محافل هنری در نهادها و.... باید سرمایه گذاری شود و فیلم هایی در این زمینه ها ساخته شود. باید این موضوعات جدی تلفی شود. این جشنواره ها حتی اگر وجه کمی هم در آن کم باشد ولی به نظر من از نظر کیفی بسیار با ارزش است و باید به آن توجه کرد. انشاا... تا اینجا هم استقبال خوب بوده باشد، من آماری الان در دست ندارم، ولی هرچه هست در این زمینه ها باید از نهادها و ارگان ها سوال کرد که درباره این موضوعات که خواسته های کلی نظام هم هست تا به حال چه کرده اید.

 آیا راه ندازی چنین جشنواره ای به معنای ناامیدی از دیگر نهادهای فرهنگی است؟

نه! نه! چرا اسمش را نا امیدی می گذارید. بگویید مطالبات.من می گویم ما باید بخواهیم. کسانی که موسس این جشنواره بودند، این مطالبات را باید می داشتند. من به عنوان کسی که داور این جشنواره خواهم بود، انتظارم این است که روزی که آثار را به من می دهند تا ارزش گذاری کنم، این آثار در حد این اسم باشد. پس من انتظارم الان بالاست. می گویم اسم جشنواره را گذاشته اید عمار، عنوان مردمی را هم به آن اضافه کرده اید انتظارها بالا رفته است، چون مثلا برای من عمار یک شخصیت شاخص بین حق و باطل است و یک شخصیت معیار است. عمار در صفین پنجاه سال تاریخ سیاسی اسلام را خط کشی می کند. پس عمار آدم کمی نیست و من می گویم این اسم را مجانی خرج نکنیم. موسسین این جشنواره باید از مسئولین مطالبه کنند که تا به حال در این زمینه ها چه کار کرده اند و در آینده چه کار می خواهند و باید بکنند. پس این را یک نا امیدی تلقی نکنید و یک مطالبه در نظر بگیرید.اگر مسئولین جشنواره اداری فکر نکنند و ده روز مانده به جشنواره دور هم جمع نشوند و بودجه ای را از جایی تمنا نکنند و همچنین برگزاری این جشنواره را یک وظیفه بدانند،مسلما این جشنواره جزو موفق ترین جشنواره ها خواهد بود.





هنرمندان حرف نو انقلاب اسلامی را به گوش جهانیان برسانند

 در ادامه این مراسم حجت الاسلام علیرضا پناهیان در سخنانی با بیان اینکه از نظر وی واژگانی چون نویسنده و یا فیلمساز مبهم است، گفت: یک نویسنده یا فیلمساز را با موضوعی که فیلم می سازد باید شناخت و آن موضوع مهم است که بیان شود که فلانی فیلم تاریخی می سازد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر فردی حرفی برای زدن نداشته باشد و فیلمساز، نویسنده و یا دارنده هر فنی شود در مقام تولید، اثر دچار مشکلاتی می شود.

پناهیان ادامه داد: این به دلیل آن است که چون حرفی برای گفتن ندارد می رود تا حرف پیدا کند بیاورد و آنگاه کار پرمغزی نخواهد داشت بلکه بالعکس به جای شکوفا شدن تخریب می کند و مهم این است که چه تفکری دارد و چه انگیزه ای دارد.

نایب رییس شورای مرکزی قرارگاه عمار با اشاره به آثار شهید آوینی در فیلمسازی و نویسندگی تاکید کرد: هیچ کس نمی تواند بگوید آوینی قبل از آنکه انقلابی باشد یک فیلمساز بوده است جرا که دغدغه انقلاب و اسلام داشت و جایی نوشت و جایی فیلم سازی کرد.

 این خطیب برجسته کشور با بیان اینکه جهان امروز ما وارونه است، افزود: آنها که در هنری قرار می گیرند باید انگیزه سخن گفتن داشته باشند.

وی با اشاره به برگزاری جشنواره فیلم عمار، تصریح کرد: این جشنواره فرصت داده که هر کس حرفی عمار گونه دارد و قدرت و تکنیک هنری دارد بیاید صحبت کند چرا که الان نوبت اوست که حرف بزند.

پناهیان همچنین با بیان حدیثی از امیرالمومنین(ع) که می فرمایند: «نصیحت عریزه مؤمن است»، گفت: مومن احساس وظیفه نمی کند بلکه نمی تواند حرف و نصیحتش را نگوید لذا نزدیک به رسانه که می شود آن سخن را بیان می کند.

وی با اشاره به دیدار امروز مقام معظم رهبری با سفرای ایران در جهان، افزود: امروز رهبری فرمودند که حرف تازه انقلاب را به جهان برسانید که این خطاب به اهالی رسانه است و سؤال این است که حرف تازه جمهوری اسلامی چیست؟ آیا حرف ما همان حرف های پوسیده ای است که تهوع آن توسط عناصر حیوان صفت جهان را پر کرده است؟!

پناهیان ادامه داد: امروز وقت آن است از کسانی که حرفی برای گفتن ندارند و یا حرف های پوسیده و قدیمی را می زنند ابراز تنفر کرد.

پناهیان با بیان اینکه حرف تازه انقلاب همه جهان را پر خواهد کرد، تاکید کرد: گوهر مرکزی حرف ما یک کلمه بیش نیست و آن ولایت فقیه است، نه انسانیت، نه عدالت، نه مفاهیم دینی بلکه حرف تازه ما ولایت فقیه است که با آن تمام این مفاهیم خوب متجلی می شوند و بدون ولایت فقیه هیچ سخن حقی دست یافتنی نیست. وی با بیان اینکه امام زمان (عج) ولایت را مستقر خواهد کرد، افزود: با استقرار ولایت، همه خوبی ها محقق می شود و بدون او این مواهب تحقق نمی یابد و امروز در مقدمه سازی برای ظهور هیچ مفهوم خوبی بدون ولایت فقیه محقق نمی شود.






دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با هدف ایجاد پایگاهی برای سینمای پیشرو انقلاب اسلامی و شناسایی و حمایت از فیلمسازان متعهد ، دوّمین جشنواره مردمی فیلم عمّار را برگزار کرد. این جشنواره با استقبال مناسبی از سوی فیلم سازان جوان روبه رو شده است. در این رابطه گفتگویی با وحید جلیلی رئیس دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی انجام گرفته است که در ادامه می‌آید:

جشنواره فیلم عمار از کجا آمد و با چه هدفی شروع شد؟

جشنواره فیلم عمار در یک فرایند طبیعی شکل گرفت. بعد از فتنه سال ۸۸ جریان فیلمسازی نسل سوم انقلاب به یک جوشش و انگیزش جدیدی رسیده و آثار زیادی تولید شد، قاعدتا این استعداد‌ها که تازه در این راه پا گذاشته‌اند نیازمند دیده شدن هستند، آثاری که این افراد خلق کرده‌اند باید مورد توجه قرار بگیرد، باید مخاطبینی که دنبال این فیلم‌هاهستند محافلی داشته باشند و نقاط تلاقی با این فیلمسازان پیدا کنند. جشنواره عمار یکی از این نقاط تلاقی است. یعنی این جشنواره نقطه تلاقی رسانه‌ها و مخاطب عام با جریان جدید فیلمسازی انقلاب اسلامی است که متاسفانه به شدت مورد بی‌توجهی، بی‌اعتنایی و انکار رسانه‌ها و محافل هنری و سینمایی نخبگانی قرار گرفته‌اند.

چرا رسانه‌ها به این جشنواره بی‌توجهی کردند؟

بی‌توجهی رسانه‌ها به این جشنواره خیلی چیز عجیبی نیست، دو گروه از رسانه‌ها نسبت به جشنواره عمار بی‌توجهند، یک گروه برخی از رسانه‌های به اصطلاح ارزشی و اصولگرا هستند که این‌ها بخاطر اینکه فرهنگ در ذهنیتشان موضوعیتی ندارد و در یک فضای سیاست زده نفس می‌کشند و هیچ چیز جز اخبار سیاسی آن هم از نوع منفی‌اش آن‌ها را سر شوق نمی‌‌آورد، قاعدتا به سمت اخبار این چنینی نمی‌آیند، ممکن است با این جشنواره و جشنواره‌هایی از این دست عنادی نداشته باشند و حتی از این نوع سینما هم خوششان بیاید، ولی ابتدائا و اصالتا در ذهن آن‌ها کار فرهنگی و هنری اهمیتی ندارد و از آنجا که غرق در مسائل روزمره سیاسی هستند، ‌اصلا رخدادی مانند جشنواره فیلم عمار در اندیشه آن‌ها و در منظومه فکری آن‌ها ضریبی پیدا نمی‌کند.

از طرف دیگر، رسانه‌هایی هستند که تحت سیطره فضای روشنفکری هستند که قاعدتا فضای روشنفکری حاکم بر بسیاری محافل و جریانات رسانه‌ای کشور از ابتدا در تعریف خودبا هرانچه که به انقلاب اسلامی و جامعه دینی ایران مربوط می‌شود مرز بندی دارند و اصلا بخش مهمی از جریان روشنفکری ایران برای انکار، نفی و بایکوت داشته‌های ملت و دستاوردهای جمهوری اسلامی شکل گرفته است، طبیعتا این‌ها هم تمایلی به بازتاب رسانه‌ای جریان فعال و پویایی مانند جشنواره فیلم عمار نداشتند.

جشنواره فیلم عمار گام بسیار بلند و جدی‌ئی در جهت اعتلای سینمای متعهد است، منتهی با توجه به این جشنواره و معدود جشنواره‌های دیگر در حوزه‌های دیگر فرهنگی، اقدام موثری در جهت اعتلای هنر و ادبیات متعهد انجام نشده است، در عین حال امروزه تقابل هنر متعهد با هنر روشنفکری خیلی جدی‌تر شده است، با توجه به اینکه در هنر متعهد خروجی مطلوب و عامه پسند نداریم چه باید کرد که خروجی آثار از هنرمندان و نویسندگان متعهد مورد پسند عامه جامعه قرار گیرد؟

شاید بهتر باشد که از منظر دیگری به این مقوله نگاه کنیم، نیازی ندارد که ما به هنر مسئول و مردمی جان بدهیم، بلکه همین که جانش را نگیریم کفایت می‌کند!! به نظر من اگر رسانه‌های بزرگ ما مانند رسانه ملی حتی موضع بی‌طرف داشتند؛ وضعیت هنر انقلابی ما خیلی بهتر از این بود، یعنی از آنجا که کار رسانه‌ای و مدیریت رسانه، مهندسی ضرایب است، اگر آن‌ها مانع نمی‌شدند که این آثار به مخاطب عام برسد؛ وضع هنر و ادبیات متعهد ما امروز اینگونه نبود.

شما ببینید یک جریان کوچک روشنفکری بدون کوچک‌ترین پایگاه اجتماعی در میان مردم، با برخورداری از چند برنامه رادیویی و تلویزیونی، خودش را به عنوان یک جریان خیلی مهم، جدی و تاثیرگذار معرفی می‌کند، همین امکان از جریانات هنری و ادبی دیگر دریغ می‌شود، اگر امکانات جمهوری اسلامی به شکل مساوی بین جریانات معاند انقلاب اسلامی در هنر و جریانات حزب اللهی در هنر تقسیم شود در یک رقابت مساوی خواهیم دید که چه کسی پیروز خواهد شد؛ اما متاسفانه امکانات نظام و مدیریت‌های فرهنگی منفعل نظام عمدتا در خدمت جریان‌های معاند یا جریانات خنثی است، ولی مثلا جریانی مثل جشنواره فیلم عمار هیچ «ضریبی» پیدا نمی‌کند، خوب است که اشاره کنم که زمانی که نقد می‌کنیم، برخی مدیران فرهنگی که زبان درازی دارند می‌گویند: «این‌ها فقط بلدند نقد کنند، خودشان نیرو ندارند، کار بلد نیستند، هنری ندارند و…»

خب! جشنواره فیلم عمار بخشی از دروغ‌های این‌ها را بر ملا کرد، این جشنواره نشان داد که چه کسانی در حرف و چه کسانی در عمل دغدغه انقلاب را دارند، جشنواره‌ای که هنوز نوپا است و با کمترین امکانات برگزار می‌شود، به حدی که می‌توان ادعا کرد این جشنواره از تمام جشنواره‌های سینمائی که در کشور برگزار می‌گردد به مراتب امکانات کمتری دارد، امکانات ما در برگزاری جشنواره فیلم عمار با یک فاصله زیاد از اکثر جشنواره‌های دیگری که در کشور برگزار می‌گردد کمتر بوده است، مطمئنا ما یک بیستم آن‌ها هم خرج نکرده‌ایم، ما آمادگی این را داریم که هزینه‌های این جشنواره را در مقابل انتشار هزینه‌های جشنواره‌های دیگری که توسط دولت و نهادهای دیگر برگزار می‌گردد منتشر کنیم.

با این شرایط قاعدتا وقتی جشنواره عمار بخشی از وجه ایجابی جبهه فرهنگی انقلاب را به شکل کاملا شفاف و انکار ناشدنی ارائه می‌کند باید هم مدیران منفعل و رسانه‌های روشنفکری موئتلف با آنان به انکار برخیزند و آن را بایکوت کنند، چرا که بسیاری از ادعاهای آنان را رسوا خواهد کرد.

توقع شما به عنوان یک فعال فرهنگی و در عین حال برگزار کننده این جشنواره از مسئولین ذی‌ربط چیست؟

ما توقع خاصی نداریم، ما فقط می‌خواهیم در حدی که دستگاه‌های رسانه‌ای و مدیران فرهنگی ما دارند به جریان‌های لیبرال، جریان‌های ضد انقلابی و جریان‌های معاند سرویس می‌دهند نصف آن را به بچه حزب الهی‌ها سرویس بدهند، ما از صدا وسیما انتظار داریم‌‌ همان سرویسی را که به فیلم‌های ضد ایرانی می‌دهد و همگام با «بی‌بی‌سی» و «وی او‌ای» پشت سر هم برای‌ آنان رپرتاژ آگهی پخش می‌کند، در شبکه‌های مختلف علمداران هنر منفعل و غرب زده را به عنوان اسطوره‌های هنری ایران پمپاژ می‌کند، نصف‌‌ همان را به هنرمندان متعهد اختصاص دهد، ما انتظار داریم نصف این سرویس‌ها را به جشنواره‌هایی مانند جشنواره فیلم‌ عمار بدهند، با اینکه این جشنواره یک ماه است آغاز شده است، چندین نشست مطبوعاتی در این زمینه برگزار کرده‌ایم، چندین بار با مسئولین صدا و سیما تماس گرفته‌ایم، نامه رسمی زده‌ایم، با بعضی از مدیران شبکه‌های صدا و سیما مکاتبات رسمی داشته‌ایم، شما ببینید نتیجه چه بوده است.

در تنها برنامه انحصاری رسانه دولتی جمهوری اسلامی؛ در یک برنامه صد درصد دولتی و صد در صد انحصاری سینمایی که صدا و سیما آن را پخش می‌کند، مجموعه جشنواره عمار هشت ثانیه را به خود اختصاص می‌دهد، در حالیکه در‌‌ همان برنامه ساعت‌ها در تعریف و تمجید آثار ضد ایرانی و حمله به نیروهای حزب الهی عرصه هنر امکانات بیت المال مصرف شده است.

تنها انتظار ما این است که آقایانی که صرفا به خاطر ادعای حزب اللهی‌گری مدیر شده‌اند، مرد باشند و نیمی از سرویسی که به ضد انقلاب داده می‌شود، ‌ نیمی از سرویسی که به هنر بی‌درد و روشنفکری و خنثی داده می‌شود، به بچه حزب الهی‌ها بدهند، متاسفانه این مساله اپیدمی است، در بسیاری جا‌ها همین‌گونه است، این وضعیت سیستم فرهنگی ما است.در همان سیستمی که دوستان ما از فیلم‌های رسما ضد انقلاب و طرفدار فتنه حمایت می‌کنند و صدها میلیون تومان خرج می‌کنند تا در حمایت از فتنه‌گران فیلمی بسازند و بعد هم روی پخش کردن آن را ندارند و باز خودشان فیلم را توقیف می‌کنند،به عمار که می رسد یاد مشکلات مالی و تعاریف اساسنامه ای شان می افتند! بعد همین‌ها در مواجهه با بچه‌های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی همواره آنان را متهم به بی‌هنری، عدم کار ایجابی و عدم تولید می‌کنند و وقتی که با نقض حرفشان مواجه می‌شوند فرار می‌کنند.

به عنوان سوال آخر، شما اشاراتی هم به برنامه هفت داشتید، ممکن است در این زمینه بیشتر توضیح دهید؟

آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است، فیلمی مثل پرتقال خونی ۴۵ دقیقه از وقت تلویزیون را می‌گیرد و متولیان این برنامه حتی یک کلمه تاکید می‌کنم حتی یک کلمه هم در خصوص این فیلم سخیف حرفی نمی‌زنند و نزدیک یک ساعت رپرتاژ آگهی پخش می‌کنند و وقتی به ۳۰۰ فیلم جشنواره عمار می‌رسد سهم کل آن جشنواره از‌‌ همان برنامه می‌شود ۸ ثانیه.





حاجی‌‌بخشی شخصیتی بین‌المللی بود

در ادامه اختتامیه جشنواره مردمی عمار از حاج ذبیح الله بخشی ، تقدیر شد و علاوه بر ارائه سخنانی از شهید آوینی درباره حاجی بخشی و همچنین فیلمی از وی در دوران هشت سال دفاع مقدس پخش شد

مسعود ده نمکی کارگردان سه گانه اخراجی ها با اشاره به رابطه جشنواره عمار و حاجی بخشی گفت:حاج بخشی ها سوژه های ما مستندسازان هستند و ما سوژه های مستندهای خودمان را فراموش می کنیم..

وی با بیان اینکه حاجی بخشی دارای بصیرت بود و یکی از شخصیت هایی است که کمتر درباره او حرف می زنند، گفت: از الان درباره او حرف ها بیشتر می شود و او کسی بود که زمانی حرف های ساده ای می زد که امروز از برخی نمایندگان و ... شنیده می شود.

ده نمکی شخصیت حاجی بخشی را شخصیتی بین المللی دانست و گفت: خبرنگار ساینس مانیتورز روزی در دفتر شلمچه پیش من آمد و گفت که یک آکادمی درباره جنگ ایران و عراق در آمریکا در حال کار است و من به جشنواره فجر می آیم و می بینم که فیلم های ضد جنگ در آن ساخته شده است.

وی افزود: پترسون می گفت امروز که همه به این نتیجه رسیده اند که صدام متجاوز است شما دارید برای دلخوشی ما غربی ها فیلم های روشنفکرانه علیه جنگ می سازید. ده نمکی با بیان اینکه پترسون مترجم فیلم های آوینی بود، اظهار داشت: وی به من گفت که سه عکس از جنگ ایران در اتاقم نصب کردم، یکی آوینی است و دومی عکس حاجی بخشی در سه راه مرگ است.



سخنران اصلی اختتامیه این جشنواره، نادر طالب‌زاده بود که در سخنانی با اشاره به علل تفاوت جشنواره عمار با دیگر جشنواره‌ها، گفت: علل این تفاوت در جنس فیلم‌های حاضر در این جشنواره است که بچه‌های حزب‌الهی در آن حضور دارند.
وی افزود: از دیگر دلایل تفاوت این جشنواره با دیگر جشنواره‌ها موضوعات نقد درونی و خارجی است که در برخی جشنواره‌ها حتی آن‌ها را راه نداده و نخواهند داد.
طالب‌زاده با بیان اینکه فیلم‌های این جشنواره دارای لحنی متفاوت با جاهای دیگر بود، تاکید کرد: فیلم‌های این جشنواره می‌توانند در خارج صدای انقلاب را برسانند، البته سینمای ایران به جشنواره‌های قالی قرمز رفته‌اند اما آنچه رفته حرف انقلاب نبوده است.
وی با اشاره به فیلم‌های بخش بیداری اسلامی حاضر در جشنواره عمار گفت: در حالی که زمانی ما نمی‌توانستیم انقلاب خودمان را ثبت کنیم و دیگران این کار می‌کردند امروز بچه‌های ایران انقلاب‌های عربی را ثبت می‌کنند.
دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار با بیان اینکه امیدوارم رسانه‌ها به این جشنواره توجه داشته باشند، افزود: خیلی از فیلمسازان حاضر در این جشنواره چون آوینی که مهندس آرشیتکت بود و به ضرورت وارد سینما شد، همان‌گونه وارد سینما شده‌اند و آنچه در این جشنواره است همه از انقلاب است.
وی تعریف جشنواره عمار با جشنواره فجر را متفاوت دانست و تاکید کرد: این جشنواره محل مسابقه نیست.
نادر طالب‌زاده با اشاره به اینکه بیشتر آثار دومین جشنواره عمار مستند بوده است، گفت: در میان آن‌ها فیلم‌های خشن، منعطف و ... دیده می‌شود که برخی از آن‌ها را حتی در رسانه ملی پخش نمی‌کنند.
وی با بیان اینکه امیدواریم سال آینده این جشنواره بین‌المللی شود، تاکید کرد: امیدواریم که بتوانیم با حضور سینماگران انقلابی منطقه راهمان را ادامه دهیم.
دبیر جشنواره عمار افزود: ما باید در این 30 سل گذشته فیلم از انقلاب به خارج می‌فرستادیم که این کار را نکرده‌ایم.




خیزش جمعی مکتبی ها به سوی فرهنگ

تریبون مستضعفین: اگر چه مسخر کردن ابزار پیچیده ای چون سینما کار سهل و آسانی نیست اما حضور جوانانی در عرصه هنر انقلابی-اسلامی که بر حسب عادت و طبیعت باید در حیطه ی دیگری به جز حیطه ی هنر و مستند سازی مشغول به کار می شدند، خود نشان از خیزش جمعی بچه مکتبی ها به سمت فرهنگ دارد.
 تکنیک به مانند شمشیر دولبه ای است که هم در دست صاحبان ثروت و قدرت می‌تواند وسیله‌ای باشد برای ساختن خدایگان دروغین بشر مدرن و اغوا و تهدید و به اسارت کشیدن مستضعفان عالم و هم در دست پایین انگاشته شدگان باشد علیه مستکبران.



با پیشرفت لوازم الکترونیکی و رسانه ای، انحصار تولیدان بصری و تصویری به مانند گذشته نیست و می توان با کمترین امکانات دست به تولید محصولی زد.حال این پیشرفت تکنولوژیکی می تواند در دست امت حزب الله برای رساندن حرفهایش عمل کند.

جشنواره‌ی عمار را می‌توان گردهمایی ستاره هایی دانست که در ظلمت شب نوید طلوع صبح روشنی را می‌دهند. افرادی که بدون پشتوانه خاص مالی و رسانه‌ای و بی هیچ ادعای ویژه هنری می‌خواهند حرف تازه‌ای در فضای فرهنگی هنری کشور مطرح کنند. حرف‌هایی که می‌پندارند زمین مانده و باید گفته شود.

اگر چه مسخر کردن ابزار پیچیده‌ای چون سینما کار سهل و آسانی نیست اما حضور جوانانی در عرصه هنر انقلابی-اسلامی که بر حسب عادت و طبیعت باید در حیطه ی دیگری به جز حیطه ی هنر و مستند سازی مشغول به کار می شدند، خود نشان از خیزش جمعی بچه مکتبی‌ها به سمت فرهنگ دارد. البته که را ه دراز است و مسیر ناهموار.

این هم آوایی و دغدغه مشترک بدون هماهنگ‌کننده ظاهری، به علت مشترکات ایمانی است. این و حدت بچه‌مکتبی‌ها ناشی از عقد اخوتی ناخوانده است که حتی زمانی که در گوشه‌ای به ظاهر دور افتاده از هم قرار داشته باشند از ظاهر گرفته تا نوع انگیزه و هدف آنها را نزدیک به هم می کند، گویی که سال‌ها با هم بوده اند.

این عقد اخوت ناشی از ایمانی موحدانه است که در ذات خویش فرار از کثرت به وحدت دارد و اگر نبود این ایمان به سختی ممکن بود این چنین افراد متفاوتی را در کنار یک هدف گرد هم آورد.

این اقبال سراسری نسسبت به هنر و به ویژه سینما که در حال حاضر عمدتا معطوف به مستند شده است نشان از یک خیزش و حرکت عمومی دارد که رفقای حزب اللهی احساس کرده اند برای کار در حوزه ی فرهنگ باید آستین ها را بالا زد.

دیگر منتظر ماندن مجاز نیست و باید به نیاز عمومی و تهاجم دشمن پاسخی در خور ارائه گردد. این حضور نسل جوان انقلاب،به علت احساس وظیفه ای است که در مقابل خلایی فرهنگی احساس نموده اند اتفاق افتاده است.

کاش در جشنواره فرصت بیشتری برای همفکری و شناختن نیروهای جبهه انقلاببود تا هم دلگرمی و امید واری برای فعالان باشد و هم انگیزه ای برای علاقمندان و هم فرصتی برای شناخت عناصر حاضر در سراسر جبهه فرهنگی .



نادر طالب زاده در حاشیه مراسم اختتامیه جشنواره فیلم عمار، غفلت ورزی جشنواره فیلم فجر را نسبت به مسئله انقلاب، یکی از دلایل برگزاری این جشنواره اعلام کرد و اظهار داشت: این بی توجهی نسبت به مسئله انقلاب، تدریجا اتفاق افتاد. قشرهای مختلفی فیلم ساختند. خیلی‌ از آثار با کیفیت خوب و قابل ارائه در دیگر جشنواره‌های خارجی ساخته شد. در خیلی از موارد این اتفاق هم افتاد و ما شاهد درخشش این آثار بودیم. به طوری که متاسفانه توجه مسئولین سینمایی ما به تولید فیلم‌های جشنواره‌‌ای در بعد بین الملل معطوف شد و مسئله‌ی انقلاب اسلامی در این بین مورد غفلت واقع شد.

دبیر دومین جشنواره فیلم عمار در ادامه با اشاره به بی توجهی مسئولان نسبت به فیلمسازان بسیجی و ولایت‌مدار در طی این‌سال‌ها گفت: فتنه‌ی ۸۸ مجالی بود برای آن‌که نیروهای مستعد ضرورت ورود به این عرصه را درک کنند. به دنبال همین جریان بود که جشنواره عمار پارسال شروع شد و امسال به شکل کنونی رسیده است.

وی جشنواره عمار را جلوه‌ای از یک اتفاق کلان فرهنگی و هنری معرفی کرد که در کشف استعدادهای مردمی و به کارگیری  آنها در طرح دغدغه‌های انقلابی اثر گذار بوده و خواهد بود.

طالب زاده در پاسخ به این سئوال که آیا ممکن است مسائلی که جشنواره فجر را از مسیر اصلی منحرف کرد دامن‌گیر این جشنواره نیز شود گفت: ممکن است این تهدیدها برای هر دو جشنواره وجود داشته باشد اما این‌ها بچه‌هایی هستند که امتحان خود را پس داده‌اند. چه در زمان جنگ، چه در بعد از جنگ و چه در دوران فتنه. این جوانان خود را شناخته‌اند و نسبت به وظایف و تعهدات خود آگاه هستند.

طالب زاده ادامه داد: تا زمانی که این مسیر درست طی شود، خطری ما را تهدید نمی‌کند. یعنی اصلا کسی نمی‌تواند در برابر زبانی که حقیقت را بیان می‌کند ایستادگی کند. شما در آینده نزدیک خواهید دید که در عرصه رقابت، کدام طیف از آثار توان ایستادگی و ماندن را در طی زمان خواهند داشت. به طور مطلق می‌دانم که زبان انقلاب اسلامی به زبان عمار خیلی نزدیک‌تر است.

این در حالی است که علیرضا سجادپور مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی، در همین مراسم ضمن مخالفت با نظر طالب زاده، کم‌کاری جشنواره فجر انقلاب اسلامی را نسبت به اهداف و آرمان‌های انقلاب، کم انصافی تلقی کرد.


به بهانه تجلیل از مستند روشنگرانه «مهار نشده»؛
 ایران، هسته ای شد

مرتضی محمودی

«مهار نشده» فیلمی ست در رابطه با پرونده انرژی هسته ای ایران. پرونده ای که سالهاست خبرهای جنجالی آن رسانه های دشمنان جمهوری اسلامی را مشغول کرده است. موضوعی که اساسا و قاعدتا باید یک موضوع کاملا ایرانی باشد، اما نیست. بسیاری از قدرت های سیاسی جهان به زور خود را وارد این پرونده کرده و بیش از ما برای خودشان درد سر درست کرده اند. جالب اینجاست که تاکنون بسیاری از تلویزیونهای آمریکایی و غربی در رابطه با این پرونده مستندهای رنگارنگ خبری ساخته اند و کار رسانه ای کرده اند، اما خود ما خیلی از این نظر آن را جدی نگرفته ایم. به این حساب «مهار نشده» را
 می توان ندیده ارزشمند و هوشمندانه ارزیابی کرد. الغرض، راوی فیلم یک دانشجوی پاکستانی است. دانشجویی که نهایتا توانسته ثابت کند یک ناظر بی طرف، اما آگاه است. در سکانسهای آغازین فیلم ابتدا سه رئیس جمهور امریکایی، فرانسوی و انگلیسی را می بینیم که اعلام می کنند در مورد پرونده هسته ای ایران هم عقیده بوده و به طور جدی با ادامه فعالیت ایران در این زمینه مخالف اند. بعد مجری یک برنامه ماهواره ای اعلام
 می کند فقط 18درصد از مردم  امریکا با فعالیت هسته ای ایران موافق هستند. بعد رژیم اسرائیل نیز اعلام می کند که مخالفت و مبارزه با هسته ای شدن ایران مهمترین محور اتحاد دنیای امروز است و تعدادی از سیاستمداران و صاحب نظران غربی با ادبیاتهای مختلف همین پیام را تکرار می کنند و می رسیم به سکانسهای کوتاهی از رئیس جمهور ایران که مقتدرانه و در کمال خونسردی اعلام می کند که «ایران هسته ای شد.» ضرب المثلی فارسی می گوید: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» انصافا پرونده هسته ای ایران یکی از مصادیق شگفت انگیز همین ضرب المثل است. سالهاست در شرایطی که نهادهای فرهنگی ما نمی توانند پیام انقلاب اسلامی را حتی در داخل مرزهای جمهوری اسلامی پوشش دهند، رسانه های توانمند غربی ناخواسته به نحوی عمل کرده اند که نهایتا پیام اقتدار انقلاب اسلامی را به گوش جهانیان رسانده و از «ایران» یک قدرت فرامنطقه ای نمایش داده اند. به نظر حقیر یکی از دلایل آغاز طوفانی و رشد ناگهانی بیداری اسلامی در کشورهای منطقه همین فشار رسانه های غربی در مورد پرونده هسته ای ایران بوده است. کشوری که یک روز پادشاهان پی در پی اش مترسک های دست نشانده امریکا و انگلیس بودند و قدرت های ملی اش هیچ اختیاری از خود نداشتند، امروز در مقابل چشم ملت های منطقه سالهاست که به عنوان یک قدرت تهدید کننده جدی کل جهان غرب معرفی می شوند! قدرتی که در اوج مخالفت ها و کارشکنی ها بزرگترین قدرت های سیاسی جهان، فقط با تکیه بر ملت و دانشمندان خودش توانسته در یکی از پیچیده ترین تکنولوژی های معاصر دنیا مطرح شود و روی پای خودش بایستد. فیلم با نمایش صحنه هایی از ترور مرحوم شهید شهریاری ادامه پیدا می کند. اعلام نظر های مستقیم و غیر مستقیم برخی از مقامات انگلیسی، اسرائیلی و امریکایی به سادگی نشان می دهد که کدام طرف قضیه تروریسم است و کدام طرف قربانی تروریسم. در کل «مهار نشده» ریتمی روان و ضرباهنگی خبری و مناسب دارد. تصاویر همراه نریشن با سرعت مناسبی عوض شده و روایت پیش می رود. راوی در این بخش اشاره ای به فتنه انتخابات دهم می کند که البته کمی بی مقدمه و کم ارتباط به نظر می رسد. اما در ادامه مصاحبه مستقیم با اقشار مختلفی از مردم را داریم،  از دانشجو گرفته تا رهگذران عادی خیابان. اکثر مردم طبق معمول موافق سیاست های
 هسته ای کشورشان هستند. حتی
 بعضی ها توقع دارند که دیپلماسی خارجی ایران بی ملاحظه تر رفتار کند. مصاحبه با برخی از چهره های دانشگاهی، سیاسی،
 رسانه ای و افراد نخبه از دیگر نقاط قوت فیلم است. پیام ها و اهداف محتوایی مهارنشده را می توان اینگونه برشمرد: 1- استکبار جهانی مداخله جویانه و ظالمانه در قبال پرونده هسته ای ایران موضع گیری می کند. 2- ترور شهید شهریاری سند روشنی است از مظلومیت انقلاب اسلامی 3- افکار عمومی ایران و بسیاری از کشورهای جهان (از پاکستانی و ژاپنی گرفته تا اروپایی) موافق دست یابی ایران به تکنولوژی هسته ای و حتی سلاح اتمی است.

4- استکبار جهانی در درجه اول با ماهیت وجودی انقلاب اسلامی مخالف است و
 نمی خواهد استقلال واقعی ملت ایران را بپذیرد. 5-مردم ایران یک ملت دینی و مذهبی هستند و یکی از مهم ترین الگوهای آنها نهضت امام حسین(ع) و عاشوراست. در واقع انقلاب اسلامی ماهیتی اسلامی و الهی دارد.6-جنگ تحمیلی علیه ایران یک جنگ کاملا ارزشی برای ملت ایران بود و در واقع این مردم در درجه نخست از ایمان و دیانت خود دفاع می کردند. 7- ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. 8- یازده سپتامبر یک دروغ بزرگ و یک توطئه از پیش طراحی شده توسط خود استکبار غربی بود. 9- امروز انقلاب اسلامی در بین بسیاری از مردم عادی و نخبگان جهان طرفدار دارد. 10- در مورد سلاح
 هسته ای این خود امریکا و قدرت های غربی هستند که ثابت
 کرده اند ناجوانمردانه و کاملا غیر قابل اعتمادند. 11- لبنان و فلسطین خط مقدم جبهه های مقاومت اسلامی و ایرانند. بنابراین حمایت های نظام ایران از حزب الله و حماس کاملا منطقی و موثر بوده اند. ضمن آنکه این حمایت ها تا حدود زیادی ماهیتی مردمی نیز دارند. 12- حامیان فتنه انتخابات و نیروهای اپوزیسیون انقلاب اسلامی تا حدود زیادی در راستای منافع دشمنان خارجی این نظام و استکبار جهانی عمل می کنند و حرف می زنند. به این ترتیب «مهار نشده» را می تواند مروری بر مهمترین شعارها و مبانی انقلاب اسلامی دانست که اتفاقا در رابطه با پرونده
 هسته ای نیز کاملا مشهود است. مواضع جمهوری اسلامی در این پرونده کاملا منطبق بر منافع ملی و ماهیت انقلاب اسلامی است. «مهار نشده» علی رغم گستردگی پیام ها و تنوع محورهای محتوایی اثری است کاملا منسجم و خوش ساخت. یکی از نقطه قوت های بارز این فیلم سکانس های آغازین و چند دقیقه ای ابتدایی فیلم است. گاهی برخی از
 مصاحبه ها آنچنان که باید تازگی نداشته و تا حدودی کار را از ریتم روان خود می اندازند. اما نقطه قوت غیر قابل انکار «مهار نشده» پیوند تمامی محورها و پیام های درون فیلم با ایمان دینی و باورهای اسلامی است. و تأکید بر اینکه مردم ایران بلاشک مردمی دینی هستند.














بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیدارى اسلامى»

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّد المرسلین و سیّد الخلق اجمعین سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الطّیّبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین.

 خوشامد عرض میکنم به همه‌ى شما میهمانان عزیز، جوانان عزیز، حاملان بشارتهاى بزرگ براى آینده‌ى امت اسلامى. هر کدام از شما، حامل یک بشارت بزرگ هستید. وقتى جوان در یک کشورى بیدار شد، امید به بیدارى‌هاى عمومى در آن کشور افزایش پیدا میکند. امروز جوانهاى ما در سرتاسر جهان اسلام بیدار شده‌اند. این همه دام مقابل پاى جوانها قرار داده شده، اما جوان مسلمان و غیور و بلندهمت، از این گرفتارى‌ها خودش را نجات داده. شما مى‌بینید در تونس، در مصر، در لیبى، در یمن، در بحرین چه اتفاق افتاد؛ در بقیه‌ى کشورهاى اسلامى چه حرکتى به وجود آمده. اینها همه بشارت است.

  آنچه که من به شما جوانان عزیز و فرزندان خودم عرض میکنم، این است که بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخى است. دوران جدیدى در همه‌ى عالم دارد آغاز میشود. نشانه‌ى بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لایزال الهى و تکیه‌ى به وحى. بشریت از مکاتب و ایدئولوژى‌هاى مادى عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد، نه لیبرال‌دموکراسى غرب جاذبه دارد - مى‌بینید در مهد لیبرال‌دموکراسى غرب، در آمریکا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف میکنند به شکست - نه ناسیونالیستهاى سکولار جاذبه‌اى دارند. امروز در میان امت اسلامى، بیشترین جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحى؛ که خداى متعال وعده داده است که مکتب الهى و وحى الهى و اسلام عزیز میتواند بشر را سعادتمند کند. این یک پدیده‌ى بسیار مبارک و بسیار مهم و پرمعنائى است.

  امروز در کشورهاى اسلامى علیه دیکتاتورى‌هاى وابسته قیام شده است؛ این مقدمه‌اى است براى قیام علیه دیکتاتورى جهانى و دیکتاتورى بین‌المللى، که عبارت است از دیکتاتورى شبکه‌ى فاسد و خبیث صهیونیستى و قدرتهاى استکبارى. امروز استبداد بین‌المللى و دیکتاتورى بین‌المللى متجسم است در دیکتاتورى آمریکا و پیروان آمریکا و شبکه‌ى شیطانى و خطرناک صهیونیستى. امروز اینها با روشهاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون در همه‌ى دنیا دارند دیکتاتورى میکنند. آنچه شما در مصر انجام دادید، در تونس انجام دادید، در لیبى انجام دادید، در یمن دارید انجام میدهید، در بحرین دارید انجام میدهید، در کشورهاى دیگر انگیزه‌ى آن بشدت به وجود آمده است، جزئى از مبارزه‌ى با این دیکتاتورى خطرناک و مضرى است که دو قرن است دارد بشریت را فشار میدهد. این پیچ تاریخى‌اى که گفتم، عبارت است از تحول از سیطره‌ى چنین دیکتاتورى‌اى به آزادى ملتها و حاکمیت ارزشهاى معنوى و الهى؛ این پیش خواهد آمد؛ استبعاد نکنید.

  این وعده‌ى الهى است که: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره».(1) خداى متعال تأکید میکند که اگر او را نصرت کردید، شما را نصرت خواهد کرد. ممکن است در نگاه عادى و مبتنى بر محاسبات مادى، بعید به نظر بیاید؛ اما خیلى از چیزها بعید به نظر مى‌آمد و اتفاق افتاد. شما در یک سال و دو سه ماه قبل از این آیا فکر میکردید که طاغوت مصر اینجور ذلیل شود و از بین برود؟ اگر آن روز به کسانى گفته میشد که رژیم وابسته‌ى فاسدِ مبارک ساقط خواهد شد، بسیارى استبعاد میکردند؛ اما اتفاق افتاد. اگر کسى دو سال قبل از این ادعا میکرد که در شمال آفریقا این حوادث عجیب به وقوع خواهد پیوست، اکثر باور نمیکردند. اگر کسى میگفت که در کشورى مثل لبنان، یک گروه جوانِ مؤمن خواهند توانست رژیم صهیونیستى و ارتش مجهز صهیونیستى را شکست بدهند، کسى باور نمیکرد؛ اما اینها اتفاق افتاد. اگر کسى میگفت که نظام جمهورى اسلامى با این همه دشمنى که از شرق و غرب علیه او اعمال میشد، خواهد توانست سى و دو سال مقاومت کند و روزبه‌روز قوى‌تر شود و جلوتر برود، کسى باور نمیکرد؛ اما اتفاق افتاد. «وعدکم اللَّه مغانم کثیرة تأخذونها فعجّل لکم هذه و کفّ ایدى النّاس عنکم و لتکون ءایة للمؤمنین و یهدیکم صراطا مستقیما».(2) این پیروزى‌ها آیت الهى است؛ اینها نشانه‌هائى از قدرت فائقه‌ى حق است که خداى متعال دارد به ما نشان میدهد. آن وقتى که مردم به میدان بیایند، آن وقتى که ما موجودى خودمان را وارد میدان کنیم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان میدهد؛ «والّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا».(3) خدا، هم هدایت میکند، هم کمک میکند، هم به اهداف عالى میرساند؛ شرطش این است که ما در میدان باشیم.

  آنچه تا امروز پیش آمده است، بسیار بزرگ است. دویست سال غربى‌ها با کمک پیشرفتهاى علمىِ خودشان بر امت اسلامى حکمرانى کردند؛ کشورهاى اسلامى را تصرف کردند؛ بعضى را مستقیماً، بعضى را غیرمستقیم به کمک دیکتاتورهاى محلى. انگلیس، فرانسه و در منتهاى کار، آمریکا - که شیطان بزرگ است - بر امت اسلامى تسلط پیدا کردند. هرچه توانستند، امت اسلامى را تحقیر کردند؛ غده‌ى سرطانى صهیونیسم را در قلب خاورمیانه - این منطقه‌ى حساس - کاشتند و او را از همه جهت تقویت کردند و مطمئن بودند که مقاصد و سیاستهاشان در این منطقه‌ى بسیار مهم عالم تأمین شده است. اما همت ایمانى، همت اسلامى، حضور مردمى، همه‌ى این خوابهاى باطل را از بین برد؛ همه‌ى این اهداف را متوقف کرد.

  امروز استکبار جهانى در مقابل بیدارى اسلامى احساس ناتوانى میکند. شما غالبید، شما پیروزید، آینده مال شماست. کارى که انجام گرفته است، کار بسیار بزرگى است؛ اما این پایان کار نیست - مهم این است - این شروع است، این آغاز است. ملتهاى مسلمان باید مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از میدانهاى گوناگون ازاله کنند.

  مبارزه، مبارزه‌ى همتها و عزمها و اراده‌هاست. هر طرف اراده‌ى قوى‌ترى داشته باشد، او غالب است. آن کسى که دلش متکى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ینصرکم اللَّه فلا غالب لکم»؛(4) اگر نصرت خدائى را به دست بیاورید، هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد؛ شما پیش خواهید رفت. ما میخواهیم ملتهاى مسلمان که تشکیل‌دهنده‌ى امت بزرگ اسلامى‌اند، آزاد باشند، مستقل باشند، عزیز باشند، تحقیر نشوند؛ با احکام مترقى و متعالى اسلام، زندگى خودشان را سامان بدهند؛ و اسلام میتواند. در طول سالیان دراز، ما را از لحاظ علمى عقب نگه داشتند؛ فرهنگ ما را پامال کردند، استقلال ما را از بین بردند. امروز ما بیدار شده‌ایم. ما میدانهاى علم را هم یکى پس از دیگرى تصرف خواهیم کرد.

  وقتى جمهورى اسلامى در سى سال قبل تشکیل شد، دشمنان میگفتند انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، اما قادر نیست میدانهاى زندگى را یکى پس از دیگرى مدیریت کند، و عقب خواهد نشست. امروز جوانان ما به برکت اسلام توانسته‌اند کارهاى بزرگى را در عرصه‌ى علم انجام بدهند که در گذشته هرگز به فکر خود آنها هم نمیرسید. امروز به برکت توکل به خداى متعال، جوان ایرانى کارهاى بزرگ علمى را انجام میدهد: اورانیوم را غنى‌سازى میکند، سلولهاى بنیادى را تولید میکند و پرورش میدهد، در زیست‌فناورى قدمهاى بلند برمیدارد، به فضا دست مى‌اندازد؛ همه به برکت توکل به خداى متعال و با شعار «اللَّه‌اکبر». ...(5)

  ما توانائى‌هاى خودمان را دست‌کم نگیریم. از بزرگترین آفتهائى که فرهنگ غربى بر کشورهاى اسلامى وارد کرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: یکى تلقین و تزریق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند که از شما کارى برنمى‌آید؛ نه در میدان سیاست، نه در میدان اقتصاد، نه در میدان علم؛ گفتند شما ضعیف هستید. ما کشورهاى اسلامى ده‌ها سالِ طولانى در این باور غلط باقى ماندیم و عقب ماندیم. تلقین دوم و باور دومى که به ما تزریق کردند، بى‌نهایت بودن و غیر قابل شکست بودن قدرت دشمنان ماست. اینجور تفهیم کردند که آمریکا را که نمیشود شکست داد، غرب را که نمیشود به عقب‌نشینى وادار کرد؛ مجبوریم در مقابل اینها تحمل کنیم.

  امروز براى ملتهاى مسلمان عینى شده است که این هر دو باور، غلط اندر غلط است. ملتهاى مسلمان میتوانند پیش بروند؛ میتوانند مجد و عظمت اسلامى را که یک روز در اوج افتخار و در قله‌ى درخشندگى علمى و سیاسى و اجتماعى قرار داشتند، تجدید کنند و دشمن مجبور است در میدانهاى متعددى عقب‌نشینى کند.

  این قرن، قرن اسلام است. این قرن، قرن معنویت است. اسلام عقلانیت را و معنویت را و عدالت را با یکدیگر به ملتها هدیه میدهد؛ اسلامِ عقلانیت، اسلامِ تدبر و تفکر، اسلامِ معنویت، اسلامِ توجه و توکل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ کار، اسلامِ اقدام؛ اینها تعالیم خداى متعال و تعالیم اسلامى است به ما.

  آنچه امروز مهم است، این است که دشمن در مقابل ضربه‌اى که در مصر و تونس و لیبى و بقیه‌ى کشورهاى منطقه کم‌وبیش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئه‌چینى است. باید متوجه توطئه‌هاى دشمن بود. باید مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربایند، راه‌ها را منحرف نکنند. از تجربه‌هاى دیگران استفاده کنید. دشمن کارهاى زیادى میکند براى اینکه انقلابها را منحرف کند، براى اینکه حرکتها را خنثى کند، براى اینکه مجاهدتها و خونهاى ریخته‌شده را ناکام کند؛ باید مراقب بود، باید هوشیار بود. شما جوانها موتور این حرکتها هستید؛ هوشیار باشید، متوجه باشید.

  ما در این سى و دو سال تجربیات زیادى داریم. سى و دو سال است که ما با دشمنى‌ها معارضه کرده‌ایم، ایستادگى کرده‌ایم و بر دشمنى‌ها فائق آمده‌ایم. ...(6) هیچ توطئه‌اى نبوده است که غرب و آمریکا بتوانند علیه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نداده باشند. هر کارى نکردند، چون نمیتوانستند. هر کارى توانستند، کردند و در همه‌ى مراحل توى دهنشان خورده است و شکست خورده‌اند. ...(7) بعد از این هم همین جور خواهد بود. بعد از این هم در همه‌ى توطئه‌ها علیه جمهورى اسلامى شکست خواهند خورد؛ این وعده‌ى الهى است به ما، و ما شک نداریم.

  ما در صدق وعده‌ى الهى تردید نمیکنیم. ما به خداى متعال سوءظن نداریم. خداى متعال ملامت میکند کسانى را که به او سوءظن دارند؛ «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائرة السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا».(8) وعده‌ى خداى متعال، وعده‌ى صادق است. ما چون وارد میدانیم، داخل عرصه‌ى مبارزه هستیم - ملت ایران همه‌ى امکانات خود را وارد عرصه کرده است - بنابراین نصرت الهى قطعى است. در همه‌ى کشورهاى دیگر هم همین جور است. منتها باید هوشیار باشیم. همه‌ى ما باید هوشیار باشیم. همه‌ى ما بایستى متوجه مکائد دشمنان باشیم. دشمن سعى میکند حرکتها را خنثى کند، اختلاف ایجاد کند.

  امروز نهضت اسلامى در دنیاى اسلام شیعه و سنى نمیشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالکى و حنبلى و زیدى نمیشناسد؛ عرب و فارس و بقیه‌ى قومیتها را نمیشناسد؛ در این میدان عظیم، همه هستند. سعى کنیم دشمن بین ما تفرقه نیندازد. همه با هم احساس برادرى کنیم، هدف را مشخص کنیم. هدف، اسلام است؛ هدف، حکومت قرآنى و اسلامى است. البته بین کشورهاى اسلامى مشترکاتى وجود دارد، تمایزهائى هم وجود دارد. هیچ الگوى واحدى براى همه‌ى کشورهاى اسلامى وجود ندارد. در کشورهاى مختلف، شرائط جغرافیائى، شرائط تاریخى، شرائط اجتماعى مختلف است؛ اما اصول مشترکى وجود دارد: همه با استکبار دشمنیم، همه با تسلط و سیطره‌ى خباثت‌آمیز غرب مخالفیم، همه با وجود غده‌ى سرطانى اسرائیل مخالفیم. ...(9)

  هر جائى که احساس بشود کارى دارد انجام میگیرد که به نفع اسرائیل است، به نفع آمریکاست، آنجا باید هوشیار باشیم؛ بدانیم این حرکت، حرکت بیگانه است؛ حرکت غریبه است؛ حرکت خودى نیست. آنجائى که حرکت، یک حرکت اسلامى و ضد صهیونیستى و ضد استکبارى و ضد استبدادى و ضد فساد است، آنجا حرکت، حرکت درستى است؛ آنجا همه با هم خودى هستیم؛ دیگر شیعه هستیم، سنى هستیم، از این کشوریم، از آن کشوریم، تفاوت نمیکند. باید همه یک‌جور فکر کنیم.

  ببینید امروز - این یک مثالِ پیش‌پاافتاده و جلوى چشم است - تمام دستگاه‌هاى رسانه‌اى دنیا سعیشان بر این است که مردم بحرین و حرکت بحرین را در انزوا قرار بدهند. داعى بر این کار چیست؟ چون مسئله، مسئله‌ى شیعه و سنى است. میخواهند اختلاف ایجاد کنند، میخواهد تمایز و خطکشى به وجود بیاورند. بین آن مسلمانان و مؤمنینى که به این مذهب یا آن مذهب اسلامى گرایش دارند، تفاوتى وجود ندارد. وجه مشترک همه، اسلام است. وجه مشترک همه، امت اسلامى است؛ وحدت امت اسلامى است. ...(10) رمز پیروزى و تداوم حرکت، توکل به خدا، حسن‌ظن به خدا، اعتماد به خداى متعال و حفظ وحدت و پیوستگى است.

  عزیزان من! فرزندان من! مواظب باشید دشمن حرکت شما را متوقف نکند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پیغمبرش میفرماید: «فاستقم کما امرت»،(11) «و استقم کما امرت»؛(12) استقامت کن. استقامت یعنى ایستادگى کردن، ادامه دادن، راه را دنبال کردن، متوقف نشدن؛ این رمز کار است.

 باید پیش برویم. این حرکت، حرکت موفقى است؛ چون آفاق روشنى دارد. افق، روشن است. آینده، آینده‌ى بسیار روشنى است. آن روزى خواهد رسید که امت اسلامى به حول و قوه‌ى الهى در اوج اقتدار و استقلال قرار بگیرد ...(13) ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصیات خود، تمایزهاى خود، در زیر چتر واحد دعوت الى‌اللَّه و الى‌الاسلام قرار بگیرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است که امت اسلامى عزت خود را پیدا خواهد کرد.

 ما در کشورهاى خودمان منابع زیرزمینى داریم، مناطق راهبردى و استراتژیک داریم، امکانات طبیعىِ فراوان داریم، انسانهاى برجسته داریم، نیروهاى انسانىِ پیشرفته و بااستعداد داریم؛ بایستى همت کنیم. خداى متعال هم ان‌شاءاللَّه به این همت برکت خواهد داد.

 من به شما جوانها بگویم، آینده مال شماست. شما جوانها به حول وقوه‌ى الهى و باذن‌اللَّه آن روز را خواهید دید و ان‌شاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحویل خواهید داد.

 والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 1) حج: 40
 2) فتح: 20
 3) عنکبوت: 69
 4) آل‌عمران: 160
 5) نداى تکبیر
 6) نداى تکبیر و شعار «لبیک یا خامنه‌اى»
 7) شعار «الموت لأمریکا»
 8) فتح: 6
 9) شعار «الموت لاسرائیل»
 10) نداى تکبیر و شعار «وحدة وحدة اسلامیة»
 11) هود: 112
 12) شورى: 15
 13) شعار «هیهات منّا الذّلة»